مقالات فتح خرمشهر

تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور

درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه

http://hodarayaneh.org

سايت هدي بلاگ

http://hodablog.net

 

« فتح خرمشهر فتح خاك نيست ، بلكه فتح ارزشهاست.» امام خميني (ره )

خرداد 1361 عمليات بيت المقدس (آزاد سازى خرمشهر)

بلافاصله پس از عمليات فتح المبين در 10 / 1 / 1361 جلسه مشترك فرماندهان ارتش و سپاه تشكيل ، و به كليه يكانها ابلاغ شد كه طى دو هفته آينده بازسازى يكانها و طرح ريزى عمليات آتى را در انجام داده و نتيجه را اعلام كنند.

متعاقب دركى كه از ضرورت تعجيل در عمليات وجود داشت ، تلاش براى آمادگى ، شتاب چشمگيرى به خود گرفت ، زيرا تاءخير در عمليات با توجه به فرارسيدن فصل گرما در منطقه جنوب و هوشيارى دشمن نسبت به آغاز آن مى توانست در انجام ماءموريت نيروها و رسيدن به اهداف مورد نظر لطمات جبران ناپذيرى به بار آورد. از سوى ديگر نيروهاى دشمن در پى ضربات ناشى از عمليات فتح المبين دچار بحران و آشفتگى روانى شده بودند. از اين رو انجام هر چه سريعتر عمليات در آن شرايط ضريب موفقيت را افزايش مى داد.

سرانجام پس از بحث و بررسيهاى فراوان ، از سوى قرارگاه مركزى كربلا ماءموريت عمليات به شرح زير اعلام شد:

نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران،متشكل از نيروهاى زمينى ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ماءموريت دارند كه درساعت (س ) روز (ر) در منطقه عمومى جنوب رودخانه كرخه در غرب رودخانه كارون تك نموده و ضمن انهدام نيروهاى موجود دشمن و آزادسازى خرمشهر و هويزه خط مرز بين المللى را تاءمين كنند و از حمله مجدد احتمالى به كشور اسلامى جلوگيرى نمايند.

براى عمليات دو راه كار پيشنهاد شده بود. نخستين راه كار تهاجم به دشمن با اتكاء به جاده اهواز - خرمشهر و با استفاده از شبكه هاى جاده اى منطقه بود و ديگرى تهاجم به دشمن با عبور از رودخانه كارون . سرانجام با توجه به ماءموريت و وضعيت دشمن ، استعداد نيروى خودى و وضعيت دشمن ، راه كار دوم كه عبور از رودخانه كارون و تاءمين سرپل و استقرار نيروى كافى در غرب رودخانه و ادمه بى درنگ عمليات انتخاب شد.

بر مبناى راه كار، مانور نيروها در طرح عمليات بيت المقدس به شرح زير تعيين شده :

فرماندهان عمليات كربلا در جنوب با قرارگاههاى قدس و نصر و فتح تك نموده ، دشمن را در منطقه عمومى اهواز، غرب كارون منهدم ، خرمشهر و خط مرز را تاءمين و آفند خود را به منظور تاءمين خطوط مرزى تا رسيدن به ساحل شرقى شط العرب ادامه داده و سپس در منطقه پدافند مى نمايد. اين عمليات در 4 مرحله مى بايد به مورد اجرا گذاشته مى شد.

يكانهاى ارتش و سپاه با بهره گيرى از تجربيات موفق عمليات ثامن الائمه ، طريق القدس ، فتح المبين ، دوشادوش يكديگر در عمليات بيت المقدس شركت كردند. ادغام اين نيروها سبب افزايش توان رزمى آنها شد و توانستند حماسه پيروزى بر دشمن و آزادى خرمشهر را به وجود آورند.

195 گردان متشكل از يكانهاى ارتش و سپاه و نيروهاى بسيج مردمى ، در سه قرارگاه مشترك سازماندهى و هر يك از آنها داراى فرماندهى مشترك شدند.

در اين عمليات همچون گذشته ، كميت مبناب تصميم گيريها و متوقف كننده اقدامات نبود و رزمندگان اسلام و فرماندهان آنان با اتكا بر قدرت لايزال الهى و روحيه شهادت طلبى و با يقين به امدادهاى الهى ، كار جنگ و دفاع از سامان دادند.

نيروهاى متجاوز عراقى در اين منطقه ، در كنترل عملياتى سپاه 3 عراق به فرماندهى سرلشكر ستاد صلاح الدين القاضى قرار داشت و شامل لشكرهاى 6،9، 3 زرهى ، 5 مكانيزه ، 11، 15 پياده و تعدادى تيپهاى زرهى ، مكانيزه و پياده مستقل يا ماءمور از لشكرهاى ديگر و يكانهاى از ارتش خلقى (جيش الشعبى ) بود.

فرماندهى ارتش عراق بعد از نبردهاى طريق القدس و فتح المبين دريافته بود كه عمليات گسترده بعدى نيروهاى ايرانى در منطقه اهواز - خرمشهر خواهد بود و فعاليتها و نقل انتقالات و تمركز نيروها در شرق كارون و شمال كرخه كور براى دشمن نشانه هاى گويايى به شمار مى رفت .از اين رو همزمان با افزايش فعاليتهاى يكانهاى خودى ، اقدامات دشمن نيز در اين منطقه شدت يافت .

سرانجام عمليات بيت المقدس در 30 دقيقه روز 10 ارديبهشت 1361 با قرائت رمز عمليات بسم الله الرحمن الرحيم . بسم الله القاصم الجبارين ، يا على ابن ابيطالب از سوى فرماندهى قرارگاه كربلا، آغاز شد. شهيد آيت الله صدوقى و آيت الله مشكينى نيز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر يك به طور جداگانه اى ، پيامهايى را به وسيله بى سيم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.

عمليات بيت المقدس را به چهار دوره زمانى به شرح زير مى توان تقسيم كرد:

مرحل اول از روز 9تا 16 ارديبهشت :

در اين مرحله رزمندگان اسلام ضمن تصرف و تحكيم سرپل ، تلاش كردند تا نيروهاى عراقى را در جبهه كرخه كور و فكه درگير نگه دارند. دشمن با شروع مرحله اول عمليات اقدام به اعزام نيرو به منطقه و تقويت نيروهايش ‍ در شلمچه و خط مرزى كرد و ابتدا تلاش نمود كه با انجام يك تك ، منطقه سرپل را بازپس گيرد و يا حداقل سازماندهى نيروهاى خودى را بر هم بزند. و مانع از تثبيت منطقه سرپل وانجام مرحله دوم عمليات شود.

مرحله دوم از 17 ارديبهشت تا 21 ارديبهشت :

تاكتيك رزمندگان اسلام در عبور از رودخانه ، دشمن را كاملا غافلگير كرد، به گونه اى كه دشمن آشفتگى و از نظر روحى در شرايط بحرانى قرار گرفت .

و رزمندگان اسلام به پيشروى خود از سرپل ادامه ، و با موفقيت قسمتى از خط مرز را تاءمين كردند و نيروهاى دشمن را منهدم ساختند.

نيروهاى عراقى از جبهه كرخه كور عقب نشينى كردند و قرارگاه نصر تلاش ‍ كرد تا خرمشهر را احاطه كند. در شرايط بوجود آمده دشمن دچار سردگمى ، و از سه طرف احساس خطر مى كرد. بدين ترتيب كه عقبه لشكرهاى 5 و 6 در معرض تهديد جدى قرار داشت ، عقبه كليه نيروهايى كه در خرمشهر استقرار داشتند، تهديد مى شد، همچنين در شرايطى كه هيچ گونه مواضع دفاعى مستحكمى براى حفظ شهر بصره وجود نداشت ، اين شهر در برابر رزمندگان اسلام قرار گرفته بود. از اين رو فرماندهى دشمن دچار ترديد شده بود كه براى حفظ مناطق اشغالى و خرمشهر تلاش كند يا براى حفظ بصره .

مرحله سوم عمليات در 22 تا 31 ارديبهشت :

پس از مرحله دوم عمليات ، برترى رزمندگان اسلام نسبت به دشمن قطعى شد و ابتكار عمل به طور كامل در اختيار رزمندگان اسلام قرار گرفت . از اين پس تصميم گيرى در جبهه خودى به آسانى و در جبهه دشمن با سخنى و سردرگمى صورت مى گرفت . نيروهاى اسلام پيشروى مى كردند، و دشمن مردد و مرتب در حال عقب نشينى و فرار بود.

با پيدايش شرايط جديد و آگاهى از اضمحلال دشمن ، فرماندهان در قرارگاه مركزى كربلا تشكيل جلسه دادند تا علاوه بر تجزيه و تحليل و بررسى علل عقب نشينى دشمن و شرايط جديد، نسبت به ادامه عمليات نيز تدابير لازم اتخاذ شود. سرانجام تصميم به انجام مرحل سوم عمليات گرفتند.

در اين مرحله علاوه بر خستگى نيروها، با تعجيل در عمليات شناسايى هاى لازم انجام نشده بود ولى دو نتيجه مهم در پى داشت :

1 - انهدام دشمن : در محورهاى مختلف ، نيروهاى دشمن در اثر تهاجم پى درپى رزمندگان اسلام دچار ضعف شديد روحى و جسمى شده و قادر به مقاومت نبوده و منهدم شدند.

2 - واكنش دشمن : در طى مرحله سوم عمليات ، دشمن در تاريخ 24 / 2 / 1361 به پاسگاههاى شهابى كه شب قبل به دست نيروهاى خودى فتح شده بود، حمله كرد. به نظر مى رسيد كه دشمن قصد دارد، مانع تحكيم مواضع رزمندگان در منطقه شمالى و گسترش آنها به سمت جنوب بشود، بلافاصله در شب بعد رزمندگان اسلام طى حمليه اى به دشمن ، مجددا پاسگاه مزبور را به تصرف خود درآوردند.

مرحله چهارم عمليات از 1 تا 4 خرداد 1361:

سرانجام در ساعت 30، 22 اول خرداد 1361 تلاش رزمندگان اسلام براى آزاد سازى خرمشهر با رمز بسم الله القاصم الجبارين يامحمدبن عبدالله صلى الله عليه و آله آغاز شد. در برابر تك سريع غافلگيرانه رزمندگان اسلام نيروهاى عراقى دچار وحشت و سرگردانى شديد شدند و نتوانستند واكنش مهمى از خود نشان دهند و ارتباط يكانهاى دشمن با يكديگر قطع شد.و فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقى از منطقه خرمشهر گوياى از هم پاشيدگى سازمان يكانهاى دشمن در خرمشهر بود.

در روز دوم خرداد نتيجه پيكار درخشان بود و قرار گاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسيد. تعداد اسراى عراقى در اين روز از 2830 نفر تجاوز كرد و يكانهاى از دشمن كه در منطقه بين نهر عرايض و شلمچه مستقر بودند، به ميزان زياد منهدم شدند.

على رغم حضور گسترده هواپيماهاى عراقى در آسمان منطقه ، عقابان تيزپرواز نيروى هوايى ارتش در پشتيبانى از يكانهاى رزمنده ، در صحنه عمليات بيت المقدس حضورى فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقيها بر روى شط العرب (141) و مناطق تجمع آنان در آن سوى رودخانه ، نقش ‍ ارزنده اى در آزادسازى خرمشهر ايفا كردند.

در اواخر روز 2 خرداد كربلا پس از بررسى آخرين وضعيت احاطه كامل خرمشهر، تصميم گرفت تا رزمندگان اسلام با ورود به شهر، آن را از لوث وجود نيروهاى عراقى پاك گردانند. سرانجام در ساعت 3 بامداد 3 خرداد واحدهايى از رزمندگان ايران به آن سوى رودخانه وارد شدند.

از طرف ديگر جمعى از نيروهاى عراقى مستقر در خرمشهر با استفاده از تاريكى شب و قايق اقدام به فرار كردند كه تعدادى از اين قايقها توسط تكاوران نيروى دريايى هدف قرار گرفتند و سرنشينان آنها غرق شدند.

نيروهاى عراقى از ساعت سه و پنچاه دقيقه بامداد تا يك و نيم بعد از ظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتك كردند و تلاش نمودند تا از طريق جاده شلمچه - خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكنند، اما هر بار با پايدارى و مقاومت دلاورانه رزمندگان ايرانى مواجه شدند و با ديدن خساراتى عقب نشينى كردند.

در ساعت 11 صبح روز 3 خرداد در حالى كه درگيرى شديدى بين قواى ايران و نيروهاى عراق در شمال نهر خين جريان داشت و دشمن درصدد بود تا هر طور شده حلقه محاصره خرمشهر را بشكند، رزمندگان ايرانى از جناح غرب و خيابان كشتارگاه وارد شهر شدند. دشمن در ناحيه گمرگ خرمشهر در كنار اروند اندكى مقاومت كرد كه آن هم بسرعت در هم شكسته شد.

سرانجام در ساعت 12 قواى ايران از سمت شمال و مشرق نيز وارد شهر شدند و نيروهاى متجاوز بعثى كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشتند راهى جز اسارت يا فرار و ياكشته شدن نداشتند بدين جهت واحدهاى عراقى گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهورى اسلامى ايران برفراز مسجد جامع و پل تخريب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد. بدين اين شهر مقاوم كه پس از 35 روز پايدارى و مقاومت در 4 ابان 1359 به اشغال دشمن در آمد بود و پس از 578 روز (19 ماه ) اسارت ، بار ديگر به آغوش گرم ميهن اسلامى باز گشت و پيگره باك آن از لوث وجود متجاوزان تطهير گرديد .

رزمندگان اسلام در اولين اقدام خود پس از آزاد سازى شهر، نماز شكر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه كردند. خبر آزاد سازى خرمشهر بسرعت در همه جا طنين افكند و ملت مسلمان ايران اسلامى را كه مدتها در آرزوى شنيدن چنين خبر مسرت بخشى بوده غرق در شادى و سرور كرد. مردم به خيابانها ريختند و با پخش شيرينى به جشن و شادى پراختند. در پايان آن روز امت شهيد پرور ايران با حضور در مساجد نماز شكر به جاى آورد و با فرا رسيدن شب به يمن پيروزى حق بر باطل بر پشت بامها نداى الله اكبر سر دادند.

نتايج نظامى به دست آمده از عمليات بيت المقدس 

- آزاد سازى 5400 كيلومترى مربع از خاك كشور اسلامى ، از جمله خرمشهر و تاءمين 180 كيلومترى خط مرزى .

- 19 هزار اسير و 16 هزار كشته از دشمن .

- خسارات و ضايعات وارده به دشمن انهدام ، 60 روند هواپيما، 3 فروند هلى كوپتر 418 دستگاه تانك و نفربر، 30 قبضه توپ ، 49 دستگاه خودرو.

- غنايم به دست آمده از دشمن : يك فروند هلى كوپتر، 105 دستگاه تانك و نفربر و 56 دستگاه خودرو.

- يكانهاى زير در خرمشهر منهدم شدند:

تيپ 20 ماءموريت ويژه ، تيپ 9گارد مرزى ، تيپهاى 22، 44، 55، 60، 238 و 113 پياده .

همچنين تعداد زيادى از نيروهاى تيپها و لشكرهاى زير كشته و يا اسير شدند:

تيپهاى 420، 416، 28، پياده ، تيپ 104 گارد مرزى ، تيپ 31 نيروى مخصوص ، تيپ 10 زرهى ، لشكر 5 مكانيزه ، لشكر 3 زرهى ، لشكر 6 زرهى ، لشكر 11 پياده ، لشكر 7 پياده .

اهميت فتح خرمشهر

فتح خرمشهر از دو جهت حائز اهميت خاص بود:

جهت اول اينكه : با اين پيروزى بزرگ ، جنگ وارد مرحله نوينى شد و قواى اسلام با تهاجمات كوبنده خود مرحله به مرحله پيروزيهاى تازه اى را به ملت مسلمان ايران و همه ملتهاى مسلمانى كه عاشق و شيفته انقلاب اسلامى هستند و چشم اميد به اين نهضت دوخته اند، هديه كرد.

بابى جديد بر روى سلحشوران ايران گشوده شد تا با حملات برق آسا و دلاورانه آنها دشمن زبون ديوانه وار به استفاده از سلاح هاى شيميايى مجبور شد.

دشمن مى دانست كه اين مرحله از جنگ با اسرائيل پيشين ، تفاوتى فاحش ‍ دارد و يورشهاى سهمگين و بى باكانه لشكريان اسلام را هيچ گونه پاسخگو نيست .

اين درماندگى و بيچارگى باعث شد، تا دشمن به سلاحهاى شيميايى پناه ببرد اما زمان كوتاهى نگذشت كه اين سلاح نيز كهنه شد و راهى براى نجات رهايى خصم از دام مرگ و ذلت گشوده نشد.

جهت دوم اينكه : اين فتح عظيم باعث شد آمريكاى جهانخوار و ساير قدرتهاى استعمارى حساب كار خود را بكنند و از موضع تهاجم و حمله ، به موضع دفاع بيفتند؛ آنان پيش از اين مى پنداشتند كه عراق خواهد توانست پس از پيروزى بر ايران جايگزين رژيم دست نشانده سابق و ژاندارم اصلى منطقه كه در اثر انقلاب اسلامى از ميان رفته بود، گردد تا حافظ و نگهبان منافع آنان در منطقه شود؛ ليكن پس از فتح خرمشهر، نه تنها انديشه تصرف در ايران غير ممكن شد، بلكه هول و وحشت سقوط رژيم دست نشانده صدام هم سراپاى وجود ناپاكشان را فرا گرفت و آنها را وادار كرد كه كوشش ‍ و تلاش بكنند تا شايد صدام را از سقوط نجات دهند.

پيام حضرت امام خمينى ره (142) به مناسبت عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر

بسم الله الرحمن الرحيم

با تشكر از تلگرافاتى كه در فتح خرمشهر به اين جانب رسيده است ، سپاس ‍ بى حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامى و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود؛ و اين جانب با يقين به آن ماالنصر الا من عند الله از فرزندان اسلام و قواى سلحشور مسلح كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقية الله الاعظم اروحنالمقدمه الفدا را از جنگ گرگان آدمخوار كه آلتهايى در دست ابرقدرتان خصوصا آمريكاى جهانخوارند، بيرون آورد و نداى الله اكبر را در خرمشهر عزيز طنين انداز كرد و پرچم پرافتخار لااله الا الله را بر فراز آن شهر خرم كه با دست پليد جنايتكاران غرب به خون كشيده شده و خونين شهر نام گرفت ، - به اهتزاز درآورد - تشكر مى كنم و آنان فوق تشكر امثال من هستند.

آنان به يقين مورد تقدير ناجى بشيريت و برپاكننده عدل الهى در سراسر گيتى روحى لتراب مقدمه الفداء مى باشند. آنان به آرم ما رميت اذ رميت و لكن الله رمى مفتخرند. مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزيزان و نورچشمان اسلام اين فتح و نصر عظيم كه با توفيق عظيم كه با توفيق الهى و ضايعات كم و غنائم بى پايان و هزاران اسير گمراه و مقتولين و آسيب ديدگان بدبخت كه با فريب و فشار صدام تكرينى اين ابر جنايتكار دهر به تباهى كشيده شدند، سرافرازانه براى اسلام و ميهن عزيز افتخار ابدى هديه آورديد و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنين فداكارانى هستند كه ستاره درخشنده پيروزيهاى آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نورافشانى خواهد كرد و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنين فداكارانى هستند كه ستاره درخشنده پيروزيهاى آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نورافشانى خواهد كرد و مبارك باد بر ملت عظيم الشاءن ايران ، اين چنين فرزندان سلحشور جان بركفى كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند و مبارك باد بر اسلام بزرگ اين متابعانى كه در دو جبهه جنگ با دشمنان باطنى و دشمنى ظاهرى پيروزمندانه و سرافراز امتحان خويش را دادند و براى اسلام سرافرازى آفريدند و هان اى فرزندان قرآن كريم و نيروى ارتشى ، سپاهى ، بسيجى ، ژاندارمرى شهر بانى و كميته ها و عشاير و نيروهاى مردمى داوطلب و ملت عزيز، هشيار باشيد كه پيروزى هرچند عظيم و حيرت انگيز است ، شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور شما را به خود جلب نكند كه اين آفتى بزرگ و دامى خطر ناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم مى آيد و براى اولاد تباهى مى آورد و من با آنكه به همه شما اطمينان تعهد به اسلام دارم ، از تذكرى كه براى مؤ منان نفع دار بايد غفلت نكنم ، چنانچه از نصيحت مظلوم ، دولت و ملت پيروزمند ما از موضع قدرت سخن مى گويند و من به پيروى از آنان به شما اطمينان مى دهم كه اگر از اطاعت بى چون و چرا آمريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد، از ما جز خير و پشتيبانى نخواهيد ديد و شما بدانيد آن قدر كه ابرقدرتهاى كوچك و حكومتهااى ضعيف هستيد، پشتيبانى نمى كنند و شما عاقبت اين جنايتكار و همقطار جنايتكارش شاه مخلوع را به عيان ديده ايد. قدرتهاى بزرگ پيش از آنكه از شما استفاده نمايند، از شما طرفدارى نمى كنند و شماها را براى منافع خويش به هلاكت مى كشند و من نصيحت برادرانه به شما مى كنم كه كارى نكنيد كه قرآن كريم براى برخورد با شما تكليف نمايد و ما به حكم خدا با شما رفتار كنيم ، و يقين بدانيد كه امثال حسنى مبارك مصرى و حسين اردنى و ديگر هم جنايتكاران آنان براى شما نفعى ندارند و دين و دنياى شما را تباه مى كنند و اگر به نشستهاى خود بخواهيد طرح كمپ ديويد يا فهد را كه مرده اند، زنده كنيد - كه ما خطر بزرگ براى كشورهاى اسلامى خصوصا حرمين شريفين مى دانيم - اسلام به ما اجازه سكوت نمى دهد و اين جانب در پيشگاه مقدس خداوند تكليف الهى خود را اداء نمودم ، اكنون دست تضرع و دعا به سوى خالق يكتا بلند كرده و به قواى مسلح اسلام و فداكاران قرآن كريم و ميهن عزيز ايران دعا مى كنم و سلامت و سعادت و پيروزى آنان را خواستار هستم . سلام و درود بى پايان برفرماندهان قواى مسلح و بر رزمنداگان فداكار و بر ملت ايران عزيز و سرشار از شاديها.

والسلام على عباد الله الصالحين

روح الله الموسوى الخمينى

سوم خرداد 1361

http://www.lailatolgadr.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=7294:3-1361-&catid=1638:1389-02-30-09-07-20&Itemid=788

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

لغو قرارداد الجزاير به وسيله عراق و حمله به خرمشهر

درباره خرمشهر

در حالي كه هنوز خرمشهر در تب و تاب بمب گذاري هاي تروريستي عوامل حزب بعث و حزب خلق عرب، مي سوخت و مسوولين نظام مشغول پي گيري پرونده هاي آن ها بودند، عراق در مرز بصره، كه متصل به مرز خرمشهر بود، به تحركات مملوس نظامي دست زد ارتش عراق در اين منطقه به تقويت نيروهاي نظامي، احداث جاده، تاسيس دژهاي نظامي و ... مشغول بودند و هر از چند گاهي هم بين نيروهاي دو طرف آتش رد و بدل مي شد، اما آن چه بر وخامت اوضاع افزد اظهارات صدام حسين در هفدهم سپتامبر 1980 (بيست و ششم شهريور 1359) در شوراي فرماندهي انقلاب عراق راجع به قرار داد 1975 الجزاير بود. صدام در سخنراني خود گفت:

«طبق اين قرارداد دولت ايران به خواسته هاي خود در شط العرب (اروند رود) دست يافته، ولي مناطق كه در مرز زميني به عراق تعلق مي گرفته، به عراق تحويل نداده است. بدين جهت من در اين جا قرار داد ششم مارس 1975 الجزاير را از طرف عراق ملغي شده اعلام مي كنم»

برپايه ي اين تصميم تمام كشتي هايي كه، از اين به بعد از اروند رود عبور كنند بايد پرچم عراق را بر دكل هاي خود نصب كنند و تمام عوارض كشتي راني و حقوق آن ها متعلق به عراق است.

بدين ترتيب عراق با نقض قوانين بين المللي، روستاهاي خرمشهر كه مشرف به مرز بصره بود را زير آتش آرپي جي و گلوله قرار داد. روستاييان نيز كه بيشتر آن ها از افراد مستضعف بودند، چاره اي جز مهاجرت به شهر نداشتند.

مساله ي اسكان اين افراد و بيكاري آن ها؛ خود بر وخامت اوضاع حاكم بر شهر

مي افزود. با اين اعمال روابط ايران و عراق به تيرگي گراييد.

در بيست و نهم شهريور پايگاه دريايي خرمشهر دستور داد كليه ي كشتي هاي تجاري از اروند رود خارج شوند، اما به دليل نبودن امكان خروج سريع كشتي ها بيش از شصت كشتي در اروند رود باقي ماندند كه براثر درگيري هاي متقابل نابود شدند.

جنگي كه مدت ها قبل عراق از طريق عناصرمسلح و بمب گذاري و ... بر مردم ايران تحميل مي كرد، به طور رسمي از ساعت سيزده و سي دقيقه روز سي و يكم شهريور ماه 1359، يك روز قبل از بازگشايي مدارس، با حمله ي هوايي به فرودگاه هاي بزرگ ايران آغاز شد.

در اولين ساعات حمله، خرمشهر سه بار به وسيله ي 5 ميگ جنگي بمباران شد. در اين حملات بيش ترين خسارات به تاسيسات دريايي، ترمينال و گمرك خرمشهر وارد شد. توان نظامي جمهوري اسلامي در منطقه ي شلمچه ـ خرمشهر نسبت به نيروهاي نظامي عراق يك به چهار بود.

عراقي ها برآورد كرده بودند كه ظرف يك روز به كنار خرمشهر خواهند رسيد و در مدت دو يا سه روز خرمشهر را اشغال خواهند كرد و پس از عبور از پل خرمشهر ـ آبادان، آبادان را ظرف چند روز تصرف خواهند كرد و در كم تر از يك هفته تمام كرانه ي شمالي اروند رود را به چنگ خواهند آورد. در اولين روز تجاوز عراق به ايران، علي رغم مقاومت پاسگاه هاي مرزي، نيروهاي نظامي عراق توانستند پاسگاه مرزي شلمچه در غرب خرمشهر را تصرف كنند. حجم آتش خمپاره و توپ بر روي خرمشهر به حدي بود كه در همان ساعات اوليه، شصت نفر شهيد و بيش از صد و ده نفر به شدت مجروح شدند و كوي طالقاني كه مردمي مستضعف و تهي دست در آن ساكن بودند، به شدت ويران شد.

سخت ترين خزان

روز سي و يكم شهريور هزار و سيصد و پنجاه و نه، كودكان دست در دست

مادران شان براي خريد اول مهر به بازار آمده بودند. زني به همراه پسرش با مرد

دكان دار بر سر قيمت كيف مدرسه چانه مي زند. كودك چادر مادر خود را مي كشد. هوا گرم و دم دار است. عده اي از روستاييان آواره كه خانه هايشان براثر حملات مرزي عراق ويران شده وبه شهر مهاجرت كرده اند، در پناه سايه ي ديوار ساختمان نيمه كاره حيران و مبهوت نشسته اند.

در آن سوي كودك ده ساله ي مرد روستايي صورتش را به شيشه ي خنك مغازه اسباب بازي فروشي چسبانده و چشم از خرسك پارچه اي برنمي دارد. گاهي وقتي به داخل مغازه سرك مي كشيد، مرد مغازه دار با آن لباس بلند عربي اش اخم مي كرد.

پيرمردي به همراه دختر چهار ساله اش از مغازه بيرون مي آيند.

زنان همسايه دورتا دور هم نشسته و پچ پچ مي كنند. «پول دارها دارند شهر را خالي

مي كنند...» صداي زنگار گرفته ي كركره ي مغازه ي فرش فروشي آخرين نجواها را خاموش مي كند. نگاه كودك، وانت پر از وسايل را در انتهاي خيابان گم مي كند. مرد روستايي كلاه چركش را با اعتراض روي صورتش گرفته و دراز به دراز چرت مي زند.

كودك روستايي معني نگاه هاي ملتهب عابرين را نمي فهمد. «عده اي از خواهران و برادران بسيجي به استاديوم ورزشي احضار شده اند تا براي حمله ي قريب الوقوع نيروهاي نظامي عراق آماده باشند.»

زوزه و صداي سوت فرود آمدن خمپاره در وسط بازار همه را به خود مي آورد. پسرك روستايي خودش را لاي چادر مادرش پنهان مي كند. «نود قبضه خمپاره انداز و توپ ارتش عراق بر روي خرمشهر اجراي آتش مي كنند».

گلوله ي توپي فرود مي آيد. مرد روستايي دو نيم شد، در حالي كه دو قسمت بدنش به پوستي بند بود.

تكه پاره ي بدن پسرك در سياهي چادر مادر گم شد. «روبه روي سازمان آتش نشاني تركش توپ، سر موتور سواري را جدا كرد كه بدنش در حال سوختن است. ماشين آتش نشاني جسد سوخته شده را خاموش مي كند...» پيرمردي گريان به مشتي مو و تكه هاي زغال اشاره مي كند و مي گويد:

« از دختر چهار ساله ام فقط همين ها مانده است. فلكه ي ارديبهشت (شهدا)، مردم برگرد جسد دو تن از بچه هاي محله تجمع كرده و شيون و فرياد مي كنند... زن بارداري براثر تركش خمپاره در حال جان دادن است. بچه از شكمش بيرون افتاده، ولي هنوز به ناف مادر وصل است. در و ديواري كه تا چند دقيقه ي قبل شاهد تجمع زنان محله بود، به گوشت و خون آن ها آميخته شده است.

... در خيابان مقبل ميان اعضاي خانواده اي كه در حياط غذا مي خوردند خمپاره اي فرود مي آيد. مادر در حالي كه پارچ آبي در دست دارد سراسيمه از آشپزخانه بيرون مي دود. به جاي شوهر و فرزندانش، تكه پاره اي از گوشت و استخوان را در حياط و سر سفره مي بيند و دچار جنون مي شود... عقربه هاي ساعت به كندي پيش مي رود.

بيمارستان هاي شهر آكنده از كشته و مجروح شده است. هر كس به دنبال گم شده اي مي گردد.

جنت آباد (قبرستان شهر) پر از شهيد است. عده اي مشغول كندن قبر هستند تعداد

كشته ها بسيار زياد است. از سازمان آب، لودر و بيل مكانيكي مي آورند. بسياري از شهدا قابل شناسايي نيستند. يك كيسه ي نايلوني از گوشت و استخوان باز مانده ي يك خانواده ي چند نفري است. خواهران بسيجي براي اقدامات لازم در شهر احضار شده اند.»

مردم شهر را ترك مي كنند

روز اول مهر هيچ كودكي به مدرسه نرفت. آقايان نوري و صداقت، از روحانيون خرمشهر براي خواندن نماز بر اجساد شهدا به قبرستان آمده اند. تعداد كشته ها زياد است. براي هر هشت تا ده جسد يك نماز اقامه مي شود. يك گودال بزرگ كنده اند و اجساد تكه تكه شده را داخل گوني ريخته و داخل گودل مي گذارند. همه ي كارهاي مربوط به دفن بر عهده ي خواهران بسيجي و پيرمردها است ... با صداي هواپيماهاي عراق، قبركن ها و افراد سالم به داخل قبرهاي كنده شده پناه مي برند. گاه همان قبر

خانه ي ابدي آن ها مي گردد و گاه براثر اصابت گلوله، جنازه ي دفن شده از قبر به بيرون پرتاب مي شود و صحنه ي دل خراشي به وجود مي آورد.

آتش گلوله و خمپاره لحظه اي شيوه و فرياد را قطع نمي كند. به دنبال اين حملات

ثروت مندان شهر ـ آنان كه هنوز در شهر مانده اند ـ شهر را تخليه مي كنند و محرومين هم با پاي پياده راهي جاده ها مي شوند. سيل زنان و بچه ها در مسير جاده ي خرمشهر ـ اهواز به راه مي افتند. هر ماشيني را كه مي بينند با التماس مي خواهند كه آن ها را سوار كند. گاه يك تريلي تا جايي كه جا دارد، سوار مي كند آنان كه ياراي رفتن با پاي پياده را ندارند به وسيله ي سه دستگاه كمپرسي شهرداري، از شهر تخليه مي شوند. آن هم فقط زنان و بچه ها به شرطي كه با خود وسايل نياورند، اما فاجعه به همين جا ختم نمي شود. هر از چند گاهي هواپيماهاي عراقي با راكت و تير بار سيل مردم بي دفاع و سرگردان را در مسير جاده ها به رگبار مي بندند. گروهي از مردم هم به بي راهه رفته و در بيابان ها براثر تشنگي و گرسنگي هلاك مي شوند.

از مقاومت؛ تا شهادت

آنان كه در شهر ماندند، مردم مقاومت، تا شهادت بودند مسجد جامع خرمشهر مركز اصلي پشتيباني و سازماندهي نيروهاي مردم بود. همه ي مسائل در مسجد جامع حل و فصل مي شد. عقبه ي نيروها و محل تداركات، سازماندهي نيروهاي باقي مانده در شهر، استراحت و مداواي مجروحين، همه در مسجد جامع انجام مي شد. مسجد جامع نقش ستاد و فرماندهي عمليات را داشت. در اين اوضاع بحران زده محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر بچه ها را در سالن غذاخوري سپاه جمع كرد و گفت:

«بچه ها! تمام كارهايي كه تا به حال انجام داده ايم و تعليماتي كه ديده ايم و هر برنامه اي كه داشتيم براي چنين روزي بود ... امروز روزي است كه بايد وارد صحنه شويم و خود را نشان بدهيم ... بايد آماده ي نبرد باشيم.»

بعد از هجوم سپاه سوم عراق به مناطق مرزي ايران، ماموريت تصرف خرمشهر به گردان هاي هشتم و نهم از تيپ سي وسه ي نيروهاي مخصوص واگذار شده بود.

اين نيروها بر مبناي توجيهات فرماندهي سپاه سوم، مدافعان شهر را اندك وفاقد روحيه پنداشته و تصور كردند ماموريت پاك سازي را حداكثر در چند ساعت و با موفقيت به پايان خواهند رساند، اما به دنبال مقاومت سرسختانه ي نيروهاي مرزي، فرماندهي نيروي نظامي عراق، گردان تانك الحسن را به منطقه ي خرمشهر اعزام كرد. مضاف براين، تعدادي از پاسگاه ها به دليل ضعف فرماندهي به تصرف نيروي نظامي عراق درآمدند. با تسليم شدن سرهنگ كاشاني گردان صد و شصت و پنج دژ، متلاشي شد و همين امر باعث سقوط پايگاه هاي شمال شلمچه گرديد. قبل از طلوع آفتاب تمام دژهاي يك ، دو، سه ، چهار و پنج پاسگاه شلمچه سقوط كرد، اما مقاومت و جان فشاني تعدادي از نيروها باعث شد دژ مركزي از سقوط رهايي يابد. يكي از افسران جواني كه فقط يك قبضه تفنگ 106 در اختيار داشت، مي گفت:

اگر من دو تا تانك داشتم، شلمچه ي عراق را هم مي گرفتم.»

همين روحيه باعث گرديد در نبردي نابرابر، نيروهاي خودي، پاسگاه شلمچه راـ كه به تصرف بعثي ها در آمده بود ـ باز پس گيرند، حتي پاسگاه شلمچه ي عراق را هم تصرف كرده و پرچم جمهوري اسلامي را برفراز آن به اهتزاز درآوردند، اما با رسيدن لشكر زرهي عراق و نبودن پشتيباني، نيروهاي خودي به ناچار عقب نشيني كردند.

در همين حال شهرباني خرمشهر هشدار مي دهد كه نيروهاي دشمن در پنج كيلومتري شهر در حال پيش روي هستند و درخواست پشتيباني هوايي مي كند، اما در پايتخت، اوضاع سياسي به گونه اي پيچيده و درهم رفته، كه كسي به خرمشهر فكر نمي كند.

بني صدر در مقام رياست جمهوري و فرمانده كل قوا با پوزخندي گفت:

«مگر فانتوم نقل و نبات است كه برايتان بفرستم.»

پاسگاه هاي مرزي بدون اين كه، از سلاح و مهمات تخليه شوند به دليل عقب نشيني نيروهاي مرزي به تصرف عراق در مي آيند. در همين حال باز هم نيروهاي مقاومت مردمي، خود نسبت به تخليه ي وسايل و مهمات پاسگاه ها اقدام مي كنند.

اما هر چه مقاومت بيش تر مي شود، فرماندهان ارتش بعث بر حجم نيروهاي مهاجم خود اضافه مي كنند. بار ديگر در سومين روز جنگ، مركز فرماندهي سپاه پاسداران در تلگرافي به مركز فرماندهي ستاد مشترك ارتش سقوط خرمشهر را هشدار مي دهد:

«اگر دژ مركزي سقوط كند اهواز، آبادان و خرمشهر سقوط خواهند كرد. تنها راه چاره پرواز هواپيماهاي فانتوم است.»

با اين حال، هرگز نيروهاي پشتيباني و مهمات به خرمشهر نرسيدند. همين امر فرمانده سپاه خرمشهر را بر آن داشت تا با نيروهاي تحت امر خود اتمام حجت كند:

«اين جا مساله ي ماندن و شهادت است. خارج از شهادت چيز ديگري اين جا نيست. هر كس مي خواهد برود، برود. من به عنوان مسوول سپاه مي گويم اگر مي خواهيد برويد، مي توانيد؛ هيچ اجباري در كار نيست. تنها كسي مي تواند بجنگد و مقاومت كند كه تكليف خود را با خدا حل كرده باشد. اگر مي خواهيد بمانيد، فقط بايد با همان انگيزه اي كه ياران حسين (ع) در كربلا ماندند، بمانيد...»

به دستور جهان آرا، همه ي سلاح هاي اسلحه خانه ي سپاه كه شامل ژـ 3 ، ام يك و برنو بود با مساجد انتقال يافت. از طريق بلندگو به مردم اعلام شد كه براي دريافت اسلحه به مساجد و حسينيه ها مراجعه كنند. مسووليت توزيع اسلحه به خواهران و اگذار شد و آن ها در قبال گرفتن شناسنامه، سلاح در اختيار مردم مي گذاشتند.

خرمشهر زير شني تانك ها

عراق براي درهم شكستن مقاومت قواي مدافع شهر ناچار به وارد كردن سيل عظيم

تانك ها شد. دفاع نابرابر انسان در مقابل آهن آغاز شد. در اندك زماني مهمات مدافعين به پايان رسيد و آن ها مدام تقاضاي مهمات كردند محمد نوراني از جمله بچه هاي مدافع شهر پشت بي سيم فرياد زد:

«به جهنم، ما مي مانيم و كشته مي شويم، مهم نيست، خرمشهر دارد سقوط مي كند. شهر دارد از بين مي رود اگر عراقي ها بيايند به مردم رحم نمي كنند، همه را قتل عام مي كنند. به دادمان برسيد.»

بي سيم چي با گريه نيروها را دل داري داد. جهان آرا به اتاقش رفت و به حال بچه ها و شهر اشك ريخت. نوراني با تلاش بسيار موفق شد كه دوباره با جهان آرا، فرمانده سپاه خرمشهر، تماس بگيرد.

نوراني: «بابا يك كار بكنيد، خرمشهر دارد سقوط مي كند، يك فكري بكنيد.»

جهان آرا: « با آبادان تماس گرفته ام، قرار است دو تا اف 4 بلند شود و آن منطقه را بزنند، شما سريع برگرديد تا شما را نزنند.»

به ناچار عقب نشيني آغاز شد. عراقي ها از فرصت استفاده كرده، آنان را به رگبار بستند و يكي از نيروها تير خورد. در گرماي طاقت فرساي بندر، با زحمت زخمي را به دوش گرفته و به پليس راه برگرداندند. هنوز هيچ هواپيمايي بلند نشده است. مردم اطراف پليس راه جمع شدند. يكي چوب در دست دارد، يكي تبر آورده، يكي كوكتل مولوتوف دارد.

بچه ها كه نزديك شدند، عده اي بي خبر از همه جا جلو رفتند و گفتند:

«خائن ها، نامردها، چرا برمي گرديد، نوراني بغضش مي تركد و مردم متاثر مي شوند...

نوراني: شهر دارد سقوط مي كند، عراقي ها دارند مي آيند چرا ايستاده ايد، يك كاري بكنيد؟»

مردم: بگوييد ما چه كار كنيم؟

آن ها راست مي گفتند، با دست خالي چه كار مي توانستند بكنند؟

مردم: «حالا كه هواپيما ها بلند نشدن، بذار از روي جنازه هاي ما رد بشن. نمي ذاريم به همين سادگي شهر رو بگيرن.»

بيش تر نيروهاي داوطلب براي دفاع از شهر، حتي براي يك بار از آرپي جي استفاده نكرده بودند و هيچ كدام آموزش نظامي درستي نديده بودند. از طرف ديگر نيروهاي آموزش ديده هم بر اثر خستگي و جنگ مداوم نيروي شان تحليل رفته بود. تانك هاي ارتش بعث لحظه به لحظه در شهر پيش مي آمدند. به نظر مي رسيد مقاومت ها درهم شكسته شده است، فرمانده نيروهاي متجاوز با غرور گزارش داد:

«دستورتان اجرا شد ما اكنون وارد محمره (خرمشهر) شديم.»

نيروهاي مدافع اگر چه خسته و تعدادشان اندك است، ولي با روحيه ي خود به خود مانع پيش روي آن ها شدند. فرمانده عراقي مستقر در خرمشهر مي گويد:

«در ساعت شانزده و پانزده دقيقه با چشمان خودم مشاهده كردم نيروهايي كه به

وسيله ي تانك و خودرو در محوراصلي شهر پيش روي كرده بودند، با وضعي تاسف بار و حزن انگيز، با روحيه ي بسيار متزلزل ـ كه به هيچ وجه قابل كنترل نبود ـ شكست خورد و در حال عقب نشيني بود. تلفات وضايعات سنگين بود، به طوري كه گردان تانك الحسين بيش از بيست و سه تانك خود را از دست داده بود. هفده دستگاه خودرو از نوع اسكات ساخت چك اسلواكي متعلق به گردان مكانيزه نيز منهدم شد. ده ها نفر كشته و اسير شده و باقي شكست خورده بودند.»

پيشنهاد آتش بس از طرف عراق، تاكتيكي شكست خورده بدين ترتيب شهري كه قرار بود در عرض چند ساعت تصرف شود، با گذشت شش روز و با به كارگيري بخش اعظم ارتش عراق، مانند خاري در گلوي متجاوزات گير كرده واقعيت اين بود كه خيل نيروهاي عراقي، نه تنها موفقيت كاملي كسب نكرده بودند، بلكه در مقابل عده ي قليلي از مدافعين و بعضاً نيروهاي آموزش نديده با ساده ترين سلاح ها متوقف شدند. صدام براي حفظ آبرو و تجديد قوا پيشنهاد صلح و آتش بس مي دهد:

«عراق در جنگ يك هفته اي خود با ايران به تمام اهداف نظامي اش دست يافته و اينك شرايط خود را براي آتش بس و انجام مذاكرات مستقيم ارائه مي دهد. ايران بايد حق مالكيت عراق بر شط العرب (اروند رود) و سه جزيره ي كوچك در تنگه ي هرمز را به رسميت بشناسد و به مردم ايران حقوق كامل دموكراتيك عطا كند.»

اين سخنان در حالي مطرح مي شد كه ارتش بعث صدها كيلومتر مربع در خاك جمهوري اسلامي پيش روي كرده و ده ها هزار نفر از مردم بي گناه را به شهادت رسانده بود.

در اين وضعيت امام خميني قاطعانه جواب منفي به پيشنهاد صلح داد. پيشنهادي كه

ذره اي با عقل و منطق سازگار نبود:

«... صدام حسين دستش را دراز كرده براي آن كه با ما مصالحه كند، ما با او مصالحه نداريم. يك آدمي است كه كافر است، يك آدمي است كه فاسد است، مفسد است، مفسد را ما نمي توانيم با او مصالحه كنيم. ما تا آخر با آن ها جنگ خواهيم كرد و انشا الله پيروز خواهيم شد...»

بدين ترتيب قطع نامه ي 497 شوراي امنيت كه در ششم مهرماه 1359 صادر شده بود، بدون اين كه اشاره اي به متجاوز شناخته شدن عراق در جنگ و برگشت به مرزهاي بين المللي، داشته باشد، مورد قبول واقع نشد.

تجديد قواي نظاميان عراق و حمله مجدد به خرمشهر

با شكست اقدامات سياسي، نظاميان عراق ضمن تجديد قوا و سامان دهي حملات خود را، با شدت بيش تري بر خرمشهر آغاز كردند. چنان كه در اولين روز بعد از پيشنهاد آتش بس و رد آن، يعني روز هشتم مهرماه تا يك كيلومتري خرمشهر رسيدند، اما باز هم مقاومت شديد نيروهاي مردمي مانع ورود آن ها به شهر گرديد، تا روز دهم مهرماه، به سبب درگيري هاي شديد و نبودن پيشتيباني لازم، سيصدهزار تن كالا در انبارهاي گمرك خرمشهر، يا در آتش سوخته و از بين رفتند، يا به وسيله ي نيروهاي متجاوز عراق غارت شدند. با شكست عراق در ساير مناطق جنگي از جمله سوسنگرد و اهواز به دليل مقاومت مردم، عراق تمام تلاش خود را متوجه خرمشهر نمود. خرمشهري كه به قول رئيس جمهوري عراق «مرواريد شط العرب» ناميده مي شد.

هر چه بر آتش افزوده مي شد، از توان مقاومت نيروهاي مدافع شهر نيز كاسته مي شد.

«بي سيم چي: محمد، نيروها همه خوابند، بچه ها ديگر نمي توانند بيدار بمانند.

نوراني: بايد بيدار بمانند.

بي سيم چي: مي روم بيدارشان كنم، تا مي روم سراغ نفر بعدي، مي بينم قبلي خوابش برده، بچه ها توان بيدار ماندن ندارند. بعضي ها با دست چشمان خود را نگه داشته اند، تا چشم هايشان بسته نشود.»

وعده هاي متوالي مبني برارسال يگان هاي نظامي پياده زرهي و توپخانه براي خرمشهر، طاقت فرسا شده است. روزها در انتظار كمك و پيشيباني و شب ها به دعا و گريه و درخواست كمك، از خدا سپري مي شود.

خرمشهر در چنگال ارتش عراق

از روز دهم به بعد، نيروي نظامي عراق با كندي وارد خرمشهر شد. نبرد تنها مبارزان شهر، با ساده ترين سلاح ها، كوكتل مولوتوف و معدود آرپي جي هاي موجود كه بعضي از اين مهمات، از خود ارتش عراق به غنيمت گرفته شده بود، ادامه مي يابد.

«اولين روزي كه عراقي ها مسجد جامع را هدف قرار دادند، عيد قربان بود.

ـ امروز چند شنبه س؟

ـ جداً نمي دوني امروز چه روزيه؟ امروز عيد قربانه.

ـ خدايا ببين ما به كجا رسيده ايم، ببين چه قدر بچه ها ي مردم كشته شدن كسي به داد ما نمي رسد، لااقل تو به فكري به حال ما بكن. ما كه از شهر بيرون نمي رويم.»

آن چه از همه دردناك تر بود، حمايت نشدن نيروهايي بود، كه از صبح تا شب و از شب تا صبح بدون هيچ گونه چشم داشتي و فقط به خاطر دفاع از اعتقادات و نظام اسلامي، با ابتدايي ترين سلاح هاي با دشمن مي جنگيدند، دشمن كه از مدرن ترين سلاح هاي روسي و امريكايي استفاده مي كرد. روزي نبود كه خبر شهادت يكي ازعزيزان اعلام نشود.

خيانت بني صدر

در خانه شحنه خفته و دزدان به كوي وبام

ره ديولاخ و قافله بي مقصد و مرام

با بحراني شدن اوضاع در خرمشهر، بني صدر (رئيس جمهور وفرمانده كل قوا) از خط مقدم جبهه ديدن مي كند. بچه ها رفتند پيش او و گفتند:

«ما نيرو لازم داريم، تانك مي خواهيم، اسلحه و مهمات به ما بدهيد.» و بني صدر در جواب گفت: «مگر توپ و تانك نقل و نبات است كه ما بريزيم سر دشمن»

طرحي كه بني صدر ارائه داده بود همه را به تعجب وا مي داشت.

(مي گفت:) « ما خرمشهر و آبادان را مي دهيم وسپس از سمت دزفول نيروهاي دشمن را دور مي زنيم و از داخل خاك عراق مي آييم خرمشهر و آبادان را پس مي گيريم.»

حكايت در خواست نيروي پشتيباني بسيار زجر آور بود:

سيد هدايت الله جهان آرا (پدر شهيد محمد جهان آرا) شهادت مي دهد:

«از بيست و دوم شهريور 1359 كه دشمن مرز شلمچه را زير آتش گرفت ما دست به دامان اين آقايان شديم كه شما را به خدا به فريادمان برسيد. محمد (جهان آرا) بارها پيغام داد براي ما نيروي پياده بفرستيد، ما آتش توپ خانه لازم داريم. دست بچه هاي سپاه خرمشهر خالي است. در عوض از آن طرف همه اش وعده هاي توخالي مي دادند... حتي روزهاي اول جنگ كه مهندس بازرگان از طرف بني صدر به خرمشهر آمده بود، من در ملاقات به او گفتم: برويد حقيقت شهر را به رئيس جمهور بگوييد. او گفت: شما خاطر جمع باشيد. گفته اند توپ خانه ي اصفهان به خرمشهر اعزام شود. همين امروز و فردا مي رسند. نشان به آن نشاني كه روز پنجم آبان ـ يعني فرداي روز سقوط خرمشهر ـ بود كه مژده دادند توپخانه ي اعزامي، تازه وارد منطقه شده است. آيا فرستادن توپ خانه از اصفهان محتاج چهل و سه شبانه روز صرف وقت بود.»

نيروهاي بعثي عراق براي درهم شكستن روحيه ي مقاومت نيروهاي مدافع شهر از هر حيله اي استفاده مي كرد و در اين ميان وعده هاي توخالي بني صدر حربه اي براي تضعيف نيروهاي مدافع شهر بود.

«... راديو عراق ما را به مسخره گرفته بود و مي گفت پس اين توپ خانه ي شما چي شد؟ چرا نيامد؟ حتماً سوار مورچه شده اند، اگر با مورچه هم مي آمدند، تا حالا رسيده بودند...»

خرمشهر به تدريج در زير پنجه هاي خون آلود متجاوزين به ويرانه تبديل مي شد. نظاميان عراقي براي ساختن سنگر با بيل مكانيكي و بولدوزر خانه هاي مردم خرمشهر را ويران مي كردند ديگر هيچ كس اميدي نداشت كه قواي كمكي برسد. در اين اوضاع، بازمانده هاي گروهك خلق عرب كه با شروع جنگ تشكيلات شان شكلي ديگر به خود گرفته بود، بسيار فعال بودند. آنان ستون پنجم ارتش عراق بودند.

 

ستون پنجم ارتش عراق (خلق عرب خرمشهر)

«بچه ها خسته بودند. اطراف بندر خرمشهر، از نيرو خالي شده بود و راه براي نفوذ

بعثي ها هموار؛ اما من خجالت كشيدم به آن ها بگويم بروند و نگهباني بدهند. ديگر تواني برايشان نمانده بود... به آتش نشاني رفتم . به محض پياده شدن شهردار شهر، برادرم و سيد را ديدم كه نشسته بودند. جريان را برايشان گفتم. گفتند، نيرو نداريم. با التهاب و نگراني به مدرسه برگشتم، تا شايد نيرويي جمع كنم، اما اي كاش به مدرسه نرسيده بودم، مدرسه صحراي كربلا شده بود. بچه ها در خون مي غلتيدند. همان بچه هايي كه آن روز لشكر زرهي عراق را آن چنان شجاعانه از شهر بيرون كرده بودند، نمي توانستم باور كنم، باز هم خيانت ستون پنجم، مقر بچه ها را به دشمن گزارش داده بود... با برخورد پايم به جسد يكي از بچه ها، دچار شوك شديدي شدم. چشمم به جنازه ي تقي محسني فر افتاد. كسي كه آن روز چنان شجاعانه جنگيده و حالا نيمي از بدنش را

مي ديدم كه از نيمه ي ديگر جدا شده بود.

ستون پنجم، مقر استراحت نيروهاي مدافع شهر را به توپخانه عراق گزارش داده بود و نيروهايي كه بعد از مدت ها نبرد و خستگي در حال استراحت بودند، چنين به شهادت رسيدند.»

« ـ ايست

ماشين توقف كرد و ما با عجله به طرفش دويديم... جلوتر رفتم يكي از آن ها را شناختم «محمد جهان آرا» بود. به محض ديدن او مانند كودكي كه ظلم زيادي به او شده باشد و با ديدن پدرش گريه اش بگيرد، بغضم (تركيد) و اشك هايم سرازير شد.

ـ محمد ديدي بدبخت شديم، ديدي گلهامون رفتن؟

ديدي ديگه هيچ كس رو نداريم، ديدي يتيم شديم. محمد من را درآغوش گرفته بود و گريه مي كرد.

ـ ناراحت نباش ... ما خدا را داريم، تو ناراحت نباش ما امام خميني رو داريم. براي اولين بار بود كه گريه ي جهان آرا را مي ديدم.»

فعاليت ستون پنجم به اين گونه اعمال منتهي نمي شد. آنان با وارد شدن در ميان مدافعين شهر وانمود مي كردند كه همراه آنان و دركنارشان به مبارزه عليه نظاميان بعثي عراق مي پردازند. از كمك به درمان زخمي ها گرفته تا به دست گرفتن سلاح، اما كار خودشان را مي كردند.

«آن شب اعلام كردند كه خواهرها نبايد در شهر بمانند چون گرفتار عراقي ها مي شوند.

با شنيدن اين خبر به زني كه در كنارم نشسته بود گفتم: حالا كه بايد برويم، بهتر است به برادرها خبر بدهيم كه اين جا مهمات مخفي كرديم. غنيمت هايي كه بچه ها گرفته بودند، زير گوني ها پنهان كرده بوديم. نمي توانستيم به هركس اعتماد كنيم، حتي بعدها فهميدم زني كه در كنارم ايستاده بود، جاسوس بوده و با بي سيم كارهاي ما را به عراقي ها اطلاع مي داده است. آن شب هنگام خارج شدن از شهر، روشن و خاموش شدن چراغ

قوه ها را از دور مي ديدم. آن ها از گروه هاي چپ و جنبشي بودند كه اين طور خيانت مي كردند، حتي يك بار يكي از آن ها ماشين پر از اسلحه را دزديده بود.»

بتدريج با نزديك شدن نيروهاي ارتش عراق و احتمال سقوط شهر، معدود مدافعان باقي مانده ي شهر كه از خوي وحشي گري نظاميان عراقي اطلاع داشتند، به خواهراني كه پا به پاي آن ها در شهر مانده بودند و كار پشتيباني و درمان مجروحين و حتي دفن شهدا را برعهده داشتند، اجازه دادند شهر را ترك كنند، اما آنان مقاومت كردند. جهان آرا به

آن ها گفت:

«تو را به خدا برويد. ما كه دست مان به امام نمي رسد. شما برويد و صحبت كنيد. برويد بگوييد. هر چه هست بگوييد. شايد نگذارند با امام حرف بزنيد. اگر نشد برويد توي مجلس. توي مجلس حرف بزنيد. به همه بگوييد در نماز جمعه ها و هر كجا كه باشد. شهر به شهر بايستيد و بگوييد كه به خرمشهر چه گذشت، بگوييد كه چه عزيزاني را از دست داده ايم.

خونين شهر

روز بيست وچهارم مهر 1359، تاريخ بار ديگر زيباترين جلوه هاي ايثار و مقاومت فرزندان اين كشور را در صفحات خود ثبت كرد. تا بعداز ظهر مواضع معدود نيروهاي مانده در شهر، به تصرف نظاميان عراقي در آمد. در نتيجه، به مركز شهر و پل خرمشهر تسلط يافتند، اما با يورش شجاعانه ي مدافعين شهر، خرمشهر از خطر سقوط حتمي نجات داده شد.

سپاه خوزستان گزارش مي دهد:

« دشمن چندين سنگر خود در شهر را تخليه و عقب نشيني كرده است. پل اصلي شهر و فرمانداري دوباره به دست نيروهاي خودي افتاده است.»

به خاطر همين مقاومت هاي حماسه ساز بود، كه در روز بيست و چهارم مهر، ستاد تبليغات شوراي عالي دفاع مقدس، نام خرمشهر را به «خونين شهر» تغيير داد.

شيخ شريف قنوتي

در كنار نيروهاي مردمي و مدافعين شهر روحانيوني نيز بودند كه به دور از بازي هاي سياسي و كسب قدرت، درگير و دار حكومت، اسلحه در دست گرفته و مبارزه مي كردند. وجود اين روحانيون قوت قلبي براي مدافعان شهر بود. از جمله ي اين روحانيون شيخ شريف قنوتي بود:

«پانزدهم مهر ديگر وضع خيلي خطرناك شده بود. يك روز براي گرفتن غذا به مسجد جامع رفتم. آن روزشيخ شريف ـ يكي از روحانيون بروجرد ـ با گروهي براي كمك به خرمشهر آمده بود. او را نمي شناختم. فكر مي كردم از قم آمده و يا يكي از روحانيون آبادان است.

لقمه اي در دستش بود. با عصبانيتي كه از قبل داشتم

گفتم :

ـ آقاي: چرا براي ما غذا نمي رسونيد؟

شيخ با معصوميت خاصي گفت: خواهر، براي كي؟

ـ براي برادرها سپاه.

ـ برادر هاي سپاه غذا ندارند؟

ـ نخير..

چهره اش سرخ شد و گفت:

ـ... خواهر اين لقمه را بگيريد و بخوريد.

ـ من نمي خواهم آقا!!! اين لقمه مرا سير نمي كند.

ـ خواهر من تازه از بروجرد آمده ام. همين الان رسيدم و اين لقمه را گرفتم.

اين حرف را كه گفت از طرز برخوردم شرم گين شدم و عذرخواهي كردم.»

او يك روحاني همه فن حريف بود. شجاع بود و دلير، صبور بود، خوش فكر و خوش برخورد، روزها در كنار بچه ها مي جنگيد و شب ها مشغول عبادت و نماز شب مي شد. در مسجد جامع چند نفر، از زنان مومن و متعهد بودند كه به كارهاي آشپزي و امدادگري مشغول بودند.

روزي به شيخ شريف گفتند:

«ـ اگر عراقي ها بيايند تكليف ما چيست؟ اگر به دست آن ها اسير شويم.

(شيخ به شوخي گفت)ـ نترسيد، همين جا بمانيد و كارتان را بكنيد، اگر عراقي ها آمدند خود من با تيربار همه ي شما را مي كشم و شهيد مي شويد.

روحيه ي اين خواهرها تا اين حد بالا بود، كه با شنيدن اين حرف خوشحال شدند و رفتند سركارهايشان.»

اما روز بيست و چهارم مهر، حادثه تلخي رخ داد. همه ي مدافعان شهر شيخ شريف قنوتي، اين عاشق ژوليده و بي ريا را مي شناختند. او كه گروه ضربت الله اكبر را تشكيل داد و در همه ي عرصه هاي حياتي حاضر بود.

شيخ شريف در گرما گرم جنگ روز بيست و چهارم مهر به همراه يك راننده، ظرف آب را برداشت و براي كمك و آب رساني به سوي بچه ها مي رفت كه روبه روي فلكه ي تانكر آب به وسيله ي تكاوران گارد رياست جمهوري عراق به رگبار بسته شد. شش گلوله به راننده و يازده گلوله شيخ شريف خورد. در همين حال يكي از تكاوران گارد جلو آمد و آن قدر با سرنيزه به پيشاني شيخ زد كه سر آن روحاني مبارز از قسمت پيشاني جدا شد. سپس عمامه ي شيخ را سردست گرفت و فرياد زد:« من يك خميني را كشتم، من يك خميني را كشتم.»

مرگ است ناز نازان، پيوند عشق بازان

سرهاي سرفرازان بالاي دار ديدم

كارنامه شرم

تاريخ هنوز هم از گفتن آن چه بر خرمشهر گذشت، ناتوان است. نظاميان عراقي پس از تصرف مناطق اشغال شده از هيچ جنايتي فرو گذار نكردند. روز بيست و چهارم مهر، نود درصد شهر به تصرف بعثي ها در آمد. پادگان دژ كه محل سكونت خانواده هاي ارتشي بود، سقوط كرد. مسجد جامع در آستانه ي سقوط قرار گرفت. نظاميان عراقي خيابان چهل متري را گرفته بودند، اما خيلي ها از اين جريان خبر نداشتند و در دام دشمن افتادند. ده، دوازده نفر از خواهراني كه در مسجد جامع آشپزي مي كردند سوار يك تويوتا وانت شدند تا به عقب بروند كه در خيابان چهل متري، يك خمپاره كنار ماشين شان خورد و تعدادي از خواهران به شهادت رسيدند. يكي از خواهران مجروح تعريف

مي كرد:

« همين طور كه روي زمين افتاده بوديم و خون از جراحات مان مي رفت چند سرباز عراقي با لباس كماندويي را ديدم كه به سمت ما مي آمدند. من و دو سه نفر ديگري كه زنده مانده بوديم، خودمان را به مردن زديم چرا كه مي دانستيم اين متجاوزان به هيچ چيز اعتقاد ندارند. يكي از آن ها آمد و چند ضربه به ما زد. فكر كرد كه همه ي ما مرديم، بعد در كمال وقاحت دست تجاوز به سمت پيكر مطهر و خونين يكي از خواهران شهيد ما دراز كرد.»

اين گونه وحشي گري ها يكي از طبيعي ترين رفتارهاي نظاميان بعثي عراق بود. يكي از نظاميان عراقي كه خود در اشغال خرمشهر حضور داشته مي گويد:

«من و دو سه نفر ديگر كار گشت زني را شروع كرديم ... همه (مردم) يا رفته بودند و يا كشته شده بودند. يكي از جنازه هايي كه توجه مرا به خود جلب كرد، زن جواني بود كه به نظر حدوداً 20 ساله مي آمد. احتمالاً تازه كشته شده بود، چون خون تازه اي در كنارش جريان داشت. لباس هاي اين زن سياه بود. از همين لباس هايي كه زنان عرب

مي پوشند... ما به دليل در امان بدن از گلوله و براي يافتن غذا وارد خانه ها مي شديم. در يكي از خانه ها قابلمه ي گرم هنوز روي چراغ بود. صاحب خانه براي نهار كله پاچه داشت، ولي فرصت نشده بود، تا آن را مصرف كند...، البته قبل از اين كه به قابلمه دست پيدا كنيم، من متوجه غيبت نفر سوم شده بودم. نگراني بيش از حد من و همراه ديگرم، فاضل عباس، مرا بر آن داشت تا راه آمده را برگرديم. وقتي به نزديكي كوچه اي كه جنازه ي آن دختر جوان را ديده بوديم رسيديم، من صحنه ي وحشتناكي ديدم. فاضل عباس هم ديد. منظره ي چندش آوري بود. نفر سوم كه به دنبالش مي گشتيم در حال زنا كردن با جسد آن دختر بود. من از فرط ناراحتي به او حمله كردم. فاضل عباس

مي خواست او را بكشد، من اجازه ندادم. گريه و التماس تنها كاري بود كه از او بر

مي آمد، او به ما گفت:

ـ اين ها آتش پرست هستند و اين كار نبايد با آن ها اشكالي داشته باشد.»

اگر چه، چند دقيقه بعد آن فرد متجاوز براثر گلوله ي خمپاره تكه تكه شده، اما تجاوز به شرف و ناموس اين مردم چيزي نبود كه به راحتي بشود از كنار آن گذشت. به هر حال آنان كه با خيانت خود مسبب اين اعمال شدند بايد بهتر بدانند بر خرمشهر چه گذشت. يكي ديگر از اسراي عراقي مي گويد:

«يكي از دوستانم تعريف مي كرد، چند نفر از افراد تيپ كماندويي 33 در همان روزهاي اوايل اشغال خرمشهر وارد خانه اي مي شوند، تا آن جا را بازرسي كنند، اما با يك نوازدي كه در گهواره گريه مي كرد روبه رو شدند... نوزاد را به مقر فرماندهي تيپ آوردند و از فرمانده خواستند او را به يكي از پرورش گاه هاي بغداد يا شهرهاي ديگر عراق بفرستد تا اين نوزاد زنده بماند. فرمانده خشمگين مي شود و از آن ها مي خواهد بچه را زمين بگذارند. فرمانده تيپ با لگدي كه به آن نوزاد مي زند و چند متر آن طرف تر پرتش مي كند، آن نوزاد را متلاشي كرد... تمام رودهايش بيرون ريخته و مغزش متلاشي شد.»

از زنده به گور كردن چهارده نفر از مردم بي دفاع كه دستاشان از پشت بسته شده بود، كه بگذريم آن چه روح انسان را آزاده و ملول مي كند ماجراي ديگري است.

ستوان دوم نصر كه هم شهري صدام بود، از نقطه ي نامعلومي هدف گلوله قرار گرفت. به تلافي آن، سرگرد زيد يونس دستور داد روستايي كه احتمال تيراندازي از آن جا بود را طوري بكوبند كه «حتي يك نفر زنده نماند.»

« ما وقتي وارد روستا شديم ديديم، كه عده اي از اهالي بر اثر گلوله هاي توپ خانه كشته شده اند... بيش ترمجروحين اسير، زن بودند و تعدادي هم بچه ي كوچك به همراه داشتند. يكي از اين زن ها حامله و ديگري هم قلم هر دو پايش شكسته بود كه از پشت نفر برآويزان بود... در مقر ما يك پزشك بود، كه درجه ي ستوان دومي داشت. اين دكتر وقتي اسرا را ديد دستور داد تا زن ها و بچه ها را براي مداوا پايين بياورند. اولين زني كه پياده شده همان زن حامله بود. او را داخل خودرويي كه چهار تخت و برانكارد داخل آن بود، بردند. وقتي سرگرد زيد متوجه شد كه مي خواهند اسرا را مداوا كنند به طرف دكتر رفت و فرياد كشيد:

زيد: چه كسي دستور اين كار را به تو داده است؟

دكتر: من خواستم آن ها را پياده كنند.

زيد: من مي خواهم كه با نمايش اين افراد عاطفه ي سربازانم را نسبت به ايرانيان از بين ببرم، ولي اين عمل تو نتيجه ي كارم را پايمال خواهد كرد.

سرگرد زيد يونس، بلافاصله به طرف يكي از سربازان رفت و سرنيزه ي او را گرفت و به طرف آن زن حامله هجوم برد. وقتي به او نزديك شد، سرنيزه را داخل شكم آن زن فرو برد. صحنه اي عجيب و باورنكردني بود.»

در همين زمان كه زنان، كودكان و مادران اين آب و خاك اين گونه به خون مي خفتند و جان مي سپردند، برخي گروهك ها واحزاب سياسي با حمايت بني صدر مشغول برگزار كردن ميتينگ در دانشگاه ها و تشكيل حزب و راه اندازي نشريه بودند تا سهم خود را از قدرت به دست آورند!

لازم به گفتن نيست كه نظاميان ارتش عراق وسايل مردم خرمشره را غنايم جنگي

مي دانستند. يكي از اسراي عراقي مي گويد:

« من در خيابان كويت شهر بصره مغازه ي بزرگي را ديدم كه اموال خانه هاي خرمشهر را مي فروخت و نظاميان ما كه در خرمشهر بودند اموال غارت شده ي خرمشهر را به او مي فروختند. عده اي از جوانان بصره هم مشتري موتورسيكلت هاي خرمشهري بودند، البته بسياري از اهل بصره هم مي دانستند كه حرام است.»

مسجد جامع در بند نظاميان عراق

به تدريج صحنه ي نبرد و محاصره تنگ تر شد و مدافعان شهر يكي پس از ديگري در خون غلتيدند. فرمانداري خرمشهر به تصرف ارتش عراق در آمد.

به گزارش خبرگزاري عراق، تلگراف ذيل از طرف فرمانده نيروهاي قادسيه ي عراق كه هم اينك در خرمشهر است خطاب به صدام حسين مخابره گرديده است:

1ـ نيروهاي پياده با پشتيباني تانك ها برخرمشهر كنترل دارند؛

2ـ ساختمان فرمانداري را تسخير نموده، پرچم ايران را پايين آورده، پرچم عراق را بالاي ساختمان برافراشتيم؛

3ـ تمام مقاومت هاي دشمن را از بين برده و خسارات دشمن در محله ها، ساختمان ها و خيابان ها از صد ها تن تجاوز كرده است؛

4ـ پل خرمشهر را كاملاً در دست داريم و اينك شهر آبادان را از همه ي راه ها محاصره كرده ايم.»

اين در حالي بود كه هنوز در داخل شهر مقاومت ها ادامه داشت، ولي پل خرمشهر در

تير رس تانك هاي عراق بود. نيروهاي محافظ پل، منطقه را ترك كرده بودند و مدافعان شهر بدون پشتيباني به محاصره در آمدند.

« ـ آقاي مرادي ... آقاي مرادي!

ـ چي شده

ـ كجايي، يه ساعته دارم دنبالت مي گردم، مگر خبر نداري چي شده؟

ـ نه! چي شده؟!

ـ ديگه دير شده هر كسي تو شهر هست بايد خبرش كنيم. بايد تا هوا روشن نشده شهر و خالي كنيم.

ـ شهر رو خالي كنيم؟ هنوز چهل تا نيرو هست، مي دوني چهل تا نيرو يعني چي؟

ـ دستور دادن

ـ چه دستوري؟!!

ـ جناب سرهنگ گفته كه عقب نشيني بايد به موقع باشد...

ـ چه طور از شهر بيرون بريم ـ شهر رو كه دست ماست ما كه تا حالا وايستاديم. بگين نيرو نياد. همه چيز مشخصه، مي تونيم توي جنگ خيابوني مقاومت كنيم.

يعني چي؟ چرا عقب نشيني؟

بچه ها بغض كرده بودند و گريه مي كردند.»

مسجد جامع با گلوله هاي توپ هدف قرار مي گرفت.

بدين ترتيب مسجدي كه مركز فرماندهي، پشتيباني، استراحت، مداواي مجروحين و خلاصه همه چيز خرمشهر بود، در خطر جدي قرار گرفت.

«... در كنار مسجد جامع، بچه ها سنگر گرفته بودند و بي هدف رگبار مي زدند. مسجد ديگر خالي شده بود و وضع به هم ريخته اي داشت. كف مسجد از بقاياي كمك هاي ارسالي مردم شكل ديگري به خودش گرفته بود. روغن با پودر لباسشويي، شكر با حبوبات و همه ي آ ن ها با خون مخلوط شده بودند. خمپاره ها پي در پي صحن مسجد را مي شكافتند و بچه ها بي هدف رگبار مي زدند.»

ديگر شهر خالي شده بود، تنها مدافعان شهر، مقاومت مي كردند، مردمي كه با اكراه شهر را خالي كرده بودند و آواره ي شهرهاي اطراف شده بودند، هنوز درد بي خانماني را نكشيده، بودند و هر لحظه دل شان شكسته تر مي شد.

از جمله اشكالات مهم در طول هجوم دشمن به خرمشهر، شيوه ي پخش اخبار از

رسانه هاي گروهي بود. گزارش ها اغلب به صورتي بود، كه مردم حس كنند رزمندگان نيازي به كمك و پشتيباني ندارند و همه چيز به خوبي پيش مي رود، تا آن جايي كه خانواده هاي آواره ي خرمشهري مورد ملامت و تمسخر اندك افرادي قرار مي گرفتند كه هيچ اطلاعي از اوضاع نداشتند و اين بر مظلوميت آنان كه در شهر مي جنگيدند و آنان كه از خانه شان رانده شده بودند، مي افزود.

شايعه ي تصرف پل به وسيله ي عراق باعث شد گروهي از نظاميان قبل از سقوط شهر از مسجد جامع عقب نشيني كرده و پل خرمشهر را بدون مدافع رها كنند. شهر در خطر سقوط جدي قرار گرفت و فرمانده سپاه خوزستان (شمخاني) براي چندمين بار درخواست كمك كرد:

«وانزلنا الحديد فيه باس شديد

مسوولين! مسوولين! به داد ما برسيد. اين چه سازمان رسمي شناخته شده اي است، كه اسلحه ي انفرادي ندارد. نيروهاي شهادت طلب پاسدار را آموزش نداديد، مسامحه كرديد، چوبش را از خدا خورديد و خواهيد خورد.

چه بگويم، كه شما را به تحرك وابدارم؟ اين را بگويم، كه از صد و پنجاه نفر پاسدار خرمشهر تنها سي نفر باقي مانده، بگويم كه ما مي توانيم با سي خمپاره، خونين شهر را سي ماه نگه داريم و امروز سي تفنگ نداريم و حال آن كه سازمان هاي رسمي با امكانات فراوان، بر ما ان مي رانند كه بايد برانند...»

ستاد فرماندهي اروند هم، كه از مدت ها قبل براي هماهنگي نيروهاي مستقر در منطقه تشكيل شده بود، نتوانست كاري از پيش ببرد و قبل از اين كه بخواهد براي نجات خرمشهر دست به اقدامي بزند، خود در سطح فرماندهي دچار اختلافات شديدي شد و فقط براي مدافعان خرمشهر درخواست كمك كرد:

«تا اين لحظه كه ساعت نه و سي دقيقه است، ما هم چنان در محاصره ي ارتش عراق هستيم و از نيروي تقويتي خبري نيست. جاده ها هم چنان بسته اند. خيابان ها پر از شهيد است. نافرماني و عقب نشيني بدون برنامه و ناباوري در نجات يافتن، شيوع پيدا كرده است و چون از عوارض جنگ است؛ قابل كنترل نيست، زيرا وعده هاي ما خالي از حقيقت در آمده است...

بمباران هاي پي در پي، بيمارستان ها را پر از غير نظاميان بي سرو دست كرده است... گروه هاي اعزامي به محض ديدن جسد شهدا، روحيه ي خود را از دست داده، جبهه را ترك مي كنند...»

در روز سوم آبان سال پنجاه و نه، نظاميان عراق به سي متري مسجد جامع رسيدند، اما نيروي مرموزي مانع آن مي شد كه به آن نزديك شوند. مدافعان شهر محاصره شده بودند. تعداد زيادي از نيروها كه پراكنده بودند، از دستور عقب نشيني اطلاع نداشتند و پل به تصرف نيروهاي عراقي در آمد. مدافعان يكي پس از ديگري در روي پل به شهادت رسيدند و آنان كه باقي ماندند، از طريق قايق و شنا خود را نجات دادند.

بدين ترتيب خرمشهر در چهارم آبان، بعد از سي و چهار روز مقاومت، به تصرف

گرگ هاي متجاوز بعث در آمد. با سقوط خرمشهر، خبرنگاران غربي و شرقي به منطقه فراخوانده شدند، تا پيروزي عراق را به رخ دنيا بكشند.

ارتش عراق در رابطه با سقوط خرمشهر اطلاعيه اي صادر كرد.

« اطلاعيه شماره ي 100 فرماندهي مورخ 4/8/1359 ارتش عراق:

به دنبال پيروزي رزمندگان دلاور پيروز امت عرب، بر دشمن نژاد پرست ايراني و نابودي نيروهاي آنان در محمره ي عربي و آزاد ساختن اين شهر، بار ديگر، محمره به آغوش سرزمين مادري بازگشت و پس از اين كه مردم شهر برادران خود را در برگرفتند، شهر مانند گلي بر شاخسار درخت بزرگي كه عراق ناميده مي شود، روييد.»

اقدامات رژيم بعث پس از اشغال شهر

پس از اشغال شهر، رژيم بعث در مستي حاصل از موفقيت، در خرمشهر اشغال شده دست به اقدامات عجيبي زد. اقداماتي كه جز ذهن خيال باف حاكمان بغداد منطق ديگري نداشت. به دستور صدام، براي اداره ي شهر، يك عراقي به نام حسين عطا به سمت شهردار محمره (نامي كه رسانه هاي بعثي براي خرمشهر به كار مي بردند!)

برگزيده شده و در اولين گام، مقدمات تاسيس شهرك صدا فراهم شد!

تاسيس و افتتاح مدرسه ي ابتدايي عرب زبان در خرمشهر با حضور وزير آموزش عراق و ساير مقامات بعثي، از ديگر اقدامات رژيم بعث براي تثبيت اشغال خرمشهر بود. تعدادي از كودكان بصره در يك اقدام نمايشي به يكي از مدارس خرمشهر منتقل شده و در حضور خبرنگاران و مقامات بعثي افتتاح اولين مدرسه ي ابتدايي عرب زبان در خرمشهر جشن گرفته شد! در همين راستا تعدادي از تجار بصره، بازار عربي محمره را در محل بازار سابق خرمشهر برپا كردند!

اما حقيقت چهره ديگري داشت. «طه شكرچي» از فرماندهان جيش الشعبي كه پس از اشغال خرمشهر به رياست بانك ملي عربستان آزاد (نام انتخابي حزب بعث براي استان خوزستان!) برگزيده شده بود، وظيفه ي تخليه ي كليه ي بانك هاي خرمشهر را برعهده گرفت.

بانك هاي خرمشهر به دليل آن كه، اين شهر بزرگ ترين بندر تجارتي ايران (در مقطع شروع جنگ) محسوب مي شد، مملو از پول و ارزهاي خارجي و طلا و جواهرات بود.

به روايت عبد بطاط (عكاس ارتش عراق)؛ «شكرچي» و نيروهاي تحت امرش بارها در حين تخليه بانك هاي خرمشهر و انتقال ارزهاي خارجي و طلا و جواهرات به عراق مشاهده شده اند.

ارتش بعث هر يك از محلات و خيابان هاي شهر را به عنوان پاداش به يكي از فرماندهان خود بخشيد؛ تا با غارت اموال به جا مانده در خانه ها، ادارات دولتي و مغازه ها در شيريني اشغال خرمشهر با صدام شريك شوند. جديت فرماندهان بعثي در اين كار چنان بود كه حتي از باز كردن شير آب منازل خرمشهر و انتقال آن به بازارهاي بصره و ساير شهرهاي عراق جهت فروش نيز غافل نشدند.

از ديگر اقدامات رژيم بعث پس از اشغال خرمشهر تشكيل كميته اي موسوم به كمتيه تخليه ي اموال بود. پس از تشكيل اين كميته حدود پانزده هزار يخچال به عراق منتقل شد. اموال و اثاثيه ي 25 هزار واحد مسكوني شهر به بندر بصره منتقل و پس از فروش در آن جا، مبلغ آن به حساب ارتش عراق واريز گرديد. 700 هزار تن كالا به همراه 5 هزار اتومبيل خارجي كه در بندر عظيم خرمشهر تخليه شده بودند، به دست اشغال گران، به غارت برده شد، سپس سرهنگ احمد زيدان، فرمانده نيروهاي عراق مستقر در خرمشهر، دستور تخريب كامل شهر را صادر كرد و بسياري از منازل با 300 تن تي ان تي تخريب شدند.

« از: تيپ 26 زرهي

به: پايگاه آگردان 401 توپخانه ي صحرايي

شماره ي منشي ح پ262

قادسيه صدام

نامه سري 1647 مورخ 6/10 (18/7/59) سپاه سوم، كه طي نامه سري 6008 مورخ 9/10 به ما ابلاغ شده.

لطفاً در كار انهدام تاسيسات و لوله هاي نفت هر يك در محور مسووليت خود در اسرع وقت ممكن اقدام نماييد. ما را مطلع سازيد.

سرهنگ دوم ستاد»

نظاميان بعثي تنها به غارت بردن اموال مردم و تخريب آن ها اكتفا نكردند. ديوار

نوشته هايي كه در دفاع از انقلاب به وسيله ي مدافعين شهر نوشته شده بود، بزرگ ترين خطر براي سربازاني بود، كه چهره اي ديگر از ايران براي شان ترسيم كرده بودند، لذا دستور داده مي شود تمام عكس ها و شعارهاي فارسي را پاك كرده و سخنان صدام را جايگزين كنند.

«سري / فوري

از: لشكر زرهي

به: تيپ (...) 33 ـ تيپ 44 ـ تيپ 113

خواهشمند است كليه ي عكس ها و شعارهاي فارسي نوشته شده، بر روي ديوارها و تابلوهاي موجود در خيابان ها و محله هاي اصلي شهر محمره را پاك كرده و به جاي آن گفته هاي رئيس جمهور مبارز، صدام حسين و شعار حزب و انقلاب را ترسيم كنيد. ما با خبر سازيد.

سرهنگ دوم عبدالمنعم عبدالطيف حسن

از طرف فرمانده سوم لشكر زرهي

بدين ترتيب بعثيان غاصب بر روي ديوارهاي خرمشهر نوشتند:

«جئنا لنبقي»

آمده ايم كه بمانيم

به دنبال اشغال خرمشهر، آبادان كه از مدت ها پيش محاصره شده بود، در خطر سقوط قرار گرفت.

پايان

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104852

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

پس از حمله سراسري عراق درتاريخ 31/6/59

پس از حمله سراسري عراق درتاريخ 31/6/59 عملاً خرمشهر از بعدازظهر همان روز زير آتش سنگين ارتش عراق قرار گرفت دشمن با اجراي آتش سنگين وهجوم قواي رزمي به خرمشهر ومحاصره آن ، طرح ريزي كرده بود كه هماهنگ بابرنامه اشغال سه روزه استان خوزستان ، خرمشهر را زير اشغال خود گيرد.

پيشروي يگان هاي زرهي و پياده عراق به سمت شهر از اولين ساعات جنگ بود و در چهارمين روز از دو محور جاده شلمچه و جاده اهواز به دروازه هاي شهر رسيدند و طي چند حمله سعي داشتند به داخل شهر نفوذ كنند كه هر باربا مقاومت مدافعين عقب نشيني مي كردند .

دلير مردان و جوانان خرمشهري با استقامت وصف ناپذيري در برابر حملات يگان هاي زرهي مكانيزه وپياده عراق مقاومت مي كردند و35روز دشمن را در پشت دروازه ها و كوچه پس كوچه هاي اين ديار خونين متوقف نمودند.

35روز ايستادگي و مقاومت مظلومانه مردم خرمشهر با دست خالي مقابل دشمن تا دندان مسلح زمينه را براي حضور منظم تر ارتش و سازمان دهي نيروهاي مردمي از شهرهاي كوچك درقالب يگان هاي سپاه وواحدهاي جنگ هاي نامنظم شهيد چمران فراهم آورد .

ليكن با خيانت بني صدر و ليبر الهاي ملي گرا و عدم كمك رساني به رزمندگان اسلام و حملات پي درپي زميني و هوايي عراق در سحرگاه چهارم آبان ماه سال 59 آخرين مدافعين خرمشهر با عبور از كارون پس از 35روز مقاومت قهرمانانه عقب نشستند و شهر تبديل به خونين شهر شد .

نقاط مهم شهر خرمشهر به ترتيب اشغال

پل نو

اين پل برروي نهر عرايض درغرب خرمشهر ودر مسير جاده شلمچه احداث شده بود.

ارتش عراق درآغاز هجوم سراسري 3 روزه به نهر عرايض رسيد ، ليكن براي عبور از پل نو چندين روز جنگيد وسرانجام پس از 19 ماه در 3/3/61 آزاد شد.

پليس راه

ابتداي جاده خرمشهر _ اهواز كه به جبهه پليس راه مشهور بود، شاهد حوادث فراواني در اولين هجوم دشمن بود چراكه رزمندگان اسلام موفق شدند با استفاده از جاده خرمشهر _ اهواز از پليس راه عبور كنند ووارد شهر شوند.

ميدان كشتارگاه

اين ميدان محل اتصال نيروهايي بودكه از پليس راه وپل نو به دشمن هجوم مي كردند. ومي بايست دراين منطقه با يكديگر هماهنگ شده وسپس به سوي شهر پيش روي كنند.

بندر و گمرك

بندروگمرك خرمشهر از مهم ترين بنادر كشور، قبل از آغاز جنگ بود ، ارتش عراق درزمان هجوم خود گمرك مملو از اجناس رابه غارت برد وآن رابه آتش كشاند. دشمن درنظر داشت گمرك رابه عنوان محل نبرد استفاده كند ليكن مقاومت نيروهاي مردمي تلفات سنگين رابه دشمن وارد مي ساخت و19 روز طول كشيد تا دشمن توانست موقعيت خود رادرحوالي ساحلي گمرك تبثيت نمايد.

پاد گان دژ

اين پادگان محل حضورلشكرهاي نيروي زميني ارتش بود، وبه همين منظور درپادگان دژكه فرماندهي پاسگاه هاي دژ رانيز برعهده داشت ، صلاح ومهمات كافي براي يك مقاومت 48 ساعته ذخيره شده بود، اين پادگان هم توسط نيروهاي بعث تصرف وسلاح هاي آن به غارت دشمن رفت .

مركزشهر

درطول 35 روز جنگ ومقاومت درخرمشهر تمام نقاط ومحله هاي آن زير آتش سنگين دشمن قرار گرفت باسقوط پليس راه ونفوذ دشمن به نقاطي از شهر مثل كوي طالقاني درتاريخ 21/7/59 تقريباٌ هرسه روز يكبار خرمشهر تاآستانه سقوط پيش مي رفت ودر 24/7/59 خونين ترين درگيري ها رخ داد وخرمشهر ، خونين شهر نام گرفت ومدافعان اين شهر با حماسه هاي خود با دشمن مقابله مي كردند.

پل خرمشهر

اين پل روي كارون احداث شده وشمال وجنوب خرمشهر رابه هم وصل مي كند616 متر طول و8 متر عرض دارد.

از سومين روز هجوم دشمن كه عراق جاده خرمشهر _ اهواز راقطع كرد، تنها راه پشتيباني مدافعان همين پل بود ودشمن از همان ابتدا درصدد بود با اجراي آتش روي آن، امكان تر دد از اين پل را غير ممكن سازد . سرانجام از 3/8/59 با تسلط دشمن برپل ، حماسه مقاومت 35 روزه مدافعان خرمشهر پايان يافت.

مسجد جامع

مسجد جامع خرمشهر سمبل مقاومت خرمشهر شناخته مي شود ودرطول 35 روز مقاومت ، مركز فرماندهي وستاد نيروهاي مردمي ، تبادل اخبار تجهيز وتسليح وآموزش نيروهاي رزمنده ، مداواي اورژانسي مجروحين ونگهداري موقت شهدا، همگي درمسجد جامع صورت مي پذيرفت وآن گاه كه مدافعان از كارون گذشتند مسجد جامع نيز خاموش تا سوم خرداد 1361 مشاهد اشك شوق وشادي توام با سجده شكر رزمندگان اسلام بود.

مقاومت دليرانه ايستادگي وپايداري مردم ايران ورشادتهاي رزمندگان درجبهه هاي حق عليه باطل به كفرستيزان اسلام آموخت كه در مصاف با دشمن درس جهاد، شهامت واستقامت پياده مي نمايند.

كارنامه 8 سال دفاع مقدس نيروهاي انقلابي وايثارگرجمهوري اسلامي ايران خود گواه پيروزي حق برباطل است.

يكي از فتح الفتوحات رزمندگان اسلام در جنگ تحميلي عمليات بيت المقدس بود، كه مي بايست خرمشهر رابه دليل اهميت استراتژيك وجايگاه مهم نظامي از دست اشغالگران آزاد مي شد.

حماسه جاويد فتح خرمشهر با طلوع فجر سوم خرداد 1361 درشهر خرمشهر با فجر پيروزي مقارن شد.

فتح با شكوه خرمشهرفاتحاني داشت همچون محمد جهان آرا ، احمد متوسليان وهمدلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي .

سلام وصلوات خداوند برارواح طيبه شهيدان وبر رزمنده با اخلاص بي نشان ، حاج احمدمتوسليان .

درسوم خرداد 1361 يكي از پرشكوه ترين وغرور آميز ترين افتخارات ملت رشيد ايران رقم خورد وشكوه وعزت ايرانيان دراين روز به بهترين وجه خود به منصه ظهور رسيد ،قدرت ، ايمان

اراده پايداري وايثار به عنوان اصلي ترين عامل شوكت وعظمت ملت ايران ، غرور استكبار مسكتبران زمان رادرهم كوبيد.

عمليات بيت المقدس

رمز عمليات : يا علي بن ابيطالب (ع)

هدف عمليات: آزاد سازي خرمشهر ،پادگان حميد، هويزه،چفير وحسينيه

منطقه عملياتي: غرب كارون ،جنوب غربي اهوازوشمال خرمشهر

تاريخ شروع: ساعت 30 دقيقه بامداد 10/2/61 13

مدت عمليات: 25 روز طي 3 مرحله

وسعت منطقه عملياتي: 6000 كيلومترمربع

نيروهاي عمل كننده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامي وارتش جمهوري اسلامي ايران

شبكه خبر دانشجو – سرويس نقدونظر

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104842

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دشمن در شهر خونين

درباره خرمشهر

دشمن متجاوز پس از 22 روز انتظار و جنگ و گريز و پس از تحمل تلفات بسيار سرانجام در شامگاه 21/7/59، با ورود به مدخل شهر و تصرف جا پايي محكم و با كمك نقشه اي از شهر كه در گمرك خرمشهر به دست آورد و با راهنمايي عناصر كنسولگري سابق عراق در خرمشهر و افراد ستون پنجم آشنا به شهر، پيشروي خود را در محورهاي مختلف شروع كرد.

از سوي ديگر، با احداث پل بر رودخانه كارون در منطقه سلمانيه و عبور نيروهاي عراقي از غرب به شرق كارون و اشغال قسمتي از جاده آبادان ـ اهواز و پيشروي تدريجي آن ها به سوي آبادان و تهديد جاده آبادان ـ ماهشهر، يعني بسته شدن همه ي راه هاي خشكي، رزمندگان را در محاصره و مشكلات شديدتري قرار داد.

بي نتيجه ماندن وعده هاي متعدد مسوولين نظامي براي ارسال توپخانه، سلاح هاي سنگين و يگان هاي منظم و عدم كارايي اتاق جنگ در پشتيباني رزمندگان، پيشروي تدريجي دشمن را در پي داشت. جهان آرا وقتي از تماس هاي مكرر تلفني با مسوولين نظامي و غير نظامي حاصلي نمي برد، عازم اهواز مي شود تا مگر بتواند عمق فاجعه و تهديد را حضوري بيان كند.

همين طور روحانيون و برادران ديگر براي بيان وضعيت و جذب كمك عازم دزفول، قم و ... و تهران مي شوند. مسوول اتاق جنگ (سرهنگ رضوي) نيز كه اقدامات خود را بي حاصل مي بيند، با گذشت 10 روز از آغاز انتصاب براي خود درخواست جايگزين مي كند.

با ورود دشمن به شهر و حركت به سوي كوي طالقاني جاده كمربندي، پادگان دژ و خيابان چهل متري و ... نبرد به صورت جنگ شهري، خياباني و خانه به خانه تغيير شكل مي دهد.

اگر تا اين زمان نيروهاي اعزامي و سلاح هاي سنگين و دور برد مي توانستند كمك موثري در جلوگيري از پيشروي دشمن باشند، از اين پس، مدافعان آشنا به شهر، سلاح هاي سبك و دقيق، خمپاره انداز هاي سبك و ... كارساز هستند تا مانع نفوذ عراقي ها به عمق شهر شوند. خرمشهر با از دست دادن بسياري از آشنايان خود در مضيقه بيشتري قرار مي گيرد. رزمندگان جان بركف خرمشهري كه هر روز از سپيده دم تا هنگامي كه از پا بيفتند، با دشمن مقابله مي كردند و شب را به ناچار استراحت مي كردند، اين فرصت را نيز از دست مي دهند و همان طور كه شيخ شريف فرياد مي زند « درجهاد، خواب حرام است» استراحت مختصر گذشته را نيز برخود حرام مي كنند. نيروهاي داوطلب اعزامي نيز به دليل عدم آشنايي با شهر، با اوج گرفتن نبرد، عده اي مجبور به ترك شهر شده، عده اي ديگر در كوچه پس كوچه ها و خيابان ها، به همراه آشنايان شهر، به جنگ و گريز با دشمن مي پردازند و با خون خود از خرمشهر، خونين شهر مي سازند.

گروه هايي از نيروهاي ارتشي نيز وارد ميدان مي شوند و عده اي در مقابله با دشمن به عهد خود وفا مي كنند. عده اي نيز از معركه خارج مي گردند.

با ورود به اين مرحله، خانواده هايي كه تاكنون در شهر باقي مانده و هر گونه آتش و فشار و سختي را تحمل كرده اند، ناچار به ترك شهر مي شوند. عده اي از خواهران هم چنان به پشتيباني خود از رزمندگان ادامه مي دهند و تعدادي ديگر كه حفظ مهمات را به عهده دارند، به منطقه كوت شيخ در شرق كارون منتقل مي شودند و در شرايطي دشوارتر به وظيفه خود ادامه مي دهند.

با هجوم سراسيمه دشمن به مركز شهر، اندك مدافعين اصلي خرمشهر، از توان خود در بندر كاسته، به دفات از محور مركزي شهر كه همان خيابان چهل متري است و به پل خرمشهر منتهي مي شود، مي پردازند در محور شمالي نيروهاي زرهي دشمن با عبور از پليس راه و دشت شرقي آن، به تصور اشغال يكي از مراكز اصلي پشتيباني رزمندگان، به سوي پادگان دژ به حركت در مي آيند، اما وقتي بدون درگيري به پادگان رسيده، در مجموع با 20 درجه دار و سرباز غافلگير شده رو به رو مي شوند و آن ها را به اسارت در مي آورند، به بطلان تصور خود پي مي برند. با اشغال پادگان دژ، تعدادي تفنگ 106 و تجهيزات ديگر به غنيمت دشمن در آمد.

از اين پس تلاش دشمن صرف دستيابي به پل خرمشهر مي شود. در ورز 24/7/59، نيروهاي مهاجم در ستون هاي متعدد و از محورهاي مختلف با پشتيباني آتش بي سابقه و انبوه نيرو و تجهيزات و راهنمايي ستون پنجم، با هدف اشغال شهر و تسلط بر پل خرمشهر به حركت در مي آيند و تا نزديكي فلكه فرمانداري پيش مي روند، اما مقاومت بي نظير مدافعان، خرمشهر را از سقوط حتمي نجات مي دهد و خون شهيدان و مجاهدان مجروح، سدي در برابر دشمن ايجاد مي كند و بسياري از افراد دشمن را به هلاكت رسانده، خرمشهر را تبديل به خونين شهر مي كند.

در آستانه ورود دشمن به شهر

با مسدود شدن جاده آبادان ـ اهواز و نيز تشديد فشار دشمن براي اشغال خرمشهر و عدم پشتيباني نيروهاي رزمنده و ... مسوول ستاد اروند (سرهنگ رضوي) كه مسووليت و فرماندهي عمليات خرمشهر و آبادان را به عهده دارد، در تاريخ 20/7/59، طي پيامي به فرمانده لشكر 92 از ادامه مسووليت اظهار ناتواني كرده، در خواست جايگزين مي كند:

«به استحضار مي رساند تا كنون هجوم نيروهاي عراقي به شهرهاي خرمشهر و آبادان دفع شده و من به علت از هم گسستگي گردان هاي موجود كه اصلاً سر و سامان ندارند و عدم اعزام يك يگان منظم تانك به اين منطقه و فرسودگي پرسنل و اين كه من افسر ژاندارمري بوده و به فنون نظامي آشنايي كامل ندارم، استدعا مي كنم ظرف امشب تعدادي افسر جهت اداره ي اين منطقه اعزام نماييد، زيرا مساله حيثيت كشور مطرح است و اين يك تقاضاي ساده است كه قابل اجرا بوده و اگر به آن توجه نشود، با اين وضع من خرمشهر و آبادان را در خطر اشغال مي بينم. اميدوارم موضوع جدي تلقي شده، در اسرع وقت اقدام فرماييد.»

ايشان در پيام ديگري به لشكر92، ستاد مشترك ارتش و رونوشت به دفتر امام خميني نسبت به سقوط قريب الوقوع خرمشهر و آبادان هشدار مي دهد:

«آقاي رشيديان، آقاي صفايي و آقاي كياوش، وكلاي مجلس شوراي اسلامي فرمودند

بي تعارف بگوييم شهر و مردم خرمشهر و آبادان و كليه نيروهاي مسلح در اثر نرسيدن نيروي پشتيباني در حال از هم پاشيدن است و مردم عقيده دارند امروز يا فردا اين دو شهر سقوط خواهد كرد. مسوولين بايد مستقيماً جوابگو باشند.»

در روز 21/7/59، فشار دشمن براي نفوذ به داخل خرمشهر افزايش مي يابد. شهرباني خرمشهر طي دو گزارش اعلام مي كند:

« نيروهاي مزدور عراقي به داخل شهر نفوذ كرده اند. به نيروي پشتيباني سنگين زميني و تامين تداركات مهماتي نياز فوري احساس مي شود.» «نيروهاي عراقي در سطح شهر پراكنده شده اند. سربازان خودي گروه گروه در حال فرارند و نيروي دشمن در 500 متري شهرباني است.»

واحد اطلاعات سپاه پاسداران نيز طي تلفنگرامي به مركز فرماندهي سپاه اعلام مي كند:

«خرمشهر زير آتش توپخانه قرار دارد و در حال حاضر به پشتيباني زميني و سلاح هايي از قبيل توپ (تفنگ 106 ـ كه كارآيي آن براي ما بيشتر از تانك است ـ نياز شديد است. لشكر اهواز (لشكر 92)، سلاح در اختيار سپاه نمي گذارد. با توجه به فرمان اخير امام، هر چه سريعتر براي جلوگيري از پيشروي نيروهاي عراقي در خرمشهر، بايد مسائل فوق رعايت گرديده، تجهيزات بفرستند.»

مسائل فوق رعايت گرديده، تجهيزات بفرستند.»

هم چنين سپاه خوزستان گزارش مي دهد:

«نيروهاي عراقي تا صد دستگاه پيشروي كرده، داخل گمرك خرمشهر شده اند و از سمت پليس راه مشغول پيشروي هستند.»

فرمانده ستاد عمليات اروند طي گزارشي به لشكر 92، اعلام كرد:

«امروز 21/7/59، دشمن ما را در تمام جبهه هاي خرمشهر مورد هجوم قرار داد:

1ـ درمحور اصلي خرمشهر ـ اهواز چهار تانك و حدود صد سرباز از گردان 165 مسقتر بودند كه براثر فشار دشمن عقب نشيني كرده، اكنون در شهر سرگردانند. فرمانده آنان، سرگرد دانشور مفقودالاثر شده است.

2ـ در محور خرمشهرـ شلمچه نيروي ما با دادن بيش از سه شهيد و ده زخمي عقب كشيده، در شهر هستند.

3ـ باقي مانده پرسنل دژ كه زير آتش شديد بودند، عقب كشيده اند. فرمانده آنان سرهنگ شاهان زخمي و بستري است.

4ـ گمرك خرمشهر زير آتش شديد دشمن قرار دارد. تعداد بسياري از نيروهاي ما شهيد شده اند و گمرك در حال سقوط است.

5ـ امروز شهر آبادان بيش از ده بار مورد هجوم هواپيماها قرار گرفت كه خسارات بسياري به بار آمد.

6ـ تاكنون جز اعزام عده اي پياده ـ آن هم بعضي بدون اسلحه يا با اسلحه سبك ـ هيچ كمكي به اين منطقه نشده است. مقرر فرماييد ظرف امشب فرماندهي ارتشي براي اين منطقه تعيين شود و با اعزام يگان هاي منظم زرهي از جاده ماهشهر، از سقوط قطعي خرمشهر و آبادان جلوگيري كنيد. يگان هاي موجود به علت تلفات و خسارات و مداومت شركت در جنگ و تعويض پي درپي فرماندهان و عدم جايگزيني و تقويت آن ها، حتي ديگر قادر به مقاومت در برابر يك گروهان تانك نيستند و اغلب سوال مي كنند چرا دولت به فكر اين دو شهر نيست؟ منتظراقدام فوري آن فرماندهي هستم، و گرنه منطقه به علت فشار زياد از پاي درخواهد آمد و اين يك حقيقت است.»

در پي درخواستها و هشدارهاي ستاد عمليات اروند، مديريت عمليات نيروي زميني ارتش پيام زير را به فرمانده ستاد اروند ارسال مي كند:

1ـ نيروي (زميني) تاكنون آن چه مقدور بوده است، از يگان هاي در دسترس براي شما اعزام نموده است.

2ـ در حال حاضر شما از مشاورت جناب آيت الله خامنه اي، دكتر چمران، سرهنگ نامجو و استاندار خوزستان بهره مند هستيد و گروه هاي مختلف در آن جا عده دارند كه با استفاده از سرهنگ خسروپرست و سرگرد شريف نسب و با سرپرستي دانشجويان دانشكده مي توانيد بهترين عمليات چريكي را ترتيب بدهيد و اگر اين گروه ها از طرح ها و مقررات تبعيت نمي كنند، از منطقه خارج شوند.

3ـ تعداد 126 افسر و 245 درجه دار از تمام يگان ها برداشت و براي شما اعزام شده است و اگر منطقه اروند نياز به فرمانده دارد، مي توانند از افسران اعزامي، يك افسر تعيين نمايند.

4ـ اگر فرماندهان كار (مساله اي) دارند، با ترك يك ساعت محل كار مي توانند به دزفول (محل قرارگاه مقدم نيروي زميني) رفته، از راهنمايي و هدايت آن ها بهره مند شوند.

5ـ تلاش پرسنل تاكنون از هر حيث براي نيرو (زميني) غرور آفرين است.حال مي بايستي اين فشارها را تحمل نمايند، خداي بزرگ سپاهيان راستين را در اين نبرد موفق و پيروز خواهد ساخت.

6ـ به زودي از لشكر مشهد يك گردان پياده با يك دسته تانك و يك آتشبار، پس از تصويب تيمسار فرماندهي نزاجا، اعزام خواهد شد.

7ـ ضامن پيروزي در اين جنگ صبر و توجه به خداست.»

از سوي ديگر، ستاد لشكر 92، براي تقويت جبهه خرمشهر و آبادان، حكم زير را به فرماندهي دانشكده افسري، سرهنگ نامجو، ابلاغ مي كند:

«به شما ماموريت داده مي شود با نيرويي به استعداد تقريبي 80 افسر و دانشجو و 320 سرباز با دريافت جنگ افزار از لشكر، درروز 21/7/59، از طريق بندرماهشهر به آبادان عزيمت كرده، زير امر ستاد عمليات جنوب در آبادان و خرمشهر عمليات كنيد.»

با وجود گزارشي كه از ميزان افسران و درجه داران اعزامي توسط نيروي زميني

وعده هايي كه براي ارسال نيروي پياده و تانك و... داده مي شود، همان طور كه در گزارش ستاد عمليات جنوب ذكر شده، در ميدان نبرد خرمشهر خبري از يگان هاي پياده نظام و زرهي نيست. برادران سپاه، بسيجيان و عده اي از مردم خرمشهر همراه عده اي از نيروهاي داوطلب اعزامي، تعدادي از تكاوران نيروي دريايي و دانشجويان دانشكده افسري ، برخي نيروهاي متعهد ژاندارمري و عده اي افسر و درجه دار متعهد ارتش و تعدادي سرباز مجموعه نيروهاي حاضر در خرمشهر را تشكيل مي دهد كه كارايي اين نيروها عموماً به نقش و تعهد فردي خود آنان بستگي دارد.

با شهيد و مجروح شدن تدريجي نيروهاي اصلي مقاومت، خرمشهر در فشار بيشتر و مضيقه روز افزون قرار مي گيرد و از توان سد كنندگان هجوم دشمن كاسته مي گردد تا سرانجام راه نفوذ مهاجمين گشوده مي شود. يكي از فرماندهان دشمن چگونگي شكستن اين سد را در پايان روز 21/7/59 و تصميمات اتخاذ شده براي شروع پيشروي قواي عراقي را در عمق شهر چنين بيان مي كند:

«يك گروهان كماندو به محور بندر فرستاديم كه پيشروي خود را آغاز كرد، اما با مقاومت شديدي رو به رو شد. ما نيز به تمامي محورها و نيروهاي مستقر دستور داديم با استفاده از آتش سنگين توپخانه، پيشروي كنند. در گيريهاي شديد تا عصر ادامه داشت كه طي آن گردان دوم نيروي مخصوص تيپ 31 و گردان يكم تيپ 23 توانستند خود را به تقاطع جاده اهواز ـ خرمشهر و جاده بصره ـ خرمشهر (جاده شلمچه) برسانند. البته اگر هوا تاريك نبود، نيروها نمي توانستند پيشروي كنند. گردان هشتم نيروي مخصوص توانست تقريباً به ايستگاه راه آهن و كمي هم سمت چپ آن برسد. گردان دوم تيپ دوم نيز از سمت چپ گردان هشتم تيپ 33، پيشروي كرده، به جاده رسيد و بدين ترتيب نيروهاي ما جاي پايي در مدخل ورودي شهر پيدا كردند. موقعيت به دست آمده تحولي براي ادامه عمليات بود. نيروهاي ما در بندر موفق شدند نقشه هايي را بيابند كه كاملاً جزئيات شهر در آن ذكر شده بود و ما استفاده زيادي از آن ها برديم (اين نقشه ها براي توريست ها تهيه شده بود). نيروهاي ما در داخل بندربا مقاومت شديدي روبه رو شدند و موقعيت به همان ترتيب باقي ماند. ما تلفات بسياري از نظر افراد و ضايعات سنگيني از نظر تجهيزات متحمل شديم.

موقعيت را به طور كامل در شب بررسي كرديم و بر اجراي موارد زير تصميم گرفتيم:

الف : ضرورت و لزوم تصرف كامل شهر مورد تاكيد قرار گرفت.

ب ـ حركت بعدي پيشروي به عمق شهر مشخص شد.

ج ـ درخواست نيروي كمكي براي استقرار در مناطق تصرف شده.

به يگان هاي بندر دستور داديم تا در صبح روز 14/10/80 (22/7/59)، پيشروي خود را آغاز كنند. از ساير يگان ها نيز خواستيم پيشروي كنند حتي به مقدار ناچيز.»

شروع پيشروي به داخل شهر

با آغاز روز 22/7/59، تلاش براي ادامه پيشروي در بندر و هم چنين آمادگي براي پيشروي در شهر از ساير محورها شروع شد. مهاجمين با پشتيباني آتش سنگين كار خود را شروع كردند. عمليات اصلي، پيشروي در بندر است كه با مقاومت رزمندگان سد مي شود. دشمن در ساير محورها براي انهدام و عقب زدن مدافعان و تحكيم جاي پاي به دست آمده و استقرار در مواضع مناسب تلاش مي كند. گزارش سپاه آبادان حاكي است:

«خرمشهر از سوي راه آهن، پليس راه و گمرك در محاصره است. دشمن در هر 3 جبهه در حال پيشروي است و نيروهاي خودي تاكنون تلفات زيادي داشته اند و جنگ خياباني در ابتداي كوي طالقاني ادامه دارد. هم چنين درگيري سختي بين نيروهاي خودي و متجاوزين در پليس راه و نزديكي پادگان دژ صورت گرفت. در پادگان دژ حدود 50 نفر مجروح شده اند. اين پادگان توسط نيروهاي خودي در حال تخليه است.

از طرف ديگر، به علت شليك شديد خمپاره و توپخانه دشمن، شهر تخليه شده است و تنها عده معدودي مقاومت مي كنند.»

واحد اطلاعات سپاه نيز گزارش داد:

با آن كه نيروي هوايي در مرز شلمچه به عراقي ها ضربه وارد كرده است، باز هم در حال پيشروي هستند. شهر موقعيت وخيمي دارد.

هم چنين شهرباني خرمشهر اعلام كرد:

در حال حاضر فشار روي شهر شديد است. نيرويها در اطراف راه آهن درگيرند. نيروي خودي در حال عقب نشيني است. دشمن در تلاش است با اجراي آتش توپخانه روي جاده ارتباطي ماهشهر ـ آبادان و مسدود كردن آن، محاصره ي خرمشهر و آبادان را تشديد نمايد.»

گزارش فرمانده عراقي از عمليات امروز چنين است:

يگان ها فعاليت خود را صبح 23/7/59 آغاز كردند. ستون بندر به پيشروي ادامه داد و فرمانده گردان سوم نيروي مخصوص تيپ گارد رياست جمهوري كه با مقاومت شديدي روبه رو شده بود، گزارش داد نمي تواند پيشروي كند، زيرا نيمي از نيروهايش تلف شده اند و ناچار به عقب نشيني است. گردان يكم تيپ 49 نيز بي آن كه ما را در جريان بگذارد، مقداري عقب نشيني كرده بود. بعداز ظهر، فرمانده گردان سوم تيپ گارد رياست جمهوري اعلام كرد كه ديگر نمي تواند پيشروي كند و اگر فرمان عقب نشيني داده نشود، درجه داران خواهند گريخت. به گردان نهم نيروي مخصوص دستور داديم موقعيت گردان سوم تيپ گارد را تحويل بگيرد. هنگام عصر گردان سوم تيپ گارد عقب كشيده شد. روحيه افراد بسيار پايين و آثار ترس و خستگي جسمي و روحي درچهره ي درجه داران و افسران پديدار بود. اين گردان متحمل ضايعات بسيار سنگيني شده است. گردان را در نزديكي ستاد سيار تيپ، كارخانه سنگ آهك مستقر كرديم و ستاد را به مسجد بندر انتقال داديم.

بعد از ظهر موقعيت را بررسي و تحليل كرده، تصميم گرفتيم با استفاده از نقشه هاي توريستي يك نقشه كلي را طرح ريزي كنيم. براي اين كار سه نفر مامور شدند كه ما يك نفر را به ستون سمت راست شهر و يك نفر را به ستون اصلي و نفر سوم را به ستاد اصلي تيپ در نزديكي پل نو فرستاديم. با طرح زير، دستور پيشروي به يگان ها داده شده و خيابان چهل متري به عنوان خيابان مركزي و شاخص تقسيم محورها و نيروها قرار گرفت. طرح تقسيم يگان ها به صورت زير است:

الف ـ گردان دوم از تيپ دوم در سمت چپ خيابان چهل متري

ب ـ گردان دوم از تيپ 31 نيروي مخصوص در سمت چپ گردان دوم تيپ دوم

ج ـ گردان يكم از تيپ 23 در سمت چپ گردان دوم تيپ 31

د ـ گردان هشتم نيروي مخصوص در سمت راست خيابان چهل متري

هـ ـ گردان نهم نيروي مخصوص جايگزين گردان سوم تيپ گارد رياست جمهوري شده، به همراهي نيروهاي كماندو، پيشروي خود را براي تصرف بندر ادامه خواهد داد.

و ـ گردان يكم از تيپ 49 در سمت چپ بندر و سمت راست گردان هشتم نيروي مخصوص پيشروي خواهد كرد.»

يگان هاي فوق را توپخانه پشتيباني مي كند و تانك هاي تيپ 26 زرهي، نيز نيروهاي محور شمال جاده كمر بندي را همراهي خواهند كرد.

به اين ترتيب هجوم همه جانبه و طرح ريزي شده ي دشمن در محورهاي مختلف شروع مي شود، در حالي كه نيروهاي خودي از نظر توان، پشتيباني و ... در وضعيت نابساماني به سر مي برند.

گروهي از بچه ها كه در درگيري هاي مختلف با دشمن شركت داشته اند، در پي ورود دشمن به مدخل شهر، با مشاهده ي وضعيت خطرناكي كه پيش آمده در پي چاره جويي بر مي آيند و سرانجام به سراغ شيخ شريف قنوتي مي روند. شيخ شريف از اوايل هجوم دشمن با حضور در صحنه نبرد خرمشهر به انحاء مختلف، با تشكيل گروه الله اكبر، جمع آوري نيروهاي پراكنده و فرستادن آن ها به خطوط درگيري، تشويق و تشجيع رزمندگان، پشتيباني نيروهاي درگير، شركت مستقيم در مقابله با دشمن و هم چنين تلاش خستگي ناپذير، يكي از نام آوران اين ميدان شده است. وي كه به حاج آقا شريف معروف شده، براي رزمندگاني كه تاكنون او را از نزديك نديده اند، در حكم فرماندهي است كه معركه هاي بسياري از پشت سر گذاشته است.

بچه ها به مسجد جامع مي روند و سراغ او را مي گيرند. يك روحاني را در گوشه مسجد به آن ها نشان مي دهند كه عده اي دورش را احاطه كرده اند. آقايي با سر و وضعي در هم، لباس هاي آغشته به دود و خاك و كفش هايي گلي، با يك ژـ 3 بر دوش ايستاده است. يكي از بچه ها مي پرسد: حاج آقا شريف شما هستيد؟

ـ بله، امري داريد، بفرماييد.

ـ حاج آقا، شهر دارد سقوط مي كند.

ـ چطور سقوط مي كند؟

ـ تا الان فقط پنج نفر جلوي دشمن ايستاده بوديم. گزارش بدهيد كه دشمن نيروهايش را آورده توي شهر. يك فكري بكنيد.

ـ برويد دعا كنيد. از خدا كمك بخواهيد.

ظاهراً حاج آقا شريف به هر جا توانسته، رجوع كرده و فشار آورده اما نتيجه نگرفته است و حالا نمي خواهد با بيان آن ها روح بچه ها را بيازارد. مكثي مي كند و غمگين

مي گويد:

ـ اگر من مسوول هستم، به هر كجا كه بگوييد، مي آيم. كاري كه از عهده من برمي آيد، اين است كه با شما بيايم و بجنگم.

بچه ها به سراغ دژبان خرمشهر مي روند تا از ستوان خليليان كمك بگيرند، اما او در دژباني حضور ندارد. بچه ها از معاون وي، استوار نصيري مي خواهند كه با بي سيم پرقدرتي كه دژبان خرمشهر در اختيار دارد، گزارش بدهد كه بچه ها توي شهر دارند كشته مي شوند، يك فكري بكنيد.»

استوار نصيري مي گويد:

ناراحت نباشيد. قرار است هواپيما بيايد دشمن را بزند. مطمئن باشيد نيرو در راه است و مي رسد. به بچه ها بگوييد: بازهم استقامت كنند. انشاء الله نيرو مي آيد. نمي گذاريم شهر سقوط كند سربازهاي دژبان هم دارند در گمرك مي جنگند.

ـ كار از كار گذشته است. دشمن نيروهايش را تا كوي طالقاني آورده است. ما از صبح داريم مي جنگيم. به هيچ جا نرسيديم. فقط كشته داديم. بگو تفنگ هاي دوربين دار براي ما بياورند.

با ورود دشمن به شهر، وضع نامناسب نيروهاي نظامي بدتر مي شود. آنهايي كه احساس مسووليت مي كنند، در حد توان به انجام وظيفه مي پردازند. از جمله نيروهاي متعهد، دانشجويان دانشكده افسري هستند كه با وجود نداشتن تجربه جنگي در خط اول جبهه مي جنگند و شهداي زيادي را در اين نبرد تقديم كرده اند. هم چنين يكي از افسران شجاعي كه هنوز صدايش در گوش بچه ها طنين انداز است كه مي گفت: من كار به پادگان دژ ندارم، من خودم اين قدر كار مي كنم تا شهيد شوم و عاقبت خود و چند تن از دوستانش به شهادت رسيدند. برخلاف اين ها، نيروهاي نظامي ديگري هستند كه با وجود فشار دشمن و كمبود نيرو، در شهر، در مساجد، كنار مراكز پشتيباني يا در خانه ها پراكنده اند يا در حال خروج از شهرند. دژبان خرمشهر از دست اين ها عاجز شده است. ستوان خليليان (مسوول دژبان) اقدام به جمع آوري اين نيروهاي پراكنده كرده، آن ها را به خطوط درگيري مي فرستد، ولي آن ها باز جبهه را رها كرده، به عقب برمي گردند.

هادي نخعي

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104770

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خرمشهر چگونه خونين شهر شد؟

درباره خرمشهر

ارتش عراق پس از ناكامي در اشغال سريع استان خوزستان، تصرف خرمشهر و آبادان را - كه تسلط كامل او را بر اروند رود محقق مي ساخت - به عنوان هدف اصلي برگزيد. به همين منظور، نيروهاي خود را در منطقه عمومي خرمشهر تقويت كرد. لشكر 3 زرهي محور عملياتي خرمشهر و آبادان را تحويل گرفت و تيپ 33 نيروي مخصوص را مامور اشغال خرمشهر كرد. در مقابل، نيروهاي مدافع بدون داشتن تجهيزات كافي و مناسب، اما با اراده اي استوار، مصمم در محورهاي ورودي شهر براي مقابله با هجوم دشمن آماده بودند. از صبح روز 1359/7/7، دشمن پس از اجراي آتش سنگين و انبوه روي محورهاي پل نو و پليس راه، حمله خود را از هر دو محور آغاز كرد. در محور پل نو، يك گردان نيروي مخصوص عراقي در مقابل حدود 60 پاسدار قرار گرفت كه به عقب رانده شد؛ اما پيشروي واحدهاي زرهي عراق به سمت منطقه دوربند موجب شد مدافعان با اين احتمال كه ممكن است در محاصره كامل دشمن قرار گيرند، با حركت به سمت نخلستان هاي جنوب جاده شلمچه تا دوربند عقب نشيني كردند. متقابلاً، عراقي ها نيز قبل از اين منطقه متوقف شدند. در محور پليس راه نيز پيشروي دشمن به سمت شهر با پايداري رزمندگان خودي متوقف شد و عراقي ها تا سيل بند و انبارهاي عمومي عقب رانده شدند.

اولين هجوم به بندر و گمرك

در روزهاي 8 و 1359/7/9، دشمن پس از اجراي آتش سنگين توپخانه و بمباران شهر، حمله ديگري را از سمت شمال و غرب به طرف شهر آغاز كرد. در محور پليس راه، حركت دشمن كه از سمت شرق جاده اهواز - خرمشهر به طرف شهر و پادگان دژ آغاز شده بود، با اجراي آتش توپخانه و حمله نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، متوقف شد و دشمن ناچار عقب نشيني كرد. در محور جاده شلمچه، عراقي ها تا كشتارگاه پيش آمدند و تعدادي از مدافعان شهر را كه در خانه هاي اين منطقه موضع گرفته بودند، با تانك، خمپاره اندازها و توپ هاي خود گلوله باران كردند. حدود ساعت 11، دشمن با تصور اينكه هرگونه مانعي را نابود كرده است، پيشروي خود را شتاب بخشيد، ليكن عمليات شهادت طلبانه 5 تن از رزمندگان، قواي زرهي عراق را به عقب راند. در محور بندر نيز در حالي كه حدود 20 عراقي از سمت جنوب غربي به محوطه بندر نفوذ كرده بودند، تانك ها و نيروهاي مخصوص عراقي با عبور از خط آهن به سوي درسنتاب گمرك سرازير شدند و رزمندگاني را كه در مقابل در فيليه كمين كرده بودند، غافلگير كردند. 24 تن از رزمندگان با موضع گيري در اين محوطه، حدود ساعت 13 در حالي كه تانك ها و نيروهاي دشمن نزديك شده بودند، آنها را هدف گرفتند و نبردي نابرابر آغاز گرديد. در اين درگيري حدود 60 تن از نيروهاي عراقي به همراه چندين تانك موفق شدند به داخل محوطه بندر نفوذ كنند، اما 13 پاسدار - كه از قبل در آن محوطه مستقر بودند - با رشادت راه را بر آنان بستند. در اين نبرد سرانجام با سرسختي رزمندگان در دفاع از بندر، دشمن ناچار شد با تحمل تعدادي كشته و زخمي تا پاسگاه خين عقب نشيني كند.

عقب نشيني دشمن تا پل نو

از صبح روز 1359/7/10، دشمن طرح ديگري را در دو محور بندر و جاده شلمچه براي نفوذ به شهر اجرا كرد. در محور بندر، عراقي ها در دام رزمندگان كمين كرده در محوطه بندر گرفتار شدند و تا هنگام عصر در آنحا درگير بودند. نيروهاي خودي پس از ساعت ها مقاومت در برابر هجوم تانك ها و زره پوش ها و انبوه آتش دشمن، در حالي كه سلاح چنداني در اختيار نداشتند، با عبور از زير اسكله ها، بندر را به سوي مسجد جامع ترك كردند. متقابلاً، دشمن با تسلط بر محوطه بندر، چند تانك خود را از طريق درسنتاب تا نزديكي ميدان راه آهن روانه كرد. در محور جاده شلمچه، دشمن هم زمان با هجوم نيروهايش به چهار راه كشتارگاه، آتش سنگين توپخانه را بر منطقه پليس راه، كشتارگاه، و راه آهن فرو ريخت و با استقرار چند تانك در منطقه دوربند رزمندگاني را كه در محور پليس راه موضع گرفته بودند، هدف آتش مستقيم تانك ها قرار داد. در اين هنگام مدافعاني كه در محور كشتارگاه مستقر بودند، تانك جلودار دشمن را منهدم كردند و تكبير گويان آتش بي وقفه اي را به سوي متجاوزان شليك كردند، در پي آن، دشمن را كه هراسان مي گريخت تا صددستگاه تعقيب كردند. دشمن با سازماندهي نيروهايش دوباره حمله كرد. نبردي ديگر آغاز شد كه سرانجام آن عقب نشيني تانك هاي دشمن تا پل نو بود. بعدازظهر اين روز نيز بخشي از قواي زرهي دشمن كه در 150 متري جنوب ميدان راه آهن مخفي شده بودند منهدم و يا به عقب رانده شدند.

پيشروي دشمن در محور بندر

دشمن كه تا روز 1359/7/11 از اروند رود تا شمال پادگان دژ مستقر شده بود، در اين روز نيز براي اشغال خرمشهر سخت كوشيد، ليكن بر اثر مقاومت دليرانه مدافعان، به هدف خود نرسيد. در شامگاه روز بعد، تعدادي از واحدهاي عراقي به نقاط درگيري رسيدند و در سپيده دم روز 1359/7/13 از محور بندر، جاده شلمچه و پليس راه حمله ديگري را آغاز كردند كه در محور بندر با تحمل تلفات فراوان تا ساختمان هماهنگي بندر (سي بي اس) پيش آمدند. در محور شلمچه، نيروي مهاجم با مقابله مدافعان به عقب رانده شدند. در محور پليس راه تجاوزگران به نزديكي پادگان دژ رسيدند.

عقب نشيني دشمن از محور بندر

عصر روز 1359/7/14، نيروهاي خودي متشكل از تعدادي پاسدار و ارتشي به ساختمان هماهنگي بندر (سي بي اس) يورش بردند و عراقي ها را از اين منطقه عقب راندند، سپس در نيمه شب با حمله به مقر فرماندهي دشمن در پل نو، طي شبيخوني، تعدادي از تانك ها، نفرات و تجهيزات عراقي را منهدم كردند.

پيشروي دشمن در بندر و جاده شلمچه

در آغاز روز 1359/7/15، مجدداً عراقي ها از دو سمت بندر و جاده شلمچه وارد عمل شدند كه در محور بندر در يك درگيري سنگين با تحمل ده ها كشته و زخمي توانستند به ساختمان هماهنگي بندر برسند و آنجا را اشغال كنند. در محور جاده شلمچه نيز دشمن حدود 200 متر جلوتر آمد.

پيشروي دشمن در بندر و خانه هاي پيش ساخته

در روز 1359/7/16، دشمن علاوه بر دو محور بندر و جاده شلمچه، محور ديگري در سمت خانه هاي پيش ساخته گشود و هم زمان از هر سه محور به طرف شهر هجوم آورد. ستون هاي سمت شمال جاده شلمچه و محور خانه هاي پيش ساخته با مقاومت كمي روبه رو شدند، ليكن ستون هاي سمت جنوب جاده شلمچه و محور بندر، درگير نبردي بسيار سخت شدند. در اين درگيري، دشمن تا مسجدي كه در نزديكي بندر قرار دارد، پيش آمد. همچنين، در اين روز گزارش شد كه يك گروهان عراقي به سوي كارون رفته تا روي آن پل احداث كند.

حمله به پادگان دژ

در سپيده دم روز 1359/7/17، نيروهاي دشمن بار ديگر از همان محورهاي روز گذشته هجوم آوردند و با اجراي آتش مستقيم تانك روي مواضع نيروهاي خودي و قرارگاه آنها (مسجد) سرانجام اين قرارگاه را تصرف كردند. در اين روز پادگان دژ نيز مورد هجوم قرار گرفت كه با دفاع نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي، عراقي ها به عقب گريختند. روز 1359/7/18 درگيري با سلاح سبك و آتش توپخانه ادامه داشت، اما تغييري در مواضع طرفين ايجاد نشد.

عبور از كارون و بستن جاده آبادان - اهواز

دشمن از ابتدا در صدد بود تا با عبور از رود كارون آبادان را محاصره كند، ليكن به دليل عدم پيشروي مورد انتظار در ساير جبهه ها اين امر تحقق نيافت و قواي دشمن زمين گير شدند؛ اما هنگامي كه تصرف خرمشهر و آبادان به عنوان هدف اصلي مورد نظر قرار گرفت و از آنجا كه دشمن مانع اصلي براي اشغال خرمشهر را مقاومت مدافعان مي ديد، درصدد برآمد تا با عبور از رود كارون و انسداد جاده اهواز - آبادان حلقه محاصره خرمشهر را تنگ تر كند و فشار سخت تري بر مدافعان آن وارد آورد. دشمن با اين هدف، در صبح روز 1359/7/19 با عبور از پلي كه در منطقه مارد نصب كرده بود، از كارون گذشت، سپس با استقرار در اطراف جاده اهواز - آبادانف راه را بر خودروهايي كه راهي اهواز بودند، بست و بيش از 200 مرد را به اسارت گرفت و زنان و كودكان را آواره كرد. به اين ترتيب، مسير اصلي پشتيباني مدافعان خرمشهر قطع شد و قواي دشمن در امتداد جاده به سمت جنوب به پيشروي خود ادامه دادند. عبور دشمن از كارون و دستيابي او به جاده اهواز - آبادان، از يك سو گشايشي اساسي براي نيروهاي متجاوز - كه طي 20 روز گذشته پشت دروازه هاي خرمشهر گرفتار شده بودند - ايجاد كرد و از سوي ديگر، سرآغاز مشكلات و فشارهايي بيش از گذشته بر رزمندگان خرمشهر بود، زيرا علاوه بر بسته شدن عقبه آنها، بخشي از نيروها و تجهيزاتي كه مي توانستند آنان را ياري و پشتيباني كنند. مي بايست به دفاع از آبادان مي پرداختند. همچنين با عبور دشمن از كارون، توپخانه ايران كه در محل تلاقي كارون و بهمنشير مستقر بود، ناچار عقب نشيني كرد و رزمندگان خرمشهر از پشتيباني آتش اندك توپخانه نيز محروم شدند. همچنين در اين روز در مقابله اي كه رزمندگان اسلام با عراقي ها در محور جاده شلمچه به عمل آوردند، نيروهاي مهاجم را تا منطقه دوربند عقب راندند. در جاده اهواز نيز 12 نفر از نيروهاي دشمن اسير شدند.

ورود دشمن به كوي طالقاني

در روز 1359/7/20 با پيشروي مهاجمان در محور بندر، نبرد شديدي درگرفت كه عراقي ها با تحمل تلفات فراوانف متوقف شدند. با آغاز روز بعد، درگيري در همه محورها شروع شد و ستون هاي دشمن با پشتيباني آتش سنگين توپخانه پيش آمدند و سرانجام توانستند در شام گاه اين روز بخش غربي شهر (از منطقه پليس راه تا ايستگاه راه آهن) را اشغال كنند. سپس اولين ستون نيروهاي عراقي وارد كوي طالقاني شدند و با استقرار سريع در ساختمان هاي مرتفع رديف هاي اول، علاوه بر تسهيل هجوم ستون هاي زرهي و مكانيزه خود به پادگان دژ و جاده كمربندي و تامين جناح آنها، زمينه ادامه پيشروي نيروهاي ويژه در كوي طالقاني و دسترسي به مركز شهر را فراهم آوردند.

تلاش دشمن براي تصرف ساختمان اداري گمرك

در روز 1359/7/22 نيروهاي دشمن سعي مي كردند با پيشروي در محور بندر به ساختمان اداري گمرك دست يابند، ليكن با مقاومت مدافعان متوقف شدند. در ساير محورها نيز دشمن براي شكستن مقاومت مدافعان و تحكيم جاي پاي متصرفه و استقرار در مواضع مناسب تلاش مي كرد.

سقوط پادگان دژ و بستن جاده آبادان - ماهشهر

در حالي كه نبردي شديد در خرمشهر ميان متجاوزان عراقي و مدافعان جريان داشت، دشمن توانست با تصرف پادگان دژ تا خيابان كمربندي پيش آيد و در محور بندر نيز ساختمان اداري گمرك را اشغال كند. همچنين تعدادي از واحدهاي ارتش عراق به منظور تنگ كردن حلقه محاصره در روز 1359/7/23 ضمن بستن جاده آبادان - ماهشهر، به شهر آبادن نزديك شدند.

نبرد شديد در شهر (خرمشهر، خونين شهر شد)

صبح روز 1359/7/24 درگيري ها با شدت بيشتري آغاز شد و تا اواسط روز با از خود گذشتگي مدافعان از پيشروي عراقي ها جلوگيري شد. بعد از ظهر اين روز پس از ورود يگاني از دشمن به خيابان چهل متري و استقرار تيربارهايي در چند نقطه و موضع گيري تك تيراندازها در ساختمان هاي مشرف بر اين خيابان، محور مركزي شهر و اصلي ترين راه پشتيباني و تردد نيروهاي درگير در كوي طالقاني، كوي بندر و ورزشگاه بسته شد.

با انتشار سريع خبر دستيابي دشمن به خيابان چهل متري و تلاش او براي رسيدن به پل خرمشهر، تعدادي از رزمندگان به سوي اين خيابان شتافتند. در ساعات پاياني روز، نبرد سختي در گرفت كه ابتدا متجاوزان با توجه به استقرارشان در نقاط سركوب و نيز در اختيار داشتن تجهيزات كامل با پشتيباني انبوه آتش، در موضع برتر بودند، ليكن مدافعان به آنها نزديك شدند و به شدت به دفاع پرداختند و با وجود تحمل شهيدان و مجروحان بسيار، شمار فراواني از عراقي ها را به هلاكت رساندند. به اين ترتيب، خرمشهر از سقوط حتمي نجات يافت و به پاس خون هاي پاكي كه براي حفظ آن بر زمين ريخت، خونين شهر ناميده شد.

انتقال صحنه نبرد از مركز به مدخل شهر

از صبح 1359/7/25، نبرد خياباني در جاده كمربندي، كوي طالقاني و بندر ادامه يافت. با توجه به حساسيت محور شمالي، به خصوص جاده كمربندي كه دشمن توان بيشتري را در آنجا به كار گرفته بود، باقي مانده نيروهاي پاسدار و ديگر رزمندگان خونين شهر به كمك پاسداران و نيروهاي اعزامي از ساير شهرها، با استقرار در نقاط مختلف به مقابله با دشمن پرداختند. نيروهاي ارتش نيز براي جلوگيري از پيشروي متجاوزان از سمت گمرك، تلاش مي كردند. در روز 1359/7/26، نيروهاي عراقي پشت ايستگاه راه آهن، كشتارگاه و جاده كمربندي مستقر بودند و درگيري شديدي بين دو طرف ادامه داشت. هر چه بيشتر از زمان مي گذشت، نيروهاي مدافع در مضيقه بيشتري قرار مي گرفتند و با شهادت هاي پي در پي و جراحت هاي شديد، از تعداد آنها كاسته مي شد.

تنگ تر شدن حلقه محاصره شهر

از روز 1359/7/27 فشار يگان هاي متجاوز شديدتر شد. رزمندگان كه از احتمال سقوط محور مركزي شهر (خيابان چهل متري)، مسجد جامع و پل نگران بودند، با همان تعداد اندك در اطراف محور مركزي و راه هايي كه به آن ختم مي شد و مسير هايي كه از جاده كمربندي به پل مي رسيد و نيز در كوي طالقاني موضع گرفتند. عراقي ها با پيشروي تدريجي در محور مركزي، از يك طرف به فلكه آتش نشاني و از طرف ديگر به خيابان هاي اطراف گل فروشي نزديك مي شدند و از محور كمربندي نيز خود را به خيابان هاي آرش و عشاير رساندند. تعداد يگان هاي مهاجم، وجود مسيرهاي متعدد براي نفوذ، شمار اندك مدافعان، نبودن فرماندهي واحد، نداشتن سازمان و نظم لازم، همه و همه موجب شد تا فشارهاي سختي بر مدافعان شهر وارد آيد، چندان كه اگر كسي از گلوله ها و تركش هاي دشمن آسيب نمي ديد، حتماً بر اثر خستگي شديد و نرسيدن آب و غذا از پاي در مي آمد، يا به دليل نداشتن هماهنگي، ممكن بود هنگام تاريكي شب، رزمندگان خودي مقابل يكديگر قرار گيرند، يا درنگ براي تشخيص نيروي خودي از دشمن، موجب سوء استفاده متجاوزان مي شد كه ضايعات بيش تري به بار مي آورد. عراقي ها نيز با راهنمايي عناصر ضد انقلاب داخلي، در تاريكي شب نفوذ خود را گسترش مي دادند، گاهي اوقات از اطراف مواضع مدافعان مي گذشتند و پشت سر آنها قرار مي گرفتند. با اين همه رزمندگان اجازه نمي دادند متجاوزان به راحتي نفوذ كنند، به گونه اي كه دشمن براي هر قدم پيشروي متحمل تلفات و خسارات سختي مي شد.

با پيشروي دشمن از محورهاي متعدد در روز 1359/7/28، مسجد جامع كه پايگاه اصلي پشتيباني مدافعان بود، زير آتش متمركز خمپاره هاي عراقي قرار گرفت و شماري شهيد يا مجروح شدند. اوضاع پشتيباني نيز چندان بحراني شد كه رزمندگان حتي در مضيقه نان نيز قرار گرفتند، اين در حالي بود كه نفوذ دشمن در نقاط مختلف و به كارگيري قواي تازه نفس در محورهاي متعدد، دفاع از شهر را بسيار دشوار كرده بود.

كاهش توان مدافعان

در روزهاي 1359/7/29 تا 1359/8/1، تانك هاي دشمن پشت پادگان دژ و اطراف راه آهن و پشت گمرك استقرار يافته و از آنجا نقاط اشغال نشده شهر را گلوله باران مي كردند كه بر اثر آن، بسياري از نقاط شهر از جمله بازار در آتش سوخت. در اين اوضاع، عراقي ها با پيشروي در خيابان چهل متري، به اطراف مسجد امام صادق (ع) رسيدند، در حالي كه جنگ خانه به خانه ادامه داشت. رزمندگان در مسيرهاي اصلي كه از جاده كمربندي به ميدان فرمانداري (خيابان هاي آرش و عشاير) منتهي مي شد، مستقر شده بودند تا از نفوذ بيش تر دشمن و تسلط او بر پل جلوگيري كنند. متقابلاً دشمن كه از جاده كمربندي و چهل متري بسيار پيشروي كرده بود در حوالي فرمانداري مستقر شده بود. در چنين وضعيتي كه تسلط قواي دشمن بر خرمشهر كامل مي شد، از مدافعان شهر فقط تعدادي اندك زنده مانده بودند.

هجوم نهايي دشمن

طرح هجوم نهايي به خونين شهر، از بامداد 1359/8/2 به اجرا درآمد. تشديد فشار تجاوزگران، توان مدافعان را - كه با تمام وجود مقاومت مي كردند - كاهش مي داد و اندك اندك آنها را به عقب مي راند. دشمن موفق شد ساختمان فرمانداري را اشغال كند و با استقرار در ضلع شمالي پل، نيروهاي مدافع را كه در سمت شمال غربي پل تا مسجد جامع حضور داشتند، به محاصره در آورد. اما تلاش رزمندگان براي ضربه زدن به دشمن به منظور آزادسازي پل، همچنان ادامه داشت تا اين كه موفق شدند در اوايل شب عراقي ها را عقب برانند و ساختمان فرمانداري را آزاد كنند.

آخرين روز مقاومت

مدافعان شهر از فراط خستگي حدود ساعت 4 صبح روز1359/8/3 براي استراحت به ساختمان فرمانداري برگشتند. هنوز چشمان آنها گرم نشده بود كه متوجه حضور دشمن در نزديكي خود شدند. تعدادي عراقي روي ساختماني در 500 متري آنها نفوذ كرده بودند. رزمندگان با تيرباري كه روي ساختمان فرمانداري كار گذاشته بودند، به مقابله برخاستند. طولي نكشيد كه تانك هاي دشمن از خيابان عشاير وارد شدند و محل استقرار رزمندگان را هدف قرار دادند. مهمات رزمندگان رو به اتمام بود و گلوله براي مقابله با تانك ها در اختيار نداشتند. آنها خود را به ميدان فرمانداري رساندند و در آنجا موضع گرفتند، سپس يكي از آنان آخرين گلوله هاي آر.پي.جي را به سمت تانك جلودار دشمن شليك كرد و آن را به آتش كشيد. اما دشمن به پيشروي خود ادامه داد و بر ساختمان فرمانداري و پل بزرگ شهر مسلط شد. عراقي ها با استقرار در ساختمان فرمانداري و ديگر ساختمان هاي مجاور، نه تنها هر جنبنده اي را روي پل زير آتش خمپاره اندازها و تيربارهاي خود مي گرفتند، بلكه از تردد قايق در رودخانه كارون نيز جلوگيري مي كردند. در محور چپ نيز عراقي ها از صبح همين روز (1359/8/3) به 30 متري مسجد جامع رسيده بودند. حدود 15 تن از رزمندگان مي كوشيدند خود را به پشت ساختمان فرمانداري برسانند و با هجوم به دشمن، پل را آزاد كنند تا نيروهاي كمكي با عبور از آن به منطقه درگيري وارد شوند. تعدادي نيز در كوچه اي نزديك مسجد امام صادق (ع) موضع گرفته و با متجاوزان درگير شده بودند، ليكن پس از مدتي ناچار شدند تغيير موضع دهند، درگيري ادامه داشت تا اينكه با فرا رسيدن شب دستور عقب نشيني و ترك شهر به مدافعان ابلاغ شد. اين دستور براي اغلب رزمندگان باقي مانده در شهر پذيرفتني نبود.

سرانجام، رزمندگان با اين اميد كه در اندك زماني با تجديد قوا و آمادگي بيشتر به شهر باز مي گردند و دشمن متجاوز را بيرون مي رانند عقب نشيني از شهر را پذيرفتند. سپس تعدادي از مدافعان تصميم گرفتند در نقاطي كه ميسر است، مستقر شوند و مهمات خود را به سوي دشمن شليك كنند تا هم امكان مطلع كردن و جمع آوري نيروهايي كه احتمالاً از دستور عقب نشيني بي خبر بودند فراهم شود، هم اينكه با مشغول كردن دشمن، عقب نشيني نيروها تسهيل گردد. اين كار در حد مقدور انجام شد. سپس چند تن براي خداحافظي از مسجد جامع به آنجا رفتند؛ در حال وداع با حسرت به حياط و شبستان مي نگريستند؛ گاهي به گوشه اي خيره مي ماندند، گويي شهيدي از هم رزمان خود را به ياد مي آورند يا وجود او را حس مي كردند. دقايقي بعد دردمندانه از مسجد بيرون آمدند و به آرامي به سوي كاروان رفتند، حدود 200 تن از رزمندگان در كنار اين رود نشسته بودند تا به آن سوي رود بروند. در طول شب رزمندگان در چندين گروه از خرمشهر خارج شدند و تا پيش از دميدن سپيده صبح، انتقال آنان پايان پذيرفت.

رزمندگان ديگري نيز در شهر بودند كه از دستور عقب نشيني خبر نداشتند. تعدادي از آنها، صبح روز 1359/8/4 متوجه اين دستور شدند و پس از شليك مهمات خود به طرف دشمن، حدود ساعت 10 به ساحل جنوبي كارون رفتند. تعداد ديگري هم در شهر باقي مانده بودند كه راه خروج شان بسته شده بود. آنها تا چند روز بعد به طور پراكنده موفق شدند از طريق كارون عقب نشيني كنند.

و اشغال خرمشهر

روز چهارم آبان 1359 را بايد روز پايان حماسه خونين شهر ناميد؛ حماسه اي كه در 34 روز جلوه كرد، اما بي گمان فداكاري ها و ايستادگي تحسين برانگيز مدافعان خونين شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها، در تاريخ و در خاطر انسان هاي حق جو و ظلم ستيز جاويد خواهد ماند. چهارم آبان 1359 روز اشغال شهري است كه مدافعانش با نبرد و تلاش شبانه روزي كوشيدند با اداي تكليف الهي خود، دشمن را از گسترش تجاوز به ايران اسلامي باز دارند. خرمشهر اشغال شد، ليكن حماسه ها، ايستادگي ها و جانبازي هايي آفريد كه اولاً افتخاري بزرگ را در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت رساند. ثانياً اين مقاومت اعتماد به نفسي را براي اردوي خودي به ارمغان آورد كه دست مايه رزمندگان براي بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامي ايران گرديد.

پايان

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104877

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خرمشهر چگونه آزاد شد؟

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر

مدتي پس از اشغال خرمشهر، ركود محسوسي بر جبهه ها حاكم گرديد. تا اينكه در تاريخ 1359/10/15 اولين عمليات با نام "نصر" براي آزادسازي اين شهر انجام شد كه مرحله اول آن موفقيت هاي بسياري داشت، ليكن چون براي حفظ دست آوردها و ادامه عمليات تدابير سنجيده اي منظور نشده بود، مراحل بعدي آن اجرا نشد و نيروهاي عمل كننده به مواضع قبلي خود بازگشتند.

در تاريخ 1359/10/20 نيز عمليات ديگري با نام "توكل" در شمال آبادان انجام شد تا با عقب راندن نيروهاي دشمن از شرق كارون و تعقيب آنها در غرب اين رودخانه تا نوار مرزي، هم آبادان از حصر درآيد، هم خرمشهر آزاد شود. در اين عمليات نيز اگر چه نيروهاي خودي در يكي از محورها موفق شدند، اما الحاق نشدن يگان ها با يكديگر و نيز پيش بيني نكردن تدابير پدافندي، سبب عقب نشيني نيروها گرديد. سرانجام پس از تغيير و تحول در فرماندهي كل قواي مسلح - كه موجب تحول در مديريت جنگ شد - سلسله طرح هايي براي آزادسازي مناطق اشغالي در دستور كار فرماندهان نظامي قرار گرفت كه 3 طرح آن براي شكست حصرآبادان، آزادسازي بستان، آزادسازي منطقه غرب شوش و دزفول در قالب 3 عمليات ثامن الائمه (ع)، طريق القدس و فتح المبين با موفقيت اجرا شد.

منطقه عمومي غرب كارون - از جمله خرمشهر - آخرين منطقه مهمي بود كه همچنان در اشغال عراق بود. بنابراين، از يك سو فرماندهان نظامي ايران براي اجراي عمليات در اين منطقه اشتراك نظر داشتند، از سوي ديگر عراق نيز كه طراحي عمليات براي آزادسازي خرمشهر را پس از عمليات فتح المبين حتمي مي دانست، با در نظر گرفتن اهميت اين شهر و تاثير آن در روحيه ارتش خود و خلل ناپذير نشان دادن اراده فرماندهي نظامي و نيز جايگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ اين منطقه معتقد بود.

آغاز عمليات بيت المقدس

در حالي كه قواي عراق در منطقه عمومي خرمشهر تقويت مي شد، عمليات بيت المقدس در ساعت 00:55 بامداد 1361/2/10 با قرائت رمز مبارك يا علي ابن ابيطالب (ع) براي آزادسازي خرمشهر آغاز شد. نيروهاي رزمنده - كه از ساعت ها قبل در انتظار فرمان حمله بودند - در تمام محورهاي عمليات به دشمن حمله ور شدند. در محور قرارگاه قدس، هوشياري دشمن و وجود استحكامات متعدد، موجب شد نيروها تنها قسمتي از منطقه جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. در محور قرارگاه فتح، يگان ها پس از عبور از كارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند و به ايجاد استحكامات و جلوگيري از نقل و انتقال و تحرك دشمن در اين جاده پرداختند. نيروهاي قرارگاه نصر نيز اگر چه پيشروي كردند، اما نتوانستند با نيروهاي قرارگاه فتح الحاق كنند. دشمن با درك محورهاي عمليات قواي ايران و اهداف آنان، پس از سازمان دهي نيروهايش، پاتك كرد. اولين پاتك سنگين دشمن در محور قرارگاه قدس و از جنوب رودخانه كرخه كور شروع شد كه پس از ساعت ها درگيري، اين پاتك خنثي گرديد. در محور قرارگاه فتح نيز در حالي كه نيروها در حاشيه جاده مستقر بودند، دشمن از عدم الحاق بين دو قرارگاه فتح و نصر استفاده كرد و با رخنه در شكاف ميان قرارگاه ها، فشار شديدي بر نيروهاي ايران وارد آورد.

دشمن نيروهايش را در غرب جاده اهواز - خرمشهر و در نزديكي مرز و حوالي شلمچه سازمان داده و مي كوشيد نيروهاي ايران را از پشت جاده عقب براند. اين جاده تنها موضعي بود كه رزمندگان مي توانستند با استقرار در پشت آن، با پاتك هاي دشمن مقابله كنند.

پاتك دشمن براي تصرف جاده شروع شد؛ نبردي سخت درگرفت. رزمندگان اسلام به نبرد با تانك ها پرداختند. در اين درگيري اگر چه تانك هاي عراقي توانستند قسمتي از جاده را تصرف كنند و روي آن مستقر شوند، ليكن با مقاومت رزمندگان اين استقرار دوام نياورد و دشمن با شكست اين پاتك ناچار به عقب گريخت.

در پايان روز اول، وضعيت كلي عمليات به اين ترتيب بود كه قرارگاههاي نصر و فتح، سرپلي به مساحت 800 كيلومتر مربع را تصرف كرده بودند. قرارگاه قدس نيز به غير از دو محور، در بقيه محورها نتوانسته بود از رودخانه كرخه كور عبور كند.

ترميم رخنه اي كه به طول 10 كيلومتر روي جاده اهواز - خرمشهر وجود داشت و مي توانست به الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح بينجامد و همچنين تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار شب دوم عمليات قرار گرفت كه با انحام آن، در برخي محورها رخنه هاي موجود ترميم شد، ليكن تا 48 ساعت بعد همچنان برخي از رخنه ها باقي بود تا اينكه سرانجام پس از 5 روز، خط سرپل از كيلومتر 68 تا كيلومتر 103 تثبيت و كليه رخنه ها ترميم شد.

مرحله دوم عمليات ( استقرار در شمال خرمشهر)

در اين مرحله از عمليات مقرر گرديد كه قرارگاه هاي فتح و نصر از جاده اهواز - خرمشهر به سمت نوار مرزي پيشروي كنند و قرارگاه قدس نيز به صورت محدود براي تصرف نقطه اي به عنوان سرپل در جنوب رودخانه كرخه كور و درگير كردن لشكرهاي 5 و 6 عراق در آن منطقه اقدام كند، سپس آن نقطه را گسترش دهد. عمليات در ساعت 22:30 روز 1361/2/16 آغاز شد.

نيروهاي قرارگاه فتح، در همان ساعات اوليه به جاده مرزي رسيدند. يگان هاي قرارگاه نصر نيز با اندكي تاخير و تحمل فشارهاي شديد دشمن، به مرز رسيدند و با قرارگاه فتح الحاق كردند.

اگر چه دشمن با اجراي پاتكي شديد و سنگين توانست 6 كيلومتر از مواضع از دست داده را باز پس گيرد، ليكن با مشاهده مسير پيشروي نيروهاي ايران به طرف مرز، لشكرهاي 5 و 6 را به عقب كشاند تا ضمن جلوگيري از محاصره و انهدام آنها، خطوط پدافندي بصره و خرمشهر را هر چه بيش تر تقويت كند. در پي اين عقب نشيني - كه از ساعات اوليه روز 1361/2/18 آغاز شد - نيروهاي قرارگاه قدس ضمن تعقيب نيروهاي دشمن، تعدادي از آنها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآورند و در نتيجه، جاده اهواز - خرمشهر (تا انتهاي جنوب منطقه اي كه قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف كرده بود) و نيز مناطقي همچون جفير، پادگان حميد و هويزه آزاد شدند.

مرحله سوم عمليات (در آستانه ورود به خرمشهر)

با پيدايش اوضاع جديد و آگاهي از آشفتگي دشمن، تصميم گرفته شد با وجود خستگي مفرط رزمندگان - كه بر اثر چند مرحله پيشروي توام با نبردهاي شديد شبانه روزي با دشمن ايجاد شده بود - در اجراي مرحله سوم عمليات تعجيل شود. در اين مرحله از عمليات مقرر شد قرارگاه فتح در عمق 6 كيلومتري نوار مرزي نيروهاي دشمن را منهدم كند؛ قرارگاه نصر نيز ضمن پاك سازي منطقه حد فاصل جاده خرمشهر - اهواز تا نهر عرايض از وجود دشمن، در منطقه شلمچه پيشروي كند؛ قرارگاه قدس هم ماموريت يافت در منطقه كوشك، طلاييه، دشمن را تا پشت مرز عقب براند. عمليات در ساعت 22 روز 1361/2/19 آغاز شد و هر چند تلفات و خسارات سنگين بر دشمن وارد آمد، ليكن هوشياري و تمركز نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي موجب شد رزمندگان اسلام نتوانند به اهداف تعيين شده در اين مرحله از عمليات دست يابند.

مرحله چهارم عمليات (آزادسازي خرمشهر)

پس از مرحله سوم عمليات بي درنگ فرصت لازم در اختيار يگان ها قرار گرفت تا به بازسازي و تجديد سازمان نيروهاي خود بپردازد. در اين ميان قرارگاه فجر نيز با سه تيپ پياده وارد منطقه شد. سپس در جلسات متعددي عمليات مرحله چهارم به اين شكل طراحي شد كه قرارگاه نصر با حركت در امتداد مرز به سمت جنوب، ضمن بستن جاده شلمچه، خود را در محور نهر خين به اروند رود برساند؛ قرارگاه فجر در جناح مياني و در امتداد نهر عرايض به سمت اروند رود پيشروي كند؛ قرارگاه فتح نيز در امتداد جاده اهواز - خرمشهر و براي آزادسازي خرمشهر وارد عمل شود.

عمليات در اين مرحله از ساعت 22:30 روز 1361/3/1 آغاز شد. قرارگاه نصر در امتداد مرز پيشروي كرد و موفق شد جاده شلمچه را مسدود كند. قرارگاه فجر نيز توانست ضمن تامين پل نو، نيروهايش را به اروند رود برساند. اما قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد و با روشن شدن آسمان، در منطقه پليس راه جاده خرمشهر - اهواز متوقف شد. به اين ترتيب، محاصره خرمشهر كامل شد، اما نيروهاي دشمن همچنان در داخل شهر مقاومت مي كردند. دشمن براي خارج كردن نيروهايش از محاصره در محدوده پل نو و نهر عرايض از سمت غرب (شلمچه) و شرق (خرمشهر) چندين بار پاتك كرد؛ ليكن با مقاومت يگان هاي ايراني مستقر در منطقه مزبور، اين پاتك ها به شكست انجاميد. سپس دشمن نيروهاي خود را از شمال شرقي خرمشهر به درون شهر آورد تا توان خود را براي حفظ اشغال خرمشهر تقويت كند.

صبح روز 1361/3/3 حلقه محاصره خرمشهر تنگ تر شد و انبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هوايي گرم طاقت شان را به سر آورده بود. مقاومت را بي تاثير دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر، در چند ستون طولاني و كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حالي كه تكبير مي گفتند و شعار الموت لصدام و دخيل الخميني سر مي دادند، خود را تسليم كردند.

به اين ترتيب، خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن در تاريخ 1359/8/4 اشغال شده بود. بعد از 575 روز و طي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز 1361/3/3 آزاد شد. همچنين، در اين عمليات - كه به آزادسازي 5038 كيلومتر مربع از اراضي اشغال شده انجاميد - هويزه، پادگان حميد و جاده اهواز - خرمشهر نيز آزاد شد و در اختيار رزمندگان جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت.

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104876

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

سوم خرداد برگ زرين تاريخ معاصر

درباره خرمشهر

بازنگري اجمالي عمليات بيت المقدس و مسائل جانبي آن

حوادث تاريخي بويژه رويدادهايي كه در نبردهاي سنگين نظامي به وجود مي آيد گاهي آنچنان تعيين كننده و سرنوشت ساز واقع مي شود كه دايره تأثيرات شگرف آن از محدوده زماني و مكاني فراترمي رود. رويداد سوم خرداد۱۳۶۱ يكي از بزرگترين حوادث اين سرزمين است كه به حق درخشانترين صفحه جنگ را رقم زده و در اعمال اقتدار بين المللي ايران تحت تلألو انوار درخشان انقلاب اسلامي نقش ويژه اي داشته است.

اين نوشتار سعي دارد در يك فرصت كوتاه با تكيه بر بعد نظامي، حوادث مربوط به سوم خرداد۱۳۶۱ را مرور كرده و گذري به زواياي ناپيداي اين رويداد عظيم بنمايد.

خرمشهر زيباترين بندر ايران

خرمشهر با ۲۵۰هزارسكنه در سال۱۳۵۹ بزرگترين بندر تجاري كشور بوده كه توانايي انتقــــال ۱ميليون تن كالا را كه از طريق خليج فارس وارد مي شود به سراسر ايران دارد. اتصال به شبكه سراسري راه آهن، سواحل مناسب جهت كشتي هاي بزرگ، نزديكي به منابع نفتي و پالايشگاه آبادان از ويژگي هاي خرمشهر است، بهره مندي از طبيعت زيبا و سرسبز و نخلستانهاي پربار جلوه هاي اين شهر را كه عروس بنادر ايران به شمار مي رفت دوچندان مي نمايد اين بندر مهم و استراتژيك مرزي از ديرباز مورد طمع بيگانگان بوده و بارها مورد تجاوز و دست اندازي واقع شده است كه مهمترين موارد آن به شرح ذيل است:

ـ اشغال ۳روزه خرمشهر توسط حاكم بغداد و امير وقت كويت در زمان حمله محمدشاه قاجار به هرات (حدود سال۱۱۱۵) كه به دستور انگلستان انجام گرفت وقتل و غارت بي سابقه اي به وقوع پيوست كه به دستور حاكم عثماني تخليه گرديد.

ـ اشغال توسط انگلستان با استفاده از خاك عثماني در زمان ناصرالدين شاه كه در مقابل دادن هرات خرمشهر از اشغال آزاد شد.

ـ اشغال در شهريور۱۳۲۰ توسط انگليسي ها و آزادي آن بنا به توافق استعماري ابرقدرتها.

ـ اشغال در ۱۳۵۹ و آزادسازي آن با عمليات بيت المقدس با قدرت رزمندگان اسلام و بدون دادن باج و يا دخالت بيگانه.

پايمردي و مقاومت در برابر تجاوز

از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي شيطنت هاي استكبار جهاني با دخالت هاي مرئي ونامرئي عراق در حوادث سياسي اجتماعي ايران شروع مي شود. تحريك حس قوميت عرب، تقويت سازمانهاي به اصطلاح خلق عرب، بمباران و تجاوزات هوائي و تبليغات مسموم و شديد رواني در رسانه ها از جمله اين اقدامات است.

صالح مهدي عماش معاون نخست وزير و وزير كشور عراق در شروع حاكميت بعثيها اينگونه ادعامي كند. «عراق هرگز در مورد شط العرب با ايران اختلاف نداشته است، شط العرب جزئي از خاك عراق است. اختلاف در مورد عربستان (خوزستان) بوده كه قسمتي از خاك عراق است و در دوره قيمومت خارجي، ضميمه ايران شده و برخلاف خواست مردم عراق، اهواز ناميده مي شود.

براساس اين ايده و عقيده و يا ايجاد زمينه هاي مناسب، صدام در منطقه جنوب تلاش اصلي خود را براي فتح خرشهر قرار داده و بعدازظهر دوشنبه۵۹/۳۱ كه شهر نسبتاً وضعيت آرامي داشته و تلاش هايي براي مقابله با تهاجم احتمالي صورت مي پذيرد مورد هجوم باراني از آتش قرار مي گيرد و در كمتر از يك ساعت تمام شهر در آتش مي سوزد و آنهاكه زنده مانده اند اجساد پاره پاره بستگانشان را نظاره مي كنند.

۹۰قبضه توپ و خمپاره عراقي بدون وقفه آتش مي ريزد و سرانجام عراق از طريق شلمچه با تيپهاي۲۶ و ۶زرهي به طرف خرمشهر حركت مي كند.

مقاومت قدم به قدم نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران در كنار يگانهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران مستقر در منطقه در طول ۳۵روز درمقابل ارتش مجهز و آماده عراق فصل زريني در حماسه هاي نبرد شهري به شمار مي رود.

خرمشهر در چهارم آبانماه۱۳۵۹ به اشغال دشمن درآمد و در طول ۵۷۸روز اشغال شاهد جنايت بي شمار عراقي ها در اين شهر بود. غنيمت بردن تمامي اموال دولتي و مردم كه يك رقم آن ۵۷۰۰اتومبيل در گمرك بوده است و تخريب كامل شهر از عمده اين جنايت هاست. اسناد به دست آمده از ارتش عراق عمق جنايت را نشان مي دهد كه چگونه صدها اصله درخت خرما وهزاران ساختمان با مواد منفجره و لودر تخريب شده اند و اموال مردم به غارت رفته است.

مقدمات عمليات بيت المقدس

تثبيت دشمن و متوقف كردن او در روزهاي اول جنگ باعث شد تا عراق بدون دستيابي به اهداف بلندپروازانه خود، نداي صلح طلبي سردهد. اما رهبري داهيانه امام (ره) مبني بر خروج متجاوز كه با فرمان شكست حصر آبادان، تحركي در جبهه ها پديد آورد از قادسيه صدام جهنمي پديد ساخت كه تبديل به گورستان ارتش عراق گرديد.

انجام عمليات هاي ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين توسط دلاور مردان ارتش جمهوري اسلامي ايران و قهرمانان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نظر طراحان و كارشناسان نظامي را به طرف خرمشهر معطوف داشت.

پدافند دشمن در غرب كارون و ايجاد منطقه وسيّع آبگرفتگي و همچنين برقراري مواضع پدافندي مناسب، دشمن را مطمئن ساخته بودكه نيروهاي اسلام به سادگي نمي توانند خرمشهر را فتح نمايند و بر همين اساس اين ادعاي صدام به طور مداوم تكرار مي شد كه اگر نيروهاي ايراني خرمشهر را پس بگيرند كليد بصره را به آنها خواهم داد.

طراحي عمليات

در طرح ريزي عمليات بيت المقدس كه در سلسله طرحهاي كربلا عنوان كربلا۳ را گرفته بود براساس يك اصل كلي نظامي به نكات فراواني توجه شد و طراحان كه از كارشناسان ورزيده نظامي و اساتيد زبده دانشكده افسري و ستاد بودند به اين نكات توجه خاص داشتند: وضعيت دشمن از نظر تركيب، استعداد، گسترش، نقاط ضعف، نقاط قوت، تفكر تاكتيكي زمين منطقه نبرد و...

ـ اطلاعات لازم از سه محور عمده به دست آمده ۱ـ عكس هوائي توسط خلبانان شجاع نيروي هوائي ۲ـ شناسايي زميني توسط گشتي ها ۳ـ اسرا و پناهندگان عراقي، تجزيه و تحليل اطلاعات فوق و برآورد كارشناسي و طراحان نظامي ارتش جمهوري اسلامي ايران آنچنان به واقعيت نزديك بود كه بعداز پيروزي اسناد به دست آمده آن را تأييد نمود.

عمده قواي دشمن در منطقه لشگرهاي زرهي ۱۰ـ۶ـ۹ـ۳ و لشگرهاي پياده۱۱ و ۱۰ و لشگر ۵مكانيزه همراه تعدادي تيپ پياده و مكانيزه زرهي مستقل و مأمور بوده است. جمع نيروهاي دشمن قبل از شروع عمليات حدود ۲۰تيپ و در انتهاي نبرد با توجه به اطلاعات دريافتي از اسرا به حدود ۴۸تيپ كه تقريباً ۱۴لشگر را تشكيل مي دهد، بالغ گرديد.

ـ لازم به يادآوري است كه منطقه طرح ريزي شده ۴۰برابر منطقه ثامن الائمه، ۱۰برابر منطقه طريق القدس، ۳برابر منطقه فتح المبين و ۹برابر منطقه عملياتي والفجر۸ بوده است.

انعكاس فتح خرمشهر در رسانه هاي خارجي

ـ مطبوعات آمريكايي يكصدا اعتراف كردند «پس از برتري ايران، سران نظامي عراق كه از قدرت تهاجمي نيروهاي ايراني حيرت زده شده بودند پس از هر حمله ايران به شدت شكست خورده وعقب نشيني كردند، آمريكا شكست عراق از ايران راخطري بزرگ تلقي مي كند، مقامات دولت ريگان گفتند انهدام نيروهاي عراق توسط ايران براي منافع غرب موقعيت خطرناكي به وجود مي آورد.»

ـ خبرگزاري فرانسه در ادامه بيان حمايت مردم از رزمندگان مي نويسد: «واشنگتن از اين بيم دارد كه موفقيتهاي ايران ضربه اي مهلك و مرگ آور به رژيم صدام حسين وارد آورد.»

ـ آسوشيتدپرس «خرمشهر از جايگاههاي بزرگ جنگ محسوب مي شود و بيرون راندن عراقي ها به آن معناست كه عراقي ها عملاً تمام مناطق استراتژيكي را كه در آغاز جنگ تصرف كرده بودند از دست داده اند.»

ـ مايكل كندي خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تايمز: يك ژنرال عراق گفت: «ماعلاقه اي به ماندن در اينجا نداريم اينجا يك صحراي خشك و خالي است و مي تواند ارزاني خودشان باشد كه اينگونه صحبت ها با استراتژي عراق در آغاز جنگ كاملاً مغايرت دارد.»

ـ نيوزويك «عراق مي خواست با هجوم به سرزمينهاي ايران شاهد سقوط جمهوري اسلامي باشد ولي اين آرزو با برتري نيروهاي ايراني اتفاق نيفتاد.»

ـ روزنامه لوكوتيذين دوپاري در اواسط عمليات نوشت: «لشكريان ارتش به حمايت سپاه پاسداران پيشروي خود را به سوي مرز ادامه مي دهند و باز پس گيري خرمشهر هدف نهائي عمليات بيت المقدس است.»

ـ روزنامه الثوره بغداد: «ما هرگز قصد تصرف اراضي ايران را نداشته ايم.»

ـ خبرگزاري فرانسه: «اين موفقيتها حاكي از آن است كه جمهوري اسلامي ايران موفق شده ارتش باقي مانده از رژيم گذشته را در نيروي منسجمي ادغام نمايد واين از لحاظ شيوه هاي جنگي مورد استفاده و چه از نظر عناصر خادم به يك رژيم انقلابي بي سابقه است.»

ـ خبرنگار ژاپني مايلي جي شيمبون: «فتح خرمشهر تنها ده ساعت طول كشيد و اين گوياي ضعف شديد رزمي ارتش عراق و وجود ايمان و قدرت نيروهاي جمهوري اسلامي بود.»

ـ واشنگتن پست: «بازپس گيري بندر خرمشهر نمايانگر پيروزي تقريباً كامل ايران در اين جنگ بوده است.»

ـ واشنگتن پست: «ايران تاكتيك حمله زميني را به نحو احسن انجام داده است براساس محاسبات پنتاگون از چهارحمله عظيم ايران، اين حمله (بيت المقدس) قاطع ترين آنهاست.»

ـ گاردين انگليس: «سقوط خرمشهر يعني سقوط آخرين و مهمترين افتخار جنگي عراق كه ايرانيها با بازپس گيري آن اين برگ برنده را كه به وسيله آن عراق مي كوشيد ايران را پاي ميز مذاكره بكشاند از دست بغداد ربودند.»

ـ الكساندر هيگ وزير خارجه اسبق امريكا گفت: «بيم آن مي رودكه اين درگيري به كشورهاي همسايه گسترش پيدا كند و موجب تغييرات گسترده و غيرقابل پيش بيني در توازن نيروهاي منطقه شود.»

ـ راديو مونت كارلو فرانسه بازپس گيري خرمشهر را توسط نيروهاي ايراني غيرممكن قلمداد كرده بود.

ـ بي.بي.سي كه مبلغ سياستهاي استعماري امپراتوري ورشكسته و پيرانگليس است اعلان كرد چنانچه ايران درصدد بازپس گيري خرمشهر برآيد سخت ترين گردو را براي شكستن برگزيده است.

و در پايان لازم به يادآوري است يكي از بزرگترين جشن هاي مردمي انقلاب كه در طول تاريخ دنيا نيز بسياركم سابقه است در بعدازظهر سوم خرداد۶۱ با اعلان آزاد شدن خرمشهر از صداي جمهوري اسلامي ايران برپا گرديد كه تا پاسي از شب ادامه داشت در اين جشن با شكوه مردم به شكرانه فضل و عنايت خداوند ساعت ۹شب فرياد الله اكبر سر داده و با پخش شيريني از نظاميان داخل شهرها قدرداني مي كردند.

معاونت عمليات نزاجا

تهيه كننده سرهنگ۲ پياده مجتبي جعفري

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104837

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

نبرد براي آزاد سازي خرمشهر 1/3/61 تا 4/3/61

(شرح تفصيلي رخداد هاي روزهاي اول تا سوم خرداد 1361)

درباره خرمشهر

روز 1/3/61 درگيري كماكان به صورت تبادل آتش ادامه داشته و يگان هايي از قرارگاه هاي فجر و فتح و نصر كه بايستي در عمليات فتح خرمشهر شركت نمايند به تكميل تغيير گسترش و شناسايي و ساير اقدامات لازم براي كسب آمادگي مشغول بودند.

ساعت پنج و پنجاه دقيقه بامداد، مجتمع پتروشيمي ماهشهر توسط چهار فروند هواپيماي عراقي مورد هجوم قرار گرفت و خسارات سنگيني به بار آمد و بيش از 30 نفر مجروح شدند.

پس از ده روز كه از دومين تلاش ناموفق نيروهاي ما براي فتح خرمشهر مي گذشت سرانجام با يك ساعت تاخير در ساعت بيست و دو و سي دقيقه روز (1/2/61) سومين تلاش آفندي قرارگاه كربلا به منظور آزاد سازي خرمشهر با رمز (بسم الله قاصم الجبارين يا محمد بن عبدالله (ص) ) آغاز گرديد.

دشمن در مقابل تك غافلگير كننده نيروهاي خودي در منطقه غرب خرمشهر و پل نو، مجبور به ترك خاكريزهاي دفاعي خود يكي پس از ديگري شد.

در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه با مداد روز 2/3/61 قرارگاه فتح به جاده آسفالته خرمشهر ـ شلمچه رسيد و مشغول باز شدن به طرف پل نو بود. فجر 3 هنوز به جاده نرسيده بود. از قرارگاه نصر، نصر 2 به جاده آسفالته رسيده بود ولي نصر 3 به علت برخورد با ميدان مين متراكم توام با مقاومت شديد دشمن، زمين گير شده بود، اين منطقه كه در حوالي شرق شلمچه قرار داشت همان منطقه اي بود كه قرارگاه نصر در روزهاي 20 و 21 ارديبهشت ماه نتوانسته بود به آن جا دسترسي پيدا كند و در واقع منطقه مستحكم مواضع دشمن محسوب مي شد.

در ساعت چهار و سي دقيقه بامداد روز 2/3/61 نيروهاي دشمن تحت فشار شديد

يگان هاي خودي به حوالي نهر خين عقب رانده شدند و ارتباط زميني نيروهاي مستقر در خرمشهر با نيروهاي مستقر در منطقه شلمچه قطع گرديد و دشمن فقط روي جاده خاكي حاشيه نهر خين رفت و آمد مي كرد.

در ساعت شش و پانزده دقيقه روز 2/3/61 قرارگاه فتح، خرمشهر را محاصره كرد. فجر 3 به پل نو رسيد و به طرف شط العرب پيشروي مي كرد. نصر 2 در حال الحاق با نصر 3 بود. نصر 3 نيز جاده دژها را اشغال كرده و در جنوب جاده آسفالته خرمشهر ـ شلمچه با دشمن به شدت درگير بود.

در ساعت 2 بعد از ظهر روز مذكور فجر 3 به رودخانه شط العرب رسيد و فتح نيز به سواحل اروند رود دسترسي پيدا كرد و به اين ترتيب اين دو قرارگاه ماموريت واگذاري در دستور جزء به جزء شماره 9 را با موفقيت انجام دادند.

در برابر تك سريع و غافلگيرانه نيروهاي ما، دشمن دچار وحشت و سرگرداني شديد شد و نتوانست عكس العمل مناسبي نشان دهد. ارتباط يگان هاي دشمن با يكديگر قطع و فرار افسران و درجه داران و سربازان از منطقه خرمشهر گوياي از هم پاشيدگي سازمان يگان هاي دشمن در خرمشهر بود.

نصر 2 كه در نخلستان ها درگير پيكاري سخت و سنگين با دشمن بود خود را تا 5/1 كيلومتري شط العرب جلو كشيد و تلاش مي كرد با تصرف سرپل دشمن در شمال نهر خين، پل شناور عراق روي اروند را بدست آورده ارتباط عراق را با منطقه خرمشهر از اين طريق نيز قطع كند. نيروهاي متجاوز در تلاش براي برقراري ارتباط مجدد با نيروهاي محاصره شده در خرمشهر نمي خواستند آخرين اميد خود را از دست بدهند و لذا با مقاومت شديد و استفاده از نخلستان ها، مانع از پيشروي نصر 2 بودند. نصرهاي 2 و 3 در عمليات خود موفق شدند بيش از 563 نفر را اسير، تعدادي تانك را منهدم و يك فروند بال گردان دشمن را كه بعلت نقص فني فرود آمد به غنيمت در آورند.

در دستور جزء به جزء شماره 9 به قرارگاه قدس دستور داده شده بود كه همزمان با عمليات در جبهه خرمشهر با اقدام به تك هاي محدود ضمن درگير كردن دشمن تلاش نمايد كه در صورت امكان خط دژها را در منطقه محوله يا قسمتي هايي از آن تامين نمايد.

در اجراي اين دستور قدس 1 و قدس 4 همزمان با آغاز تك در جبهه خرمشهر در مناطق مربوطه دست به تك زدند. قدس 1 پس از مدتي پيشروي به علت عدم برخورد با دشمن و طولاني شدن مسير با هماهنگي فرماندهان سپاه و ارتش به مواضع اوليه مراجعت نمود اما قدس 4 با دشمن درگير شده و گزارش نمود كه پس از 5/2 ساعت درگيري موفق به انهدام 18 دستگاه تانك و به اسارت در آوردن 8 نفر و به غنيمت گرفتن يك دستگاه تانك سالم و وارد آوردن تلفات زياد به دشمن شده است. قدس 4 نيز ساعت سه و نيم بامداد به علت نداشتن مواضع مناسب و باز بودن جناحين به مواضع اوليه خود مراجعت نمود.

گزارشات اطلاعاتي واصله نشان مي داد كه دشمن اقدام به برداشتن بخشي از نيروهاي خود در مقابل قرار گاه قدس و اعزام آنان به منطقه خرمشهر نموده و لذا عمده قواي متجاوز در مناطق مرزي طلايه، كوشك احتمالاً به پشت خط دژهاي عقب نشيني نموده است لذا ساعت بيست و يك و سي دقيقه (2/3/61) قرارگاه قدس به قدس هاي 1 و 4 دستور داد كه در مناطق محوله مجدداً پيشروي نمايند. قدس 1 بدون برخورد با دشمن 6 كيلومتر پيشروي و درخاكريزهاي پس از پاسگاه شهابي مستقر گرديد و به اين ترتيب مناطق از دست داده شده در اثر هجوم دشمن به گروه رزمي محمدي در مورخه 24/2/61 مجدداً تصرف شد.

قدس 4 با عقب نشيني دشمن از تپه كوشك (واقع در شمال غربي پاسگاه كوشك) تپه مذكور را تصرف و قسمتي از خط دژها در منطقه قدس 4 تامين گرديد.

نتيجه عمليات روز 2/3/61 بسيار درخشان بود و مي توان گفت كه قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود رسيد و اين شهر بدون ترديد در آستانه سقوط قطعي قرار گرفته بود.

اسراي دشمن در اين روز به حدود 2830 نفر بالغ گرديد كه در ميان آن ها 56 افسر ديده مي شد. يگان هايي از دشمن كه در منطقه بين نهر عرايض و شلمچه مستقر بوده و به ميزان زياد منهدم شده و اسير داده بودند به اين شرح بود:

تيپ 22 پياده لشكر 8ـ تيپ 33 نيروي مخصوص ـ گردان تانك قعقاع ـ تيپ 9 گارد مرزي ـ تيپ 13 گارد مرزي ـ تيپ 48 پياده لشكر 11ـ گردان 3 تيپ 37 پياده لشكر 7 ـ گردان تانك شرحيل ـ تيپ 10 گارد مرزي ـ تيپ 138 گارد مرزي ـ يگان هاي ارتش خلقي.

برابر پيام هاي استراق سمع شده از دشمن، اندكي پس از آغاز اين عمليات، فرماندهان اغلب يگان ها در پيام هاي خود درخواست اجازه عقب نشيني مي كردند. پرسنل

يگان هاي درگير اكثراً مبادرت به فرار نموده يا تن به اسارت مي دادند بعضي از افراد دشمن كه فراركرده بودند از نيمه راه برگشته و در ساير مناطق خود را تسليم مي كردند.

علي رغم فعاليت شديد نيروي هوايي دشمن در بمباران مناطق درگير عمليات، نيروي هوايي خودي نيز تلاش فراوان در پشتيباني هوايي از يگان ها را انجام داد. به طوري كه قبلاً هم در بيان عملكرد نيروي هوايي در اين عمليات بيان شد هواپيماهايي كه ماموريت بمباران و انهدام پل شناور صدام روي شط العرب را داشتند چون در هدف گيري پل دچار مشكلاتي شده بودند مناطق تجمع دشمن را در آنسوي رودخانه مورد اصابت قرار دادند. نيروي هوايي مي گويد برابر اطلاعاتي كه بدست آمده معلوم شده كه در اين بمباران يك پاسگاه فرماندهي دشمن در حوالي شلمچه هدف قرار گرفته و صدام حسين كه در اين پاسگاه حضور داشته مجروح مي گردد.

در اواخر روز 2/3/61 قرارگاه كربلا پس از بررسي آخرين وضعيت و موفقيت قرارگاه هاي فجر 3 و فتح در احاطه كامل خرمشهر، مصمم به وارد كردن نيروهاي خودي به شهر و پاكسازي آن از وجود دشمن گرديد لذا با صدور دستور جزء به جزء شماره 10 دستور اجراي آن را به يگان ها صادر نمود.

در اين دستور به فجر 3 دستور داده شد تيپ 33 المهدي را كه در شكستن خاكريزهاي پدافندي دشمن در نهر عرايض و پل نو كفايت فراوان از خود نشان داده بود در اختيار فتح (تيپ 14 امام حسين (ع) + تيپ 8 نجف اشرف) قرار داده و خود به پدافند از منطقه محوله در كرانه اروند ادامه دهد. و به قرارگاه فتح (ياد شده) ماموريت ورود به خرمشهر و پاكسازي شهر از نيروهاي دشمن داده شد. قرارگاه نصر ماموريت يافت كه به پدافند در سمت باختر و شلمچه ادامه داده ضمن انهدام سرپل موجود دشمن در شمال نهر خين (منطقه اي كه قسمت انتهايي پل شناور صدام در آن قرار داشت) پاتك هاي دشمن را از سمت منطقه شلمچه و از منطقه سرپل نهر خين به سمت خرمشهر (كه براي شكستن حلقه محاصره و الحاق با نيروهاي محاصره شده صورت مي گرفت) دفع نموده وهر گونه پيشروي دشمن را از غرب به شرق سد نمايد.

ساعت 3 بامداد روز 3/3/61 يك دستگاه پل شناور پي. ام. پي در منطقه مارد روانه گرديد و عناصري از تيپ 23 نوهد به آنسوي رودخانه وارد شدند.

در تاريكي شب، تعدادي از افراد دشمن در خرمشهر با استفاده از قايق و عبور از اروند رود اقدام به فرار نمودند كه تعدادي از اين قايق ها توسط تكاوران نيروي دريايي از بخش اشغال نشده . خرمشهر هدف قرار گرفته و سرنشينان آن غرق شدند. در حالي كه نيروهاي متجاوز در خرمشهر در محاصره كامل قرار گرفته و دست به فرار و تسليم زده بودند راديو عراق در برنامه فارسي خود اعلام داشت كه:

«نيروهاي خميني تلاش نمودند كه با تك شب گذشته، خود را به محمره (خرمشهر) نزديك نمايند كه با مقاومت شديد نيروهاي ما مواجه شدند و در حال حاضر تلاش

مي نمايند كه از دو طرف شمال شرق كارون و شمال غربي محمره در دوستون به شهر نزديك شوند ولي بدانند كه نيروهاي مستقر در شهر كاملاً مقاومت كرده ضمن اين كه نيروهاي المنصور در حال حركت و كمك به آن ها مي باشند.»

دشمن درساعت ها ي سه و پنجاه دقيقه و يازده صبح و يك و نيم بعد از ظهر روز 3/3/61 از سمت شلمچه به يگان هاي نصر 2 و نصر 3 دست به تك زد و ظاهراً تلاش

مي كرد كه از طريق جاده شلمچه ـ خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بكشند ولي

يگان هاي نصر 3 دلاورانه پايداري كردند و تك دشمن را با وارد كردن تلفات و ضايعات دفع نمودند.

يگان هاي نصر 2 تلاش مي كردند كه سرپل 5/1 كيلومتري دشمن را در شمال نهر خين در هم شكسته و خود را به رودخانه شط العرب برسانند اما مقاومت شديد دشمن در نخلستان هاي موجود در اين سرپل، تلفات سنگيني بر نصر 2 ( بويژه تيپ 27 محمد رسول الله (ص)) وارد نمود و دشمن موفق گرديد كه سر پل خود را حفظ و از دست يابي نصر 2 به پل شناور صدام جلوگيري نمايد.

در حالي كه يگان هاي قرارگاه فتح خود را براي ورود به خرمشهر و پاكسازي آن آماده مي كردند نه تنها هيچگونه قرائني از پدافند و مقاومت شديد نيروهاي محاصره شده ديده نمي شد بلكه دسته دسته نيروهاي دشمن يا در حاشيه غربي شهر خود را تسليم كرده و يا در شرق خرمشهر با عبور از پل مارد تن به اسارت مي دادند.

ساعت 9 و پانزده دقيقه روز 3/3/61 دشمن با نيروهاي خود در سرپل نهر خين و

يگان هاي تقويتي كه با استفاده از پل شناور به اين منطقه وارد شده بودند در سمت شمال اين سرپل به منظور تصرف و آزاد سازي جاده مرزي خرمشهر ـ خين ـ حدود (جاده خاكي مرزي در جنوب جاده خرمشهر ـ شلمچه و موازي با آن ) دست به تك شديد زد تا بتواند نيروهاي محاصره شده در خرمشهر را نجات دهد. موج تك هاي دشمن كه هر بار با تلفات و ضايعات زياد دفع مي گرديد چندين بار با شدت تكرار و سرانجام دشمن كه از اين عمليات نتيجه اي عايد نكرده بود به يگان هاي درگير خود در اين تك ها (تيپ 30 و 36 زرهي و تيپ 25 مكانيزه و چند تيپ پياده) دستور داد كه به مواضع دفاعي خود عقب نشيني نمايند. در پيام هايي كه از دشمن در اين عمليات استراق سمع گرديد وحشت، اضطراب، نااميدي و عدم تمايل به جنگ و تمرد در بين يگان هاي دشمن به كرات ملاحظه گرديد.

يگان هاي نصر 2 و فجر 3 در مقابل تك هاي ذكر شده دشمن پايداري بسيار شايسته اي از خود نشان دادند.

ساعت يازده صبح روز 3/3/61 در حالي كه درگيري شديدي بين نيروهاي خودي و دشمن به شكلي كه فوقاً اشاره شد در شمال نهر خين جريان داشت و دشمن در صدد شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود يگان هاي قرارگاه فتح از سمت غرب و خيابان كشتارگاه وارد شهر شدند. مقاومت دشمن بسيار ضعيف و تقريباً هيچ بود. فقط مقاومت بسيار جزيي در ناحيه گمرك خرمشهر در كناره اروند رود وجود داشت كه به سرعت منهدم گرديد. ساعت 12 نيروهاي ما از سه طرف شمال، شرق و غرب وارد شهر شدند، دشمن كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشت راهي جزء اسارت و يا فرار و كشته شدن نداشت و گروه گروه به اسارت در آمدند نيروهاي عراقي به صورت ستون در حالي كه دست هاي خود را بالا گرفته بودند براي اسير شدن مي آمدن نيروهاي موجود در شهر به طور كلي عناصري از 14 تيپ و تعدادي گردان مستقل و نيروهاي جيش الشعبي بودند، ساعت 2 بعد از ظهر خرمشهر به طور كامل تصرف و پرچم جمهوري اسلامي ايران بر فراز مسجد جامع و پل تخريب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد و اين شهر كه ساعت چهار بعداز ظهر روز 4 آبان ماه سال 1359، پس از سي و پنج روز پايداري به اشغال دشمن در آمده بود سرانجام ساعت دو و بيست دقيقه بعد از ظهر سوم ارديبهشت ماه 1361 پس ازنوزده ماه اسارت (578 روز) به دست فرزندان غيور اين مرز و بوم كه براي رهايي اين شهر از چنگال متجاوز سر از پا نشناخته و خون پاك خويش را بيدريغ ايثار نموده بودند آزاد گرديد.

در ساعت 5 بعد از ظهر سرهنگ معين وزيري كه از داخل شهر بازديد كرده بود اظهار داشت، شهر بكلي ويران شده و مملو از جنازه عراقي ها است.

نيروهاي خودي هر كدام كيسه اي در دست دارند و به جمع آوري غنايم مي پردازند به هيچ عنوان منطقه كنترل نمي شود. ازدحام به حدي است كه آمبولانس ها به زحمت حركت مي نمايند. همه جا حكايت از خلق حماسه، ايثار، از خود گذشتگي و شجاعت فرزندان ايران اسلامي دارد.

خبر رعد آساي فتح خرمشهر به سرعت برق همه جا پيچيد و موج عظيمي از هيجان و خوشحالي سراسر كشور را فرار گرفت و مردم در خيابان ها با روشن كردن چراغ ها و به صدا در آوردن بوق اتومبيل هاي خود به جشن و پايكوبي پرداختند و غرور اين ملت بزرگ كه با اشغال خرمشهر بدست عراقي ها جريحه دار شده بود با همت و غيرت فرزندان فداكار اين كشور التيام گرفته و شعار (خرمشهر ما مي آييم) واقعيت يافت و خرمشهر كه در دوران اشغال (خونين شهر) شده بود دوباره، خرمشهر ناميده شد.

تعداد اسراي تخليه شده از خرمشهر به بيش از دوازده هزار تن بالغ گرديد كه در ميان آن ها 268 نفر افسر وجود داشت. شخصيت هاي زير جزو اسراء بودند:

سرهنگ ستاد خميس فرمانده تيپ 44 و فرمانده منطقه خرمشهر.

سرهنگ ستاد عطا محي الدين عباس فرمانده تيپ 20 ماموريت ويژه.

سرهنگ ستاد عبدالستار حامد محمود فرمانده تيپ 9 گارد مرزي.

سرهنگ ستاد ناظم خياط فرمانده تيپ 238 پياده.

پايين بودن روحيه وفقدان شايستگي رزمي افراد دشمن و ضعف فرماندهان عراقي در هدايت يگان ها براي يك دفاع موثر، سبب گرديد كه نيروهاي متجاوز مستقر در خرمشهر علي رغم برتري مطلق عددي پرسنل و تجهيزات بر نيروهاي خودي و دارا بودن مواضع بسيار مستحكم و سازمان يافته پدافندي، هيچ گونه مقاومتي از خود نشان نداده و با خفت و خواري بسيار تسليم شوند.

قرارگاه كربلا براي انهدام سرپل دشمن در شمال نهر خين و انهدام پل شناور صدام به قرارگاه فجر 3 دستورداد تا قبل از ساعت 6 بعد از ظهر روز 3/3/61 يك گردان از نيروهاي خود را در اختيار قرارگاه نصر 2 قرار دهد.

پانزده دقيقه بعد از نيمه شب، نصر 2 كه در عمليات روز جاري خود به 500 متري اروند رود رسيده بود اينك با در اختيار گرفتن يك گردان از فجر 3 و يك گردان ديگر از نصر 7 به منظور دستيابي به خط دژها در جنوب جاده شلمچه و هم چنين تخريب پل دشمن روي شط العرب اقدام به تك نمود. ابتدا موفق گرديد يگان هاي دشمن را غافلگير نمايد ولي بعد از مدتي با مقاومت شديد دشمن مواجه شد.

در ساعت چهار و چهل دقيقه يكي از يگان هاي نصر 2 به خط دژها نزديك شد و يگان ديگر به پل روي نهر خين (آخرين قطعه از پل 4 قسمتي شناور صدام روي شط العرب) رسيده. ده دقيقه بعد پل به تصرف در آمد و يگان هايي از نصر 2 با عبور از اين پل وارد جزيره بوارين (متعلق به عراق) شدند. آتش دشمن روي جزيره بوارين بسيار شديد بود به طوري كه در ساعت هفت بامداد به نصر 2 دستور داده شد. به منظور اجتناب از تلفات بيشتر، جزيره بوارين را تخليه و به پشت نهر خين بازگشته و پل روي نهر مزبور را تخريب نمايد.

همزمان با تخليه جزيره بوارين دشمن در منطقه دژهاي جنوب شلمچه به طرف شرق تك نمود كه با فداكاري و پايداري دلاورانه نصر 2 (گردان 169 پياده) دشمن با تحمل تلفات و خسارات سنگين مجبور به عقب نشيني گرديد. تلفات وارده به نصر 2 در عمليات نهر خين و جزيره بوارين قابل ملاحظه بود.

با فتح خرمشهر در 3/3/61 و وصول نصر 2 به حوالي خط دژها در جنوب شرقي شلمچه و هم چنين به كرانه نهر خين در 4/3/61 قرارگاه كربلا با در نظر گرفتن وضعيت و توان نيروي خودي اتمام مرحله سوم و به طور كلي پايان عمليات «الي بيت المقدس» را اعلام و تكميل ماموريت و تامين هدف هاي طرح عملياتي كربلا 3 را به طور كامل به پس از بازسازي و تجديد سازمان و تغيير گسترش نيروهاي خود موكول نمود. و دراجراي اين منظور آخرين دستور جزء به جزء را در عمليات بيت المقدس به شماره 11 در 5/3/61 صادر نمود.

در اين دستورآخرين وضعيت به شرح زير اعلام شده بود:

قرارگاه عملياتي كربلا در جنوب در اجراي طرح كربلا 3 با عبور موفقيت آميز و تاريخي خود از رودخانه كارون كه به عنوان يك حركت تاكتيكي ـ استراتژيكي برجسته و غرور آفرين نيروهاي نظامي ما براي هميشه ثبت گرديده است به انهدام نيروهاي عمده دشمن در غرب كارون و تامين و آزاد سازي خرمشهر توفيق يافته و بيش از 6000 كيلومتر مربع از سرزمين هاي اشغال شده ميهن ما از لوث وجود متجاوزين عراقي پاك گرديده، با تامين اهداف تعيين شده، اين كه به منظور ادامه اجراي طرح كربلا 3 و ماموريت واگذاري به طور كامل، تغيير در گسترش و باز سازي نيروهاي ما براي حصول آمادگي هر چه بيشتر ضرورت دارد.

لازم به توضيح است كه در طول جنگ ايران و عراق به علت وسعت و گستردگي مناطق عملياتي و كمبود نيرو و تراكم ماموريت ها، عقب كشيدن يگان هاي نظامي براي استراحت و بويژه تجديد سازمان غير مقدور بود و تلاش مي گرديد كه اين منظور با دادن ماموريت هاي بالنسبه سبك تر حاصل گردد و به بيان واضح تر واحدهاي نظامي هميشه در جبهه قرار داشتند و زمان استراحت و تجديد سازمان آن ها مثلاً موقعي بود كه يك ماموريت پدافندي به آن ها ارجاع شود البته اگر در زير باران گلوله هاي دشمن كه به نام تبادل آتش توپخانه معروف شده است و تك هاي گاه و بيگاه دشمن استراحت و تجديد سازمان، مفهوم واقعي خود را داشته باشد.

پس از پايان عمليات بيت المقدس (4/3/61) كه يگان هاي ما در اين منطقه تا شروع عمليات آفندي آتي به حال پدافند در آمدند. استعداد يگان هاي بسيج مردمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تقليل يافته و مي توان گفت كه بار سنگين پدافند از مناطق آزاد شده را تقريباً يگان هاي ارتش به عهده گرفتند.

آخرين لحظات دشمن در خرمشهر:

براي آن كه وضعيت دشمن پس از محاصره خرمشهر بهتر روشن شود ذيلاً چند پيام مبادله شده بين فرمانده منطقه خرمشهر و فرمانده لشكر 11 پياده عراق كه توسط

پست هاي استراق سمع خودي دريافت و كشف گرديد عيناً نقل مي شود:

1ـ از : لشكر 11 پياده جهت اطلاع

به : فرماندهي منطقه خرمشهر فرمانده سپاه 3

موضوع: دستورالعمل تخليه خرمشهر در آخرين لحظات

تاريخ 23/5/82 (مطابق با 2/3/61)

«كليه واحدهاي زير امر را جمع آوري كنيد. كليه نيروهاي باقي مانده در خرمشهر اعم از ارتشي، پليس، ماموريت ويژه، جيش الشعبي را جهت شكستن محاصره جمع آوري كرده و در يك يا دو منطقه با دشمن جنگيده و محاصره را شكافته واحدهاي فوق را آزاد كنيد اين عمل با تماس يا ستون پياده اي كه از طريق دهكده ولي عصر پيشروي مي نمايد انجام خواهد پذيرفت.

فرمانده منطقه خرمشهر مسئول عقب نشيني كليه واحدهاي زير امر بوده و در صورتي كه كسي از آن ها باقي بماند مسئوليت آن را فرمانده منطقه خرمشهر متحمل مي گردد. فرمانده منطقه خرمشهر بايستي اين ماموريت را انجام دهد.

«سرهنگ ستاد خميس مخيلف به جاي سرهنگ احمد زيدان كه كشته شده است، فرمانده منطقه خرمشهر مي باشد.

تخليه جسد سرهنگ احمد زيدان بهر صورت كه باشد و نيز شكستن حلقه محاصره، به عهده فرمانده جديد مي باشد اين ماموريت فردا صبح انجام مي پذيرد.

فرمانده لشكر 11

2ـ از : فرمانده منطقه خرمشهر

به : فرمانده لشكر 11

تاريخ 23/5/82

در پاسخ به پيام شما اعلام مي دارم كه واحدها از ساعت شانزده امروز 23/5/82 (برابر با 2/3/61) از طريق آب، شروع به تخليه خرمشهر كرده اند. به جز با قايق نمي شود واحدها را نجات داد. جسد سرهنگ احمد زيدان در منطقه ممنوعه مين گذاري قرار گرفته. واحدهاي مهمات ندارند. جنگيدن و شكستن محاصره عملياتي بسيارمشكل است، انجام اين عمليات به دليل عدم وجود رزمنده و مهمات غير ممكن است، ما را مطلع سازيد.

فرمانده منطقه خرمشهر. سرهنگ ستاد خميس مخيلف

3ـ از: فرماندهي منطقه خرمشهر

به : تيپ 9 گارد مرزي / تيپ 113/ گردان 9 نيروي مخصوص / گردان 2 تيپ 48

تيپ شرطه (پليس)

جهت اطلاع فرماندهي لشكر 11

كليه واحدهاي زير امر خود را اعم از ارتشي ـ جيشي الشعبي، شرطه، ماموريت ويژه جمع آوري كرده و هيچ يك از آن ها را ترك نكيند.

حلقه محاصره را شكسته و با ستون پياده كه در حال پيشروي از طريق دهكده ولي عصر مي باشد الحاق كنيد. شكستن محاصره از سمت چپ جاده خرمشهر شلمچه صورت مي گيرد و واحدهاي عمل كننده گردان 9 نيروي مخصوص و تيپ شرطه و در جناح راست گردان 2 تيپ 48 و تيپ 113 و باقي مانده تيپ 9 گارد مرزي خواهند بود.

زمان شروع عمليات و اجراي ماموريت ساعت 6 صبح خواهد بود.

فرمانده منطقه خرمشهر

سرهنگ ستاد خميس مخيلف

4ـ از : فرماندهي منطقه خرمشهر

به : فرمانده لشكر 1

موضوع گزارش وضعيت تا ساعت 30 10

تاريخ : 24/5/82 (برابربا 3/3/61).

1ـ وضعيت هر لحظه بدتر مي شود. عده اي از پرسنل جيش الشعبي و نيروي مخصوص به دشمن تسليم شدند.

2ـ دشمن هر نيم ساعت يكبار تك مي كند.

3ـ مهمات حتي براي يكساعت ديگر كفايت نمي كند.

4ـ تصميمات فوري خود را ابلاغ كنيد.

سرهنگ ستاد خميس. فرمانده منطقه خرمشهر

لازم به توضيح است كه سرهنگ ستاد خميس مخيلف كه فرماندهي نيروهاي خرمشهر را به عهده داشت پس از ورود نيروهاي ما به خرمشهر به همراه تعدادي ديگر از فرماندهان دشمن به اسارت در آمدند. عمل الحاق نيروهاي دشمن از طريق دهكده ولي عصر با محاصره شدگان خرمشهر به علت مقاومت نيروهاي ما در مقابل تك هاي دشمن كه براي اين منظور از منطقه نهر خين صورت مي گرفت مقدور نگرديده و كليه نيروهاي باقي مانده در خرمشهر به اسارت در آمدند.

خلاصه اي از دست آوردهاي نظامي عمليات بيت المقدس به زبان آمار و ارقام

* كل مناطقي كه در اشغال دشمن بود 5400 كيلومتر مربع

* مناطق آزاد شده در مرحله اول عمليات حدود 700 كيلومتر مربع

*مناطق آزاد شده در مرحله دوم عمليات حدود 400 كيلومتر مربع

*مناطق آزاد شده جفير در اثر عقب نشيني دشمن حدود3900 كيلومتر مربع

* جمع مناطق آزاد شده در مراحل اول و دوم عمليات حدود 5000 كيلومتر مربع

(تا تاريخ 22/2//62)

* مناطق آزاد شده در مرحله سوم علميات 380 كيلومتر مربع به علاوه شهر خرمشهر

* طول خطوط مرزي كه در اشغال دشمن بود حدود 180 كيلومتر

*خطوط مرزي آزاد شده در مرحله دوم عمليات حدود17 كيلومتر

*خطوط مرزي آزاد شده در مرحله سوم حدود 15 كيلومتر

* خطوط مرزي آزاد شده در اثر عقب نشيني هاي دشمن

حدود 135 كيلومتر (شرق هورالعظيم ـ بين كوشك ـ طلايه و بين كوشك تا كيلومتر 25)

* خطوط مرزي باقي مانده در دست دشمن حدود 10 كيلومتر (در حوالي نقاط مرزي طلايه قديم و كوشك و شلمچه)

* تعداد اسراي روز اول عمليات (تامين سرپل) 3096 نفر (66 نفر افسر)

* تعداد كل اسرا تا پايان مرحله دوم 5541 نفر (168 افسر)

* تعداد اسراي خرمشهر 13873 نفر (268 افسر)

* تعداد كل اسراي عمليات بيت المقدس 19414 نفر

* تلفات دشمن (كشته و زخمي) 16000 نفر (برآورد شده)

*خسارات و ضايعات وارده به دشمن (اقلام عمده):

هواپيما (برابر اعلام نهاجا) 60 فروند (53 فروند تاييد شده ـ 7 فروند تاييد نشده)

بال گردان 3 فروند

تانك و نفربر 418 دستگاه

خودرو 49 دستگاه

*غنايم بدست آمده از دشمن: (اقلام عمده)

بال گردان 1 فروند

تانك و نفربر 105 دستگاه

خودرو 56 دستگاه

جنگ افزارهاي سبك و نيمه سنگين، تجهيزات و مهمات. به مقدار زياد

*يگان هاي زير درمرحله سوم عمليات بيت المقدس در منطقه خرمشهر منهدم گرديدند:

تيپ 20 ماموريت ويژه ـ تيپ 9 گارد مرزي ـ تيپ 10 گارد مرزي.

تيپ 22 پياده ـ تيپ 44 پياده ـ تيپ 48 پياده ـ تيپ 605 پياده تيپ 238 پياده ـ تيپ 113 پياده.

*علاوه بر يگان هاي فوق از نيروهاي مشروحه زيرين نيز كه تماماً يا قسمتي از آن ها در منطقه خرمشهر بودند تعداد زيادي كشته و يا اسير شدند.

تيپ 420 پياده ـ تيپ 23 نيروي مخصوص ـ تيپ 28 پياده ت تيپ 23 پياده ـ تيپ 104 گارد مرزي ـ گردان پليس قادسيه ـ گردان كماندويي مقداد ـ پليس محلي ـ يگان هاي ارتش خلقي ـ گردان مخابرات لشكر 11 ـ گردان مهندسي لشكر 11ـ گردان 214 توپخانه ـ يگان هايي از مركز آموزش بصره.

• يگان هايي از دشمن كه در منطقه قرارگاه فجر (عمليات آفندي اميرالمومنين) (11/2/61 تا 16/2/61) متحمل تلفات و خسارات سنگين شدند عبارتند از:

• تيپ 416 پياده ـ گردان كماندويي قادسيه ـ تيپ 31 نيروي مخصوص.

• لشكر هاي دشمن كه در عمليات بيت المقدس به سختي آسيب ديدند عبارتند از:

لشكر 5 مكانيزه، لشكر 3 زرهي، لشكر 9 زرهي، لشكر 6 زرهي، لشكر 11 پياده، لشكر 7 پياده، تيپ 10 زرهي.

• تلفات نيروهاي خودي (ارتش) در عمليات بيت المقدس بشرح زير است:

شهيد 1628 نفر (افسر 84، درجه دار 323، سرباز1214 ـ غيرنظامي 7)

مجروح 7290 نفر (افسر 345، درجه دار 1451، سرباز5485 ـ غيرنظامي 9)

گمشده 153 نفر (افسر 5، درجه دار 19، سرباز129)

اسير 56 نفر (افسر 5، درجه دار 6، سرباز45)

• از تلفات وارده به نيروهاي بسيج مردمي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ جهاد سازندگي، اطلاي در دست ما نيست.

نيروي هوايي مجموعاً در عمليات بيت المقدس 20849 نفر مجروح را از ارتش و سپاه به بيمارستان هاي سراسر كشور تخليه نموده است.

• خسارات تجهيزاتي ما عمدتاً تا شامل چهار فروند هواپيما و 4 فروند بال گردان مي باشد و ضايعات وارده به تانك ها ـ خودروها و ساير تجهيزات اقلام بسيار كوچكي بوده كه در مقايسه با وسعت عمليات و ميزان انهدام دشمن ناچيز مي باشند.

منابع و ماخذ  :

نويسنده: سرتيپ نصرت الله معين وزيري

1ـ پرونده هاي عملياتي طرح كربلا 3: آرشيو معاونت اطلاعات و عمليات نزاجا.

2ـ جلد چهارم كتاب نقش ارتش در 8 سال دفاع مقدس مولفين: سرتيپ 2 ستاد بختياري و سرتيپ 2 ستاد معين وزيري؛ ناشر، سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران.

3ـ گفته هاي فرماندهان و افسران ستادهاي عملياتي شركت كننده در عمليات بيت المقدس (آرشيو سازمان حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس آجا.

4ـ خاطرات و گفته هاي شهيد امير سپهبد صياد شيرازي.

5ـ خاطرات و يادداشت هاي سرتيپ 2 معين وزيري و سرتيپ 2 بختياري به عنوان افسران عمليات قرارگاه كربلا3.

6ـ مدارك و اسناد اغتنامي از دشمن.

7ـ كتاب خرمشهر در اسناد ارتش عراق؛ كاظمي ـ اصغر: ناشر دفتر ادبيات و هنر و مقاومت حوزه هنري.

نويسنده: سرتيپ نصرت الله معين وزيري

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104880

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

فتح خرمشهر درخشان ترين صحنه جنگ

درباره خرمشهر

كليات: صحنه عمليات خوزستان با عرض بيش از سيصد كيلومتر و با توجه به وضعيت زمين به سه بخش يا منطقه نبرد مستقل تقسيم شد كه هر يك با موقعيت و ويژگي هاي خاص، هدف هاي استراتژيكي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را براي بيرون راندن متجاوز و در صورت لزوم ادامه عمليات، مشخص و معين مي كرد.

منطقه نبرد سوسنگرد و بستان (جبهه مياني) يا منطقه رابط بين دو جبهه شمالي و جنوبي خوزستان در عمليات طريق القدس (كربلا ۱) و منطقه نبرد غرب دزفول و شوش(جبهه شمالي) در عمليات فتح المبين (كربلا ۲) در ابعاد وسيع از لوث وجودنيروهاي متجاوز پاك گرديد.

سومين منطقه نبرد در صحنه عمليات خوزستان را منطقه استراتژيك جنوب غرب اهواز و خرمشهر (جبهه جنوبي) تشكيل داده كه تقريباً از آذرماه ۱۳۵۹ يعني سه ماه بعد از آغاز تجاوز عمومي و سراسري عراق مورد توجه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. گرچه قبل از اين تاريخ چند تلاش محدود آفندي به منظور سد پيشروي دشمن، عقب راندن دشمن از مواضع متصرفي در نزديك اهواز و محدودساختن سر پل دشمن در شرق كارون اجرا شد ليكن به علت عدم اطلاع صحيح از وضعيت و مقدورات يگان هاي متجاوز تقريباً نتايجي حاصل نگرديد.

اولين اقدام آفندي نسبتاً گسترده با نام عمليات نصر در ۱۵ دي ماه ۱۳۵۹ به منظور بيرون راندن دشمن از مواضع كرخه كور و تصرف پادگان حميد اجرا شد و عليرغم موفقيت هاي اوليه و وصول سريع به هدف هاي مرحله يكم و انهدام يك تيپ مكانيزه عراقي، بر اثر پاتك هاي سنگين و سريع دشمن، عمليات به ناكامي انجاميد ولي نيروهاي خودي توانستند خط پدافندي در جنوب محوطه حميديه - سوسنگرد را تثبيت نمايند. همزمان با عمليات نصر، عمليات آفندي ديگر به نام توكل در ۲۰ دي ماه ۱۳۵۹ در منطقه سر پل دشمن در شرق كارون به منظور رفع محاصره آبادان اجرا شد كه نتيجه اي كلي از آن عايد نشده و وضع اين بخش از منطقه نبرد خوزستان به همان حالتي كه در ماه اول جنگ شكل گرفته بود باقي ماند.

از اقدامات عمده ديگري كه در منطقه غرب و جنوب اهواز تا قبل از اجراي عمليات بيت المقدس انجام گرفت، اجراي طرح «آب اندازي» مي باشد، طرح مذكور توسط سازمان آب و برق خوزستان زير نظر نيروهاي مسلح در دو منطقه شمال كرخه كور (جنوب محور حميديه - سوسنگرد) و جنوب غربي اهواز به مورد اجرا گذاشته شد و چون در طراحي و اجراي عمليات بيت المقدس موضوع آب اندازي عاملي قابل توجه و مؤثر از ويژگي هاي منطقه عمليات را تشكيل مي داد به شرح زير مورد بررسي قرار مي گيرد:

الف - منطقه شمال كرخه كور: در محلي به نام جرگه سيد علي بر روي رودخانه كرخه سدي احداث شد و از طريق يك كانال مصنوعي آب پشت سد ابتدا به منطقه شمال محور حميديه - سوسنگرد و سپس با حفر كانال هاي در زير جاده مذكور به جنوب آن هدايت گرديد.

اجراي طرح آب اندازي كه با صرف هزينه و تلاش بسيار صورت گرفت باعث شد مناطق وسيعي در جنوب جاده حميديه - سوسنگرد تا كرانه شمالي رودخانه كرخه كور و شمال هويزه زير آب رفته و نيروهاي دشمن لاجرم به كرانه جنوبي كرخه كور تغيير موضع دهند و در پاره اي نقاط مثل طراح كه به علت اندكي ارتفاع بيشتر زمين، به زير آب نرفت، عناصري از دشمن همچنان در آن باقي ماند ولي به هر صورت خطر قطع جاده حميديه - سوسنگرد و تهديد اهواز از اين سمت تا حدود زيادي برطرف و مواضع پدافندي لشگر ۱۶ زرهي قابل اطمينان بيشتر گرديد و اين لشگر توانست در پناه آب گرفتگي منطقه، تعدادي از يگان هاي خود را برداشت كرده و براي عمليات در غرب سوسنگرد وارد عمل نمايد.

ب - منطقه جنوب غرب اهواز: در محلي واقع در شمال اهواز آب رودخانه كارون بوسيله پمپاژ و از طريق يك كانال مصنوعي به جنوب غربي اهواز و به غرب جاده مرتفع اهواز - خرمشهر در داخل مواضع دشمن هدايت گرديد و با ايجاد سد خاكي كوچك ديگري در محل به نام چهار طاق واقع در انحناي رودخانه كرخه كور، آب اين رودخانه نيز به آن اضافه گرديد. طرح آب اندازي در منطقه جنوب غرب اهواز به منظور دستيابي به اهداف زير به اجرا گذاشته شد:

(۱) مجبور ساختن دشمن به تغيير موضع يگان هاي توپخانه اي كه از اين منطقه شهر اهواز را گلوله باران مي كردند.

(۲) عقب راندن نيروهاي دشمن ازمحور اهواز - خرمشهر.

(۳) قابل اطمينان ساختن مواضع پدافندي خودي در جنوب غربي اهواز با استفاده از مانع آبي و رفع تهديد تجاوز دشمن به اهواز از سمت مزبور.

نيروهاي عراقي در اين قسمت بر اثر جاري شدن آب تا حدودي عقب نشيني كردند ولي با استفاده از امكانات مهندسي قابل توجه، با احداث خاكريز و ايجاد سيل بند در جلوي مواضع خود و همچنين شكافتن جاده اهواز - خرمشهر در حوالي ايستگاه آب تيمور در سه نقطه و هر شكاف به عرض ۲۰ متر ، آب را به شرق جاده و در نتيجه مجدداً به داخل رودخانه كارون هدايت كردند كه اين عكس العمل دشمن اثرات زيادي را در بر داشت:

(۱) از توسعه منطقه آب گرفته در مواضع عراقي ها در جنوب اهواز جلوگيري شد.

(۲) منطقه آب گرفته وسيعي در منطقه عمومي پادگان حميد در غرب كارون بين نيروهاي خودي و عراقي ها به وجود آمد و بدين ترتيب حفاظت جناح شرقي دشمن در مقابل حملات احتمالي نيروهاي خودي به عقبه و مركز تداركاتي عراقي ها مستقر در منطقه عمومي جفير قابل اطمينان گرديد.

(۳) زمينه صرفه جويي در قوا را براي متجاوز فراهم ساخت.

به اين ترتيب اگر چه آب انداختن منطقه اهواز - خرمشهر همه نتايج مورد نظر را با توجه به عكس العمل دشمن به بار نياورد ليكن با توجه به مقدورات و توانايي هاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اواخر سال ۱۳۵۹ و اوايل سال ،۱۳۶۰ اجراي طرح آب اندازي به طور نسبي بيشتر به نفع نيروهاي خودي و كمكي به تحكيم مواضع، صرفه جويي در قوا و جلوگيري از پيشروي متجاوز به سوي اهواز بود. در اواسط سال ۱۳۶۰ كه نيروهاي خودي حالت آفندي به خود گرفتند دستور توقف در جاري ساختن آب به منطقه، به سازمان آب و برق خوزستان مجري طرح هاي يادشده ابلاغ گرديد و خشك كردن مناطق آب گرفته شده بيشتر مورد توجه قرار گرفت.

۲- وضعيت: طرح ريزي عملي طرح كربلا-۳ ازنهم فروردين ۱۳۶۱ و هنگامي كه نبرد فتح المبين (طرح عملياتي كربلا -۲) با سرعت غيرمنتظره اي به پايان موفقيت آميز و درخشان خود نزديك مي شد آغاز گرديد.

تدبير كلي: قبل از آنكه متجاوز از ضربه نبرد فتح به خود آمده و كمر راست كند و در زماني كوتاه تر از آنچه دشمن برآورد مي نمايد كه نيروهاي ما براي حمله بعدي آماده مي شوند، خيلي سريع براي آفند در جبهه اهواز - خرمشهر آماده شده و با هجوم سنگين بر دشمن و انهدام وي، سومين منطقه استراتژيك خوزستان را آزاد نمايند. لذا شايد بتوان گفت: كه اجراي سريع و غافلگيركننده طرح عمليات كربلا-۳ نوعي مرحله استفاده از موفقيت نبرد فتح المبين براي نيروهاي مسلح ما باشد كه با پيروزي هاي غرورآفرين ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين آزموده شده، روحيه و توان تهاجمي شگرفي يافته بودند و مشاركت نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ارتش جمهوري اسلامي ايران نتايج مثبت خود را در سركوبي متجاوز به اثبات رسانيده بود.

به طور خلاصه قبل از آغاز عمليات بيت المقدس منطقه عملياتي اهواز - خرمشهر به شكل مثلثي بود كه ضلع شرقي آن با حدود يكصد كيلومتر در امتداد رودخانه كارون ازخرمشهر تا آبادي مليحان واقع در بيست كيلومتري جنوب غربي اهواز و ضلع شمالي آن حدود شصت كيلومتر از مليحان در امتداد كرانه جنوبي رودخانه كرخه كور - هويزه - رودخانه نيسان تا هورالعظيم و وتر اين مثلث را نيز خط مرز دو كشور از محلي تلاقي رودخانه نيسان با هورالعظيم تا پاسگاه ژاندارمري حدود واقع در كرانه نهر خين به طول يكصد و پنجاه كيلومتر تشكيل مي داد. طرح و تدبير پدافندي نيروهاي متجاوز عراق از اين منطقه را مي توان به شرح زير مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار داد:

الف - تدبير پدافند در بخش يكم (ضلع شمالي مثلث) شامل شرق هورالعظيم - ساحل رودخانه هاي نيسان و كرخه و ادامه خط دفاعي در حوالي آبادي مليحان و به طرف جنوب تا پادگان حميد: پدافند سرسختانه در اين جبهه با ايجاد استحكامات فشرده، بهره برداري از موانع هورالعظيم و مناطق آب گرفتگي، تهيه قدرت آتش زياد و تهيه احتياط هاي قوي براي انهدام رخنه هاي احتمالي با استقرار حداقل دو لشگر تقويت شده ۵ مكانيزه و ۶ زرهي.

ب- تدبير پدافند در بخش دوم شامل منطقه خرمشهر: پدافند سرسختانه از منطقه خرمشهر و جلوگيري از هرگونه تلاش نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به اين شهر با ايجاد استحكامات بسيار سنگين و متوالي (در عمق) در شرق و جنوب شهر خرمشهر به منظور خنثي كردن هر گونه تلاش عبور از رودخانه، احداث خاكريزهاي شرقي - غربي متوالي و موازي در شمال خرمشهر براي جلوگيري از هر گونه تلاش آفندي شمالي - جنوبي به طرف خرمشهر، ايجاد يك سلسله موانع ضد هوابرد و ميادين مين براي جلوگيري از هرگونه عمليات فرود چترباز، هوابرد و متحرك هوايي عمدتاً در غرب خرمشهر، ايجاد استحكامات بسيار زياد در داخل خرمشهر براي جنگ خانه به خانه در صورت وصول نيروهاي خودي به شهر خرمشهر.

پ- تدبير پدافند در بخش سوم (ضلع شرقي) در امتداد ساحل رودخانه كارون: با الهام از نظريه فيلسوف نظامي چين «سن تزو» و تاكتيسين هاي شرق كه مي گويند: «بگذاريد دشمن از رودخانه بگذرد ولي قبل از آنكه بتواند به طور كامل در ساحل دورانسجام پيدا كند عليه او عكس العمل نشان دهيد» نيروهاي عراقي ساحل رودخانه كارون در حد فاصل رودخانه تا جاده اهواز - خرمشهر را اشغال ننموده و به گسترش يگان هاي سبك تأميني و پوششي و اتكا به كاربرد احتياط هاي متحرك و غيرمتمركز عليه نيروهايي كه موفق به عبور از كارون مي شدند، بسنده نمودند به طوري كه لشگر سوم زرهي عراق با استقرار در سه محل مجزا در غرب جاده اهواز -خرمشهر عهده دار اين وظيفه بود.

اشتباه عظيم و خبط نظامي جبران ناپذير وغيرقابل تصور طراحان نظامي متجاوز در كاربرد تدبير پدافندي يادشده اين بود كه نمي دانستند يا نتوانستند يا غافل شدند كه بايد رودخانه را تحت مراقبت شديدو مداوم خود قرار دهند تا تلاش عبور از رودخانه را در كنترل داشته و بتوانند قبل از آنكه فرصت مناسب را از دست بدهند عكس العمل مؤثر نشان دهند.

آنچه را كه در زمينه تدبير پدافندي متجاوز در هر يك از سه بخش يادشده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته بر اساس بررسي عكس العمل ها، فعاليت ها و اقدامات پدافندي دشمن انجام شده ۲- تسليم احتمالي رژيم عراق در پذيرش شرايط جمهوري اسلامي ايران براي خاتمه جنگ.

پ- اقتصادي:

۱- كاهش فشار مشكلات مهاجرين و آوارگان جنگي بر دولت با اسكان مجدد آنان در نواحي آزاد شده.

۲- ايجاد امكان مجدد فعاليت هاي كشاورزي و صنعتي در نواحي آزاد شده.

۳- توقف هزينه هاي جنگي در صورت تسليم عراق و خاتمه يافتن جنگ.

۳- آغاز عمليات: ۰۰۳۰ _ ۱۰ ارديبهشت ماه ،۱۳۶۱ پايان عمليات: ۵ خرداد ماه ،۱۳۶۱ مدت عمليات: ۲۶ روز.

۴- قرارگاه هدايت كننده: قرارگاه عملياتي كربلا (قرارگاه مشترك نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي).

۵- منطقه عملياتي: غرب اهواز، ساحل غربي رودخانه كارون از خرمشهر تا شلمچه و شمال طلائيه

۶- يگان هاي خودي (نيروهاي ارتش و سپاه پاسداران):

الف _ قرارگاه قدس:

۱- لشگر ۱۶ زرهي

۲- تيپ ۵۸ ذوالفقار

۳- لشگر ۱ سپاه پاسداران

ب _ قرارگاه فتح:

۱- لشگر ۹۲ زرهي

۲- تيپ ۵۵ هوابرد

۳- تيپ ۳۷ زرهي

۴- لشگر ۳ سپاه پاسداران

پ _ قرارگاه نصر:

۱- لشگر ۲۱ پياده

۲- لشگر ۲۳ نوهد

۳- لشگر ۵ سپاه پاسداران

ت _ در كنترل عملياتي قرارگاه كربلا:

۱- تيپ ۳ لشگر ۷۷ پياده

وگرنه هيچ گونه مدركي از دشمن در مورد چگونگي پدافند او از اين منطقه و برآورد متجاوز از راهكار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به دست نيامده است. با توجه به نكات بيان شده تلاش اصلي پدافندي نيروهاي عراقي در جناح شمالي، متمركز بوده و تلاش نيروهاي خودي در عبور از رودخانه كارون، از سوي دشمن يك تلاش فرعي برآورد گرديد و نتيجه اين برآورد متجاوز كمك شاياني بود در موفقيت نيروهاي مسلح ما كه درست برعكس برآورد دشمن عمل كرد و تك اصلي را در جناح شرقي دشمن طرح ريزي و اجرا نمود.

در مراحل شناسايي و از همان ابتداي طرح ريزي، موفقيت چنداني براي پيشروي نيروهاي ما با توجه به استحكامات پدافندي دشمن در كرانه كرخه كور و محدود بودن فضاي مانوري به علت وجود منطقه آب گرفتگي در اين بخش از منطقه عملياتي (ضلع شمالي) برآورد نمي گرديد و با شناسايي و انتخاب منطقه سرپل بزرگ در غرب كارون با مساحتي معادل هفتصد كيلومتر مربع (بيش از منطقه آزاد شده در نبرد طريق القدس) كه يكي از ويژگي هاي بسيار برجسته در طراحي عمليات بيت المقدس بوده و تحسين كارشناسان نظامي جهان را برانگيخته، تلاش اصلي آفند نيروهاي خودي در بخش شرقي و تلاش پشتيباني در بخش شمالي و به منظور درگير نگه داشتن متجاوز و سلب امكانات او در تقويت جناح شرقي و همچنين فريب او، متمركز گرديد. به طور كلي در منطقه مثلثي شكل كه تدابير پدافندي دشمن در آن تشريح شد و ابعاد و موقعيت آن بيانگر انهدام نيروهاي متجاوز عراقي و ترميم مرز بين المللي هدف استراتژيكي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در نبرد بيت المقدس را تشكيل مي داد.

منظورهاي اساسي از عمليات بيت المقدس عبارت بودند از:

الف _ نظامي:

۱- ادامه رزم بي امان عليه دشمن اشغالگر به منظور انهدام نيروهاي متجاوز و آزادسازي سرزمين هاي اشغالي در غرب رودخانه كارون.

۲- تأمين و يا تهديد بصره به منظور به دست آوردن مواضع قدرت نظامي.

۳- كاهش بيشتر توان رزمي و سلب ميل به جنگجويي از متجاوز با انهدام نيروهاي او در اين منطقه.

۴- باز پس گرفتن خرمشهر كه به صورت يك آرزو و هدف ملي - مذهبي درآمده بود.

۵- خارج كردن اهواز و ساير مناطق خوزستان در اين ناحيه از تيررس توپخانه دوربرد عراق.

ب _ سياسي:

۱- برآورد مي گرديد كه با تحميل شكست به عراق در اين منطقه و بويژه آزادسازي خرمشهر، رژيم صدام حسين از نظر سياسي و نظامي بي اعتبار و احتمالاً ساقط خواهد شد.

۷- يگان هاي دشمن:

الف _ لشگرهاي ۱۱ و ۱۵ پياده

ب _ لشگر ۵ مكانيزه

پ _ لشگرهاي ۳ ، ۶ ، ۹ و ۱۰ زرهي

ت _ تيپ گارد جمهوري

ث _ تيپ هاي نيروهاي مخصوص

ج _ تيپ ۱۰ زرهي

چ _ تيپ هاي مأموريت ويژه

ح _ بيش از ۱۰ تيپ پياده

۸- مأموريت: قرارگاه عملياتي كربلا در جنوب مأموريت دارد در ۳۰:۰۰ دهم ارديبهشت ماه ۱۳۶۰ به منظور انهدام نيروهاي دشمن در منطقه عمومي اهواز، غرب كارون تك نموده، خرمشهر و خط سبز را تأمين، سپس به منظور تأمين فضاي لازم جهت حفاظت از مرزها تك را ادامه داده ساحل شرقي اروندرود را تأمين و در منطقه پدافند نمايد.

۹- تدبير عمليات:

اين عمليات در چهار مرحله با قرارگاه هاي قدس، فتح و نصر مي بايست انجام گيرد.

مرحله يكم: همزمان با تك قرارگاه قدس در شمال و تأمين خاكريزهاي مقدم دشمن، به منظور ايجاد سرپل مناسب براي ادامه عمليات با قرارگاه فتح و نصر در مركز و جنوب منطقه عمليات با عبور از رودخانه كارون بست باختر تك نموده و خط سرپل را در غرب كارون تأمين مي نمايد.

مرحله دوم: پس از تأمين سرپل، قرارگاه هاي فتح و نصر آفند خود را به ترتيب براي تأمين مرز در منطقه محوله و آزادسازي خرمشهر و شلمچه ادامه مي دهد.

مرحله سوم: پس از تأمين خط مرز و آزادسازي خرمشهر، قرارگاه هاي فتح و نصر تك خود را به سمت باختر براي تأمين ساحل شرقي اروند و پل تنومه ادامه داده و قرارگاه قدس به منظور تأمين پل نشوه بنا به دستور تك مي نمايد.

مرحله چهارم: با تأمين ساحل شرقي اروند، يگان هاي تابعه قرارگاه كربلا در منطقه پدافند مي نمايند.

۱۰- نتيجه:

الف_ عملياتي: آزادسازي حدود ۵۴۰۰ كيلومتر مربع از اراضي اشغالي، ترميم خط مرز از شلمچه تا شمال طلاييه، خرمشهر پس از ۲۰ ماه اشغال و اسارت آزاد گرديد، پادگان حميد و جاده اهواز _ خرمشهر آزاد گرديد. انهدام كامل ۲ لشگر عراق و آسيب رساندن به ۶ لشگر دشمن به ميزان ۲۰ تا ۶۰ درصد.

ب_ تلفات پرسنلي دشمن: كشته و زخمي بيش از ۱۶۰۰۰ نفر، اسير ۱۷۴۹۹ نفر

پ- ضايعات لجستيكي دشمن: انهدام ۵۵۰ دستگاه تانك و نفربر، ۵۰ دستگاه خودرو، ده ها عراده توپ، مقادير زيادي جنگ افزار و مهمات، سرنگوني ۵۳ فروند هواپيما و ۳ هلي كوپتر.

محمد علي زاده

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104844

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

اقدامات دشمن براي حفاظت از خرمشهر به روايت اسناد دشمن

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر

آزادي خرمشهر به عنوان بزرگ ترين پيروزي سياسي – نظامي جمهوري اسلامي ايران در سال دوم جنگ، از اهميت بسياري برخوردار بود. در اين عمليات 5400 كيلومترمربع از سرزمين هاي اشغالي آزاد شد و دشمن متجاوز براي اجتناب از تلفات بيشتر وحفظ ارتش خود و همچنين حفظ بصره با سرافكندگي بسيار از خاك ايران عقب نشست. در واقع مقاومت دشمن در خرمشهر، كه موجب زمين گير شدن نيروهاي عراقي و در نتيجه،فتح خرمشهر به دست رزمندگان اسلام شد، شكست و هزيمت را براي عراق به ارمغان آورد.

به گزارش سرويس «فرهنگ و حماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بدون ترديد دشمن با وجود وضعيت نامطلوبي كه با آن روبه رو بود و به دليل اهميت منطقه خرمشهر، تلاش مي كرد،اين منطقه را به عنوان تنها برگ برنده حفظ كرده و جنگ را آبرومندانه تمام كند، ضمن اينكه از احتمال سقوط بصره نيز نگران بود.

در چنين وضعيتي و به موازات تلاش رزمندگان اسلام براي آزادسازي خرمشهر، دشمن تلاش هاي مضاعفي را براي آمادگي نيروهاي خود جهت حفظ خرمشهر انجام داد به همين دليل دشمن در اين عمليات به لحاظ مكان و تا اندازه اي در مورد زمان غافلگير نشد.

در اينجا براي اثبات اهميت اين عمليات و آزادي خرمشهر توسط رزمندگان پرتوان اسلام،ترجمه سند ابلاغيه فرماندهي لشكر 11 عراق به يگانهاي تابعه و مستقر در منطقه كه ماموريت حفاظت و پدافند از خرمشهر را بر عهده داشتند را ارائه مي نماييم.

طرح نبرد پدافندي براي محور لشكر 11 پياده

ماموريت:

لشكر 11 پياده و نيروهاي تحت امر آن از رود كارون و شهر خرمشهر داخل تا سيل بند شماره 1 پدافند كرده و مانع عبور دشمن (ايران) به كناره نزديك رود شوند.

الف) تمامي پرسنل تيپ ها و يگانهاي موجود بايستي تا آخرين فشنگ و آخرين سرباز از امتداد رود كارون وكناره نزديك منطقه ممتد از شمال سيل بند شماره 1 تا جنوب غربي منطقه بندر خرمشهر در كنار اروند رود پدافند كرده و شعار همه بايد پايداري در شكست دادن دشمن و جلوگيري از عبور او باشد.

ب) هنگاميكه دشمن با تجمع خود آماده هجوم مي گردد، توپخانه مناطق تجمع و راههاي نقل و انتقالش را گلوله باران كند به طوري كه بيشترين تعداد ممكن از نفرات و تجهيزاتش نابود شود تا عمليات او مختل و تجمع نيروهايش شكست خورده و بزرگترين خسارتهاي ممكن بر آنها وارد گردد.

ج) هنگام آغاز حمله دشمن، توپخانه بايد به اجراي برنامه آتش بپردازد و مناطق تجمع و محل يگانها و مناطق گسترش واحدها و راه هاي پيشروي دشمن را گلوله باران كند، به طوري كه بيشترين مقدار ممكن از مهمات و تجهيزاتش نابود شده و با وارد نمودن تلفات جاني زياد او را فلج نمايد و تا حد توان از اجراي حمله دشمن جلوگيري شود.

د) به هنگام شروع آتش تهيه دشمن ( در صورت بكارگيري آن) بايستي توپخانه پشتيباني عمومي، توپخانه دشمن را خاموش كند.

ه) تمامي يگانها و نيروهاي احتياط موجود در لشكر در حال آماده باش باشند.

و) در خلال آتش تهيه دشمن نيروها به پناهگا ه ها و سنگرها بروند به طوريكه قادر به ديده باني و مراقبت دشمن باشند و تيراندازي از سنگرها و دريچه هاي آتش طوري باشد كه حفاظت نيروها را تامين كند.

ز) هنگام شروع حمله و تلاش براي گذشتن از رودخانه، به انهدام دشمن پرداخته و تمام سلاح هاي پشتيباني تيپ ها و يگانها نيز در كار توپخانه مشاركت داشته باشد و دشمن را در كناره دو رود منهدم كنند.

ح) در خلال عبور دشمن از رود، يگانها بايد او را منهدم كنند و در مناطقي كه مهمات آتش زا موجود مي باشد به آتش زدن كارون اقدام شود تا مانع رسيدن دشمن به كناره نزديك رود گردد و اگر دشمن توانست از رود عبور كند او را در كناره نزديك رود منهدم كنند.

ط) چنانچه دشمن بتواند مواضع گردانهاي خط مقدم را بشكند و آنها را پشت سر بگذارند، بايستي نيروي پاتك كننده گردان براي انهدام و عقب راندن دشمن دست به پاتك بزنند.

ي) در صورت موفقيت پاتك گردان، لازم است موضع پدافندي از طرف گردان تقويت شود.

ك) در صورتي كه گردان قدرت پاتك نداشته باشد تا رسيدن نيروهاي احتياطي تيپ،همان نيروها بايستي مواضع خودشان را نگه دارند تا از گسترش حمله و پيشروي دشمن جلوگيري به عمل آيد.

ل) لازم است كه گروهان هاي موجود در جناح ها حمله دشمن را تثبيت و محدود كنند تا گروهان هاي عقبي به انهدام دشمن بپردازند و جلوي او را گرفته و مانع از پيشروي او به جلو شود.

م) نيروي پاتك كننده تيپ بايد بر مواضعي كه دشمن بدانجا رسيده،جهت انهدام و راندن دشمن و براي ممانعت از گسترش حمله اش پاتك كند.

ن) در صورت عدم توانايي تيپ براي پاتك و عقب راندن دشمن تا انجام پاتك به وسيله نيروهاي احتياطي همان نيروها،دشمن را محاصره كرده واز گسترش حمله اش جلوگيري كنند.

س) نيروهاي احتياطي لشگر 11 عبارتند از:

1)تيپ 33 نيروي مخصوص

2) گردان تانك القعقاع منهاي يك گروهان تانك بعلاوه يك گروهان كماندويي

3) چهار گروه موشكي هوت

4) نيروهاي علي كه متشكل از 2 گروهان كماندويي و 2 گروه موشكي ميلان مي باشد.

ع) در صورت حمله دشمن به خرمشهر:

1) تيپ 33 نيروي مخصوص به عنوان اولويت اول به كار گرفته خواهد شد و طبقه برنامه پيش بيني شده براي اين منظور،اقدام به پاتك خواهد كرد.

2) نيروي قعقاع به عنوان اولويت دوم براي شهر خرمشهر به كار گرفته مي شود و نيروي علي بعنوان اولويت سوم جهت انهدام دشمن وممانعت از هرگونه موفقيت او در شهر بكار گرفته خواهد شد.

3) در حالتي كه نيروهاي احتياط لشكر وارد عمل مي گردند، مراتب به آگاهي قرارگاه سپاه برسد. در صورتيكه تيپ 33 نيروي مخصوص توان انهدام و به عقب راندن دشمن را داشته باشد نيروهاي احتياطي (دو نيروي القعقاع و علي) به تقويت وضعيت بپردازند.

4) اگر تي 33 نيروي مخصوص توانايي عقب راندن و انهدام دشمن را نداشت، تا زماني كه نيروهاي احتياطي (القعقاع وعلي) براي انهدام و عقب راني دشمن وارد عمل شوند دشمن را محاسبه و از گسترش حمله او جلوگيري نمايد.

5) لازم است در صورت وارد عمل نمودن نيروهاي احتياطي براي خرمشهر، مساله تامين نيروهاي احتياطي ديرگ (نيروهاي پاتك كنند. تيپ هاي 44 و 48 و 501) و جمع آوري آنها توسط لشكر مربوطه جهت استفاده به موقع از آن پيش بيني شود.

6) در صورت روشن بودن و شناخته شدن جهت هاي حمله دشمن، مي توان گردان هاي تيپ هاي ياد شده در بند (و) را كه در عقب مي باشند به جلو كشيد.

ف) هنگام حمله دشمن به يگانهاي ما در خارج خرمشهر

1) بر اساس پيشرفت وضعيت و شناخت مقاصد دشمن و جهت هاي اصلي حمله، نيروي القعقاع بعنوان اولويت اول براي انهدام دشمن در محور تي 48 و 44 و در صورت عدم توانايي آن نيروي، گدعلي بعنوان اولويت دوم بكار گرفته شود و اگر اين نيرو هم توان انهدام دشمن را نداشت، دشمن را در محور تيپي كه در آن نفوذ شده و محاصره و از پيشروي او جلوگيري نمايند.

2) تيپ 33 نيروي مخصوص به عنوان اولويت دوم براي انهدام دشمن در طول محورهاي تيپها بكار گرفته مي شود.

3) اگر دشمن در يك زمان به محور دو تيپ حمله كند نيروي القعقاع براي پاتك در محور يكي از تيپها و نيروي علي جهت پاتك در محور ديگر، و تيپ ديگر، و تيپ 33 ن.م بعنوان اولويت دوم براي انهدام دشمن در محوري كه مورد تهديد و خطر واقع شد بكار گرفته شود.

ص) لازم است هيئت ستاد لشكر اخبار لازم را در مورد دشمن از نظر نيرو، امكانات، سلاح و جهت هاي حمله را به جناب فرمانده تقديم كند تا براساس آن تصميمات لازم را از طرف فرماندهي جهت وارد عمل كردن نيروهاي احتياط، اتخاذ گردد.

ق) درهمه حالات، قرارگاه سپاه را از وضعيت مطلع كرده و هنگاميكه نيروهاي احتياطي وارد عمل شده ولي توانايي انهدام دشمن را نداشته، درخواست دخالت براي خاتمه دادن به وضعيت برحسب تصميم فرماندهي سپاه و براساس اخبار ارسالي از لشكر مي باشد.

ر) در همه حالات، اگر دشمن موفق به رخنه در يكي از موقعيتها شود، يگانهاي تيپ لازم است كه موفقيت هاي خود را براي جلوگيري از گسترش حمله و توقف دشمن در هر شرايطي، توپخانه طرح آتش تهيه نمايد.

ت) لازم است جهت انهدام دشمن كه ممكن است در كناره نزديك رود جاي پايي كسب كند و يا براي پشتيباني نيروهاي پاتك كننده، پشتيباني نزديك هوايي درخواست شود.

ث) در همه حالات جهت انهدام نيروي زرهي و زدن نيروهاي عقبي (پشت سر زرهي) و سرپلهايي كه ممكن است موفق به تشكيل آن شود لازم است هليكوپتر درخواست شود.

فرمانده لشكر 11 پياده

سرتيپ ستادسيدمحمدفتحي

تهيه و تدوين: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=237844

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خرمشهر شهري كه از خون خرم گرديد

درباره خرمشهر

خرمشهر شهري است به وسعت تمام ايران و برابر تمامي ارزشهايي كه شهيدان براي پايداري آن خون پاك خويش را نثار كردند. در روز آزادي خرمشهر، بهروز مرادي شهيد سرافراز اين شهر بر روي تابلوي ورودي آن چنين نوشت: به خرمشهر خوش آمديد جمعيت 36 ميليون نفر، يعني خر مشهر تمام ايران است و كربلاي خونرنگ اين مرز و بوم مي‏باشد و در آغوش خود پنجاه هزار نخل سرجدا دارد كه هر كدام نشانه رحمتي هستند بر اين ديار.

در اين شهر خونين، در هر كوي و برزن آن، آلاله‏اي سرخ پرپر گرديده است تا شهر براي بار ديگر رنگ سبز خرّمي به خود گيرد، نماد ايثار و مقاومت را مي‏توان در اين ناحيه نظاره‏گر بود، نخل‏هاي آن مأذنه‏هاي بلند تاريخ استواري، پايداري و شجاعت اين سرزمين‏اند كه اگر به سخن درآيند از فداكاري دلير مرداني به خون خفته حكايت مي‏كنند و آن روزهاي پرالتهاب را ترسيم خواهند نمود، اين درختان از ايامي حكايت مي‏كنند كه در هر قدم و هر لحظه‏اي پيكر شهيدي بر زمين آرام گرفت و روح پاكش به سوي عرش و ملكوت پرواز كرد، نخل‏هاي بي سر خرمش هر زبان گوياي مظلوميت و غربت بسيجيان اين شهرند كه در هميشه تاريخ در گوش ما زمزمه خواهند كرد:

ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه‏

هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه‏

خرمشهر همان شهر عشقي است كه بسياري از سالكان حماسه آفرين با قطرات خون خويش آن را پيمودند و يك شبه راه صدساله را در نورديدند:

اين طايفه از تبار عشقند همه‏

جان سوخته از شرار عشقند همه‏

ديباچه عمرشان به خون رنگين است‏

زنهار كه پاسدار عشقند همه‏

خرمشهر قبل از جنگ تحميلي در رديف يكي از مناطق ممتاز ايران و حتي خاورميانه به شمار مي‏رفت اين ديار بركرانه اروند رود و همسايه ديوار به ديوار آبادان از تمامي امكانات مناسب براي يك زندگي پوياي شهري استفاده مي‏كرد، راه آهن پرتحرّك و فعّال كه مبدأ راه آهن جن وب بود، فرودگاه بزرگ و بين‏المللي كه روزانه متجاوز از شصت پرواز در آن انجام مي‏گرفت. بندري فعّال و استراتژيك كه سرآمد بنادر ايران و حتي منطقه آسياي جنوب غربي بود، صاحبان كشتي‏ها علاقه داشتند براي باربري و توقّف در اسكله‏هاي رودخانه اين شهر لحظاتي در اين سامان بياسايند. بندري كه شاهرگ حياتي ورود و خروج و چرخه اقتصاد ايران بود. شهري با مساجد با صلابت، حسينيه‏هاي متعدّد، مردماني مشتاق به خاندان طهارت به نحوي كه خرمشهر را به نجف ثاني مبدّل كرده بود، شهري با بهترين آب آشاميدني كه كشاورزي نيز در آن رونق فزاين ده‏اي داشت. اين بندر سوق الجيشي دوبار توسط استعمارگران به اشغال در آمد، يكي توسط دولت عثماني در سال 1262 ه.ش (1883 ميلادي) و ديگر در سال 1235 ه.ش (1856 م) كه متجاوزان انگليسي آن را متصرف گرديدند.(1)

مردمي صميمي و متدين در اين شهر روزگار مي‏گذرانيدند تا آن كه رژيم بعثي حاكم بر عراق آسايش آنان را با تحريك استعمار جهاني و براساس محاسبه‏اي غلط، برهم ريخت. توفان تهاجم‏

ماهها پيش از يورش و تهاجم سبعانه رژيم استبدادي حاكم بر عراق، خرمشهر دستخوش بحران‏هاي سياسي و امنيتي بود، قواي مهاجم از مدّت‏ها قبل نيروهاي خود را براي فتح اين شهر ساماندهي نموده و با توزيع سلاح و مهمات و تشديد تبليغات سياسي و رواني زمينه را براي به ره‏برداري از نيروهاي موسوم به خلق عرب آماده كرده بودند. درگيري‏هاي مرزي كه در گذشته كم و بيش رخ مي‏داد در نيمه اول سال 1359 ه.ش شكل شديدي به خود گرفت و در حجم و فواصل آن تغييرات محسوسي بوجود آمد و همين امر سبب اعزام بخشي از نيروهاي سپاه به مرز خرّمشهر گر ديد.

در پي طراحي تهاجم نظامي عراق به سرزمين ايران، لشكر تقويت شده 3 زرهي عراق پس از آن كه تيپ 33 نيروي مخصوص نيز تحت امر آن قرار گرفت در تاريخ 31 شهريور 1359 به دنبال ده روز درگيري در مرز خرمشهر و هم زمان با حمله سراسري، يورش خود به اين شهر را آغاز كرد. مأمو ريت تصرّف و پاكسازي خرمشهر را به گردان‏هاي هشتم و نهم از تيپ مذكور واگذار كرده بودند، اين نيروها بر مبناي القاءات فرماندهي سپاه سوم مدافعان شهر را اندك و فاقد روحيه پنداشتند و تصوّر مي‏كردند كه مأموريت استيلا بر اين شهر را حداكثر طي چند ساعت و با موفقيت به پايان خواهند رساند. امّا مقاومت جانانه و دليرانه رزمندگان اسلام كه خود حماسه‏اي بي‏نظير در تاريخ سال‏هاي دفاع مقدّس به شمار مي‏آيد. ضمن كند كردن سرعت پيشروي دشمن و نيز وارد آوردن ضايعات و خسارات قابل توجّه، هشداري بود به فرماندهان ارتش بعث عراق كه ورو د به خانه شيران چندان هم كه گمان مي‏كردند سهل و ساده نبود. دشمن بعثي كه در ابتدا تصرّف اين شهر را بسيار ساده و در دسترس پنداشته بود و بر همين اساس تنها دو گردان مخصوص را جهت اجراي مأموريت مزبور اختصاص داده بود، عملاً ناگزير گرديد به منظور مقابله با مدافع ين سلحشور و مظلوم خرّمشهر بيش از دو لشكر را بكار گيرد. بدين ترتيب رزمندگان اسلام طي 34 روز جنگ تمام عيار با دشمن تا بُن دندان مسلح تا آخرين لحظات با مقاومت و جانفشاني خود، حديثي حماسي و انقلابي و در عين حال غم‏انگيز و مظلومانه‏اي را رقم زدند و تاريخي پرا فتخار و درخشان از خويشتن برجاي نهادند. آري پس از سي و چهار روز نبرد تن به تن، خانه به خانه اقلّيتي مظلوم و شجاع با اكثريتي متوحش و متجاوز، سرانجام خونين شهر در سوم آبان 1359 به اشغال ناجوانمردانه ارتش بعث عراق درآمد و در شامگاه سوم آبان به مدافعين دستور عقب نشيني داده شد و از اوايل بامداد روز بعد، آخرين مدافعين با عبور از كارون به سوي بخش جنوبي خرمشهر عقب نشست.

هجوم غافل گيرانه دشمن و اين كه شهروندان خرمشهري تاكنون جنگي تمام عيار آن هم با سلاح‏هاي مدرن روز نديده بودند به مردم امان آن را نداد كه حتي لباس‏هاي خود را به همراه ببرند و اصولاً حوادث به شكلي بود كه به كسي اجازه نمي‏داد در فكر اموال و حتّي حفظ جانش با شد، روزهاي آغازين تهاجم، اين شهر را به فضايي آغشته به آتش و خون مبدّل ساخت. خمپاره‏ها و خمسه خمسه‏هاي دشمن رعب و هراس ايجاد مي‏نمود، حتي بيمارستان‏ها از جنايات بعثي‏ها مصون نبود، بدين گونه خرمشهر خونين شهر شد. مدافعان شهر با سازماندهي نيروهاي مردمي به دف اع پرداختند، خيانت و نفاق داخلي نيز به آشفتگي اوضاع دامن مي‏زد و وقعي به درخواست‏هاي فرمانده شجاع و دلير سپاه خرمشهر شهيد محمد جهان آراء نمي‏گذاشت.

فرمانده سپاه وقت خوزستان - علي شمخاني - با توجّه به اين كه اقدامات مكرّر سپاه منطقه براي تهيّه امكانات، تجهيزات و نيروي لازم، براي نجات خرمشهر نتيجه‏اي نداد و از جانب مسؤولين همكاري لازم به عمل نيامده بود و علاوه بر خرمشهر، آبادان نيز در معرض سقوط قرار داشت، در روز سوّم آبان 1359 طي نامه‏اي به دست اندكاران اجرايي چنين نوشت: و انزلنا الحديد فيه بأس شديد، مسؤولين، مسلمين به داد ما برسيد، چه بگويم كه شما را به تحرّك وادارم، اين را بگويم كه از 150 پاسدار خرمشهر تنها سي‏نفر باقي مانده است و ما مي‏توانيم خون ين شهر را با سي‏خمپاره براي مدّتي نگه داريم و امروز سي تفنگ نداريم و در حالي كه اين سازمان رسمي شناخته شده كشور از نظر سلاح در مضيقه نگاه داشته شده است برخي جريانهاي ضد انقلاب و منافق با امكانات فراوان بر عليه ما بسيج گرديده‏اند. اسراي پاسدار يا از پشت ت يرباران شده‏اند يا زير تانك‏ها له گرديده‏اند. پناهندگان عراقي همواره ترس نيروهاي دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان يك معجزه الهي مطرح مي‏كنند. سلاح را به دست صالحين بدهيد، تا بحال دشمن حسرت گرفتن يك اسلحه كمري را از پاسداران به دل داشته و خواهد داشت، م ا شهداي زنده فراوان داريم، ما برپا دارندگان كربلاي سي روزه خونين شهريم، ما بهشت را زير سايه شمشيرها مشاهده مي‏كنيم، شهداي 25 روزه ما هنوز دفن نشده‏اند.(2)

محسن رضايي - فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي - نيز خاطرنشان نموده است. نيروهاي سپاه و داوطلب مردمي با كمك عدّه‏اي از برادران ارتشي با توجّه به محدوديت‏هاي بني صدر در خرمشهر مقاومت مي‏نمودند. دشمن فكر نمي‏كرد وقتي خرمشهر در محاصره است نيرويي بتوا ند با تنها پل آن كه زير بمباران شديد است اين كار را صورت دهد اگرچه همه مي‏دانستند با آن حجم تهاجم خرمشهر در حال سقوط است ولي مقاومت نيروهاي حزب اللهي همچنان ادامه داشت و همين مقاومت جدّي مانع از پيشروي دشمن گرديد و موجب شد متجاوزان نتوانند به سرعت آبادان و اهواز را تسخير كنند، نظر سپاه اين بود كه نبايد شهرها را از دست داد و اين كه بني صدر مي‏گفت: زمين بدهيم و زمان بگيريم مورد قبول نبود زيرا مقاومت در شهرها تأثير جدّي در سست نمودن تصميم دشمن و خنثي كردن نقشه‏هاي آنان داشت و اين موضوع به اثبات رسيد و تحلي ل گران اعلام نمودند با وجود حمله‏هاي شديد متجاوزين، به اهداف خود نرسيده‏اند زيرا خرمشهري كه در 12 كيلومتري مرز است به سهولت تصرّف نشد و با اين وصف چطور بعثي‏ها مي‏خواهند نواحي مركزي ايران را به تصرّف درآورند همين كه سپاهيان صدامي، مدّت 35 روز پشت دروازه‏ هاي خرمشهر توقف كردند، دشمن حساب كار خود را كرد، آن‏ها فكر نكرده بودند كه مردم مي‏توانند در مدّت كوتاهي سازماندهي شوند و آن چنان پايداري و رشادت نشان دهند.(3)

آري خرمشهر، حكايت مقاومت روزهاي نخست جنگ تحميلي و سرگذشت سلحشوراني است كه با دست خالي، متجاوز مسلح را در بيش از يك ماه نبرد به روز سياه نشاندند و جسم خود را سنگر كردند تا از كيان اسلامي و سرزمين ايران دفاع كنند. ارتش بعثي در فكر تصرّف سريع اين شهر و از آنجا محاصره و تسخير آبادان بود، همچنين رؤيايي هجوم همه جانبه به دشت‏هاي خوزستان و سيطره بر اهواز را در ذهن مخدوش خويش مي‏پرورانيد امّا هيچ وقت فكر نمي‏كرد در خرمشهر تلفات سنگيني را متحمل شود و چون موفق نشدند از طريق جاده شلمچه و صد دستگاه و انبارهاي عموم ي، بندر شهر را تصرّف كنند ناگزير گرديدند شهر را دور بزنند كه در آنجا هم مردم چون سدي استوار در برابر دشمن قرار گرفتند. با كدام معيار مي‏توان جنگ نابرابر تفنگ را با سلاح‏هاي سنگين و پيشرفته و ارتشي كار آزموده و تعليم ديده به قياس نشست و اگر نبود خيانت كسا ني كه دل در تعلّقات دنيا داشتند و مشغول هواي نفس بودند دشمن كينه توز براي هميشه نابود ومأيوس مي‏گرديد. وقتي بخشي از خرمشهر اشغال گشت دلاوران، سنگرهاي مقاومت را به آن سوي كارون و اروند بردند و به انتظار روزهاي فتح و ظفر نشستند البته آنان از خيانت منافقين و ليبرال‏ها كه به ظاهر براي دفاع از انقلاب آمده بودند و در باطن مي‏خواستند مقاومت نيروهاي ارزشي را مخدوش سازند، رنج فراوان مي‏بردند. طلوع صبح صادق‏

خرمشهر قهرمان پس از 35 روز مقاومت قهرمانانه، به دست دژخيمان بعثي اشغال شده است، 575 روز از تسخير ديار لاله‏هاي خونين مي‏گذرد، در و ديوار شهر به خون پاك جوانان غيور آغشته گرديده است عطر دل‏انگيز گلهاي بهاري طراوتي خاص را ترسيم نموده است. از زمان تجا وز و سرانجام زمين گير شدن دشمن در مناطق اشغالي تا آغاز تهاجم گسترده رزمندگان اسلام كه به آزادسازي مناطق اشغالي منتهي گرديد، يك سال و نيم طول كشيد. طي اين مدت اساساً تداوم حضور نيروهاي اشغالگر در نواحي جنوب غربي و غرب ايران بر اين فرض قرار داشت كه نيروهاي مسلّح ايران فاقد قابليت و توانايي لازم براي انهدام و بيرون راندن آنها از مناطق متصرفه مي‏باشد. ضمن اين كه طي اين مدّت تحرّك چشمگيري كه منجر به آزادسازي اين مناطق بشود صورت نگرفت و همين امر در شگل‏گيري ذهنيت دشمن مؤثر بود، همچنين اميدواري دشمن به تحولاتي كه در جبهه داخلي تحت عنوان تلاش‏هاي جبهه متحد ضد انقلاب به رهبري بني‏صدر صورت مي‏گرفت منجر به اين تلقي گرديده بود كه تأثيرات ناشي از بي‏ثباتي داخلي به هيچ وجه امكان سازماندهي مناسب نظامي را براي جمهوري اسلامي ايران فراهم نخواهد آورد بنابراين تحولاتي كه منجر به آزادسازي مناطق اشغالي شد از يك سو باورها و اميدهاي دشمن را كه با تكيه بر آنها بر تداوم حضور در نقاط متصرفه اصرار داشت درهم ريخت. از سوي ديگر اوضاعي را پديد آورد كه دشمن مي‏بايست در مورد استمرار حضور خود در نواحي اشغالي و يا عقب نشيني از اين مواضع تصميم مقتضي اتخاذ مي‏كرد شرايطي چون نقش بارز و برجسته فرماندهي كلّ قوا، تغيير اوضاع داخلي، تحول روحي و معنوي مردم، گسترش سازمان رزم سپاه، همكاري و هماهنگي نيروهاي ارتشي و سپاهي، خلاقيت و ابتكار در صحنه‏هاي نبرد كه با اخلاص و فداكاري رزمندگان توأم گرديد و نيز عدم درك دشمن از وضع جديد، اوضاع حاكم بر جبهه‏هاي نبرد را دگرگون ساخت و ايران با بيرون راندن دشمن از مناطق اشغالي توان سياسي نظامي خود را به نمايش گذاشت. در ساعت 30 دقيقه بامداد دوم فروردين 1360 عمليات فتح المبين با رمز مبارك يا زهرا(سلام اللّه عليه ا) آغاز گرديد و در مدت ده روز طي چهار مرحله در غرب دزفول، شوش و نيز منطقه غربي رودخانه كرخه انجام پذيرفت كه طي آن 2500 كيلومتر مربع از خاك ايران اسلامي شامل دهها بخش و روستا و جاده مهم دزفول - دهلران آزاد گرديد. و شهرهاي دزفول، انديمشك، شوش و برخي مراكز مهم از تيررس آتش توپخانه دشمن خارج گشت. دشمن پس از اين عمليات بلافاصله تخريب مناطق مسكوني خرمشهر را بطور جدّي آغاز كرد و به گونه‏اي كه صداي انفجارهاي مهيب بطور مكرّر از شرق رودخانه كارون شنيده مي‏شد. احداث استحكامات در داخل شهر و نحوه تخريب و مين گذاري آن، به منظور ممانعت از ورود نيروهاي اسلام به داخل شهر از ناحيه شمال و شرق به طور جدّي دنبال شد و در واقع اشغالگران مي‏خواستند اين شهر را به دژي مستحكم و غير قابل نفوذ تبديل نمايند و به هر نحو ممكن از باز پس‏گيري آن جلوگيري كنند. در پي پيروزي كامل نيروهاي مسلّح ايران در عمليات مزبور راهبرد هجوم از طرف رزمندگان برآيند تكميلي خود را طي كرد، با روشن شدن راهبرد ادامه دفاع مقدس، طرح عملياتي به مراتب بزرگتر و وسيع‏تر از عمليات فتح المبين آماده اجرا شد. انتخاب منطقه‏اي همچون جنوب اهواز در جاده‏اي به طول 130 كيلومتر، حد فاصل بين اهواز - خرمشهر و محورهاي گسترده‏اي از غرب اهواز تا جنوب و از جنوب تا شرق آن عظمت كم‏نظير اين عمليات را به اثبات مي‏رساند، منطقه‏اي كه كاملاً مسطح بوده و داراي موانعي چون رودخانه و نخل‏هاي گسترده است كه به لحاظ نظامي و نبردهاي زميني، بسيار خطرناك و آسيب‏پذير براي نيروهاي عمل كننده مي‏باشد، امّا به لطف خداوند و تلاش نيروهاي سلحشور، تمامي مراحل آن با پيروزي كامل به انجام رسيد. منطقه عمليات بيت المقدس با وسعت 5400 كيلومتر مربع از شمال به كرخه نور و هويزه، از جنوب به اروند رود و خرمشهر، از شرق به رود كارون و از غرب به هور العظيم و دژ مرزي عراق محدود مي‏گرديد، نقاط حسّاس و راهبردي كه در طرح اين عمليات وجود داشت عبارت بودند از: بندر خرمشهر، اروند رود، جفير، رود كرخه نور، جاده آسفالته اهواز - خرمشهر و رود كارون كه در بين آنها خرمشهر منطقه‏اي بود كه به دليل اشغال هيجده ماهه، دشمن بعثي به تصور باطل خود، آن را تسخيرناپذير تلقي مي‏كرد و با استفاده سياسي از اشغال اين شهر، مي‏كوشيد خود را اداره كننده و فاتح اصلي جنگ نشان دهد و از اين رهگذر اقتدار خود را در عرصه نظامي به ج هانيان ثابت كند.

عمليات بيت المقدس در سه مرحله صورت گرفت، مرحله اوّل در ساعت سي دقيقه بامداد 10 ارديبهشت 1361 با رمز علي بن ابيطالب(عليه السلام) در منطقه عملياتي جنوب غربي اهواز و شمال خرمشهر آغاز گشت. نيروهاي پياده با عبور برق آسا از مواضع گوناگون و با انهدام جنگ افزار ها و استعدادهاي ارتش متجاوز 800 كيلومتر مربع از خاك اشغال شده را آزاد كردند و يگان‏هاي زرهي با استفاده از پل‏هاي شناور از كارون عبور كرده، به غرب آن مي‏رسند. نفرات پياده و شكارچيان تانك با حمايت يگان‏هاي زرهي خود را به بخش هايي از جاده مهم اهواز - خرمشهر مي‏رسانند و سرانجام رزمندگان با به هلاك رسانيدن تعداد زيادي از بعثي‏ها در اطراف خرمشهر به تثبيت مواضع مي‏پردازند.

دومين مرحله از عمليات، در تاريخ 16 ارديبهشت 1361 با هجومي گسترده از محور جنوب و شمال منطقه آغاز شد در محور جنوبي قسمت هايي از جاده‏اي كه توسط پاتك دشمن اشغال شده بود آزاد گرديد و رزمندگان اين بار موفق شدند كليه خطوط را در دست گيرند، قواي مسلّح با درهم ك وبيدن اشغال گران لحظه به لحظه به پيروزي‏هاي خود مي‏افزايند و دژهاي به ظاهر تسخيرناپذير دشمن يكي پس از ديگري با نداي تكبير و هجوم بي‏امان فتح مي‏شوند نيروهاي عمل كننده پس از نبردهاي سنگين از شمال منطقه درگيري، از محور كرخه عبور كرده، به حوالي مرزهاي بين المللي مي‏رسند و با جهشي بلند از جاده اهواز - خرمشهر و استقرار در 17 كيلومتري نوار مرزي، شهر هويزه را از تصرف دشمن آزاد مي‏نمايند. پادگان حميد، جاده مورد اشاره، ايستگاه حسنينه و جفير نيز به تصرف سپاهيان اسلام درآمد.

سومين مرحله عمليات كه با رمز مبارك محمد بن عبداللّه (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) در ساعت 30/12 دقيقه بامداد اول خرداد 1361 آغاز گشت كه در نخستين ساعات خاكريزهاي اول و دوم دشمن در منطقه نور و شلمچه توسط لشكر نصر سقوط كرد و لشكر فجر از نهر عريض عبور نمود ، با فشار گاز انبري نيروهاي ايراني، ارتش بعثي به سرعت به سوي پل تداركاتي اروند رود گريخت و حدود پنج هزار نفر اسير و تعداد زيادي تانك و نفربر منهدم و يا به غنيمت درآمد، رزمندگان، خصوص لشكر امام حسين (عليه السلام) پل‏هاي تداركاتي اروند رود را تصرّف و يا من هدم كردند و با اين عمليات درخشان حلقه محاصره تكميل گرديد. در گرماگرم جنگ لشكر نصر سپاه پاسداران به تعقيب پس مانده متجاوزان پرداخت و با موشك باران شديد آنها را درهم كوبيد. نيروهاي هوايي قهرمان و شجاعان هوانيروز با بمباران مكرر عقبه و شكار هواپيماهاي دشمن و نيز تانك‏هاي آنان، عرصه را بر آنها تنگ نمودند. به هنگام ظهر اوّلين درگيري براي ورود به خرمشهر انجام شد و به رغم مقاومت سرسختانه بعثي‏ها، قواي اسلام پس از سه روز نبرد خونين در ساعت 50/13 بعداز ظهر سوم خرداد 1361، خرمشهر را از چنگال متجاوزان آزاد نمود، ر زمندگان پس از پاك سازي شهر به تعقيب دشمن پرداختند و آنها را تا محور شلمچه - بصره وادار به فرار نمودند.(4)

آري به تعبير قرآن كريم: فَوَقَعَ الحَقُ وَ بَطَلَ ماكانوا يَعمَلُون، فَغُلِبُوا هُنا لِكَ و انقَلِبُوا صاغِرين، عَسي رَبُّكُم اَن يُهلِكَ عدوّكُم و يَستَخلِفكُم فِي الاَرضِ فَيَنظُر كَيف تَعمَلُون(5)؛ يعني: پس حق به ثبوت رسيد و كارهاي آنان باطل شد. در ه مان جا مغلوب شدند و خوار و زبون بازگشتند، اميد است كه پروردگارتان دشمنان شما را هلاك كند و شما را در روي زمين جانشين او نمايد، آنگاه بنگرد كه چه مي‏كنيد. پژواك پيروزي‏

هنوز سه روز از آغاز سومين ماه از دومين سال جنگ نگذشته بود كه طبل پيروزي نواخته شد و سرزمين خسته خرمشهر كه به دليل خون‏هاي پاك جوانان غيور خود خونين شهر نام گرفته بود در آغوش مام وطن جاي گرفت و بدين گونه 575 روز پس از تجاوزي ناجوانمردانه توسط ديو سي رتان سيه روز، صبح ظفر فرا رسيد و اشك شوق بر گونه‏هاي مشتاقان حقيقت جاري شد، موج پيروزي بر كوي و برزن شهرها و روستاهاي ايران جاري شد، كارون همچنان پايدار و مقاوم پيش مي‏رفت و اروند رود خروشان‏تر از هميشه مي‏خراميد.

امام خميني در فراز پيامي كه به مناسبت عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر صادر فرمودند، نوشتند: «سپاس بي‏حد برخداوند قادر كه كشور اسلامي و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود و با يقين به آن كه «ما ا لنصر الّا من عند اللّه» از فرزندان اسلام و قواي سلحشور و مسلح كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقية اللّه الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت هايي در دست ابرقدرتان خصوصاً آمريكاي جهانخوارند بيرون آورد و نداي اللّه اكبر را در خرمشهر طنين انداز كرد و پرچم پر افتخار لا اله الّا اللّه را بر فراز آن شهر خرّم كه با دست پليد جنايتكاران... به خون كشيده شد و خونين شهر نام گرفت تشكر كنم.»(6)

فتح خرمشهر ثمراتي ثمين به دنبال داشت زيرا موقعيت نظامي و استراتژيكي جنگ تحميلي را وارد مرحله‏اي تازه نمود و نيروهاي اسلام با تكرار تهاجمات گسترده و بي‏امان خود در مراحل بعدي پيروزي‏هايي ديگر را براي ملت مسلمان به ارمغان آوردند، با اين فتح غرور آفرين خون ي تازه در شريان‏هاي اين سرزمين جاري گرديد و سلحشوران مسلمان با روحيه بسيار قوي‏تر از گذشته به ادامه دفاع از مرزهاي اين كشور و تداوم عمليات و باز پس‏گيري مناطق اشغالي از چنگال دشمن متجاوز پرداختند. كمر رژيم بعثي عراق در اين عمليات درخشان درهم شكست و از آن پس حاميان وي در منطقه كمكهاي خود را چندين برابر افزايش دادند تا او را براي مدّتي ديگر بر سرپا نگه دارند، آمريكاي جهانخوار و ساير ابرقدرت‏ها نيز حساب كار خود را كردند آنان كه قبل از فتح خرمشهر تصوّر مي‏نمودند عراق خواهد توانست پس از پيروزي بر ايران جايگز ين رژيم دست نشانده سابق ايران گردد و حافظ منافع آنان در منطقه شود اما با اين پيروزي تمامي معادلات سياسي آنان درهم ريخت و بعد از آن تمام تلاش آنان معطوف به حفظ صدام و جلوگيري از سقوط او گرديد. از اين جهت سوم خرداد سال 1361 همواره در تاريخ كشور ايران اسلام ي يادآور حماسه‏اي پرشور و فراموش نشدني و تداعي كننده رشادت‏ها و فداكاري‏هاي دليران اين مرز و بوم بوده و خرمشهر به عنوان سمبل مقاومت در تاريخ دفاع مقدس به شمار آمد و به فرمايش مقام معظم رهبري حضرت آية اللّه خامنه‏اي «حماسه (آزاد سازي) خرمشهر و عمليات عظيم بيت المقدس در تاريخ اين كشور خواهد ماند، هم در آن روزي كه اين حادثه اتفاق افتاد و هم هر وقتي كه اين گونه حوادث براي افكار مردم تشريح بشود و توضيح داده بشود. اين جور حوادث وسيله‏اي مي‏شود براي تجديد حيات ملّي، براي آسان كردن راه عزت و عظمت يك ملّت».(7)

در خاتمه بايد از حماسه آفرينان به خون خفته‏اي كه در اين فتح بزرگ نقشي ارزشمند داشتند يادي نمود: شهيد صياد شيرازي، شهيد حسين خرازي، شهيد حاج محمد ابراهيم همت، شهيد مهندس حاج محمود شهبازي، شهيد محمد جهان آراء، شهيد حسن باقري(غلامحسين افشردي)، شهيد احمد با بايي، شهيد بهمن نجفي، شهيد علي اصغر بشكيده، شهيد حبيب اللّه مظاهري، شهيد احمد متوسليان، شهيد بهروز مرادي، شهيد سيد عبدالرضا موسوي و...

اين نوشتار را با رباعي ذيل به پايان مي‏بريم:

آزاد شدي ولي نه آسان به خدا

آباد شدي ولي نه از آب و هوا

آزاد شدي و خرّم آباد شدي‏

با خون شهيدان و دم روح خدا(8) پي‏نوشت‏ها: - 1. بررسي مراكز فرهنگي شهرهاي استان خوزستان، كتاب دوم خرمشهر، ص 16 - 14.

2. برگي از حماسه (ويژه بيستمين سالروز حماسه آزاد سازي خرمشهر)، خرداد 1381، ص 11

3. گفتگو با سردار سرلشكر محسن رضايي، روزنامه ايران، سال اول، شماره 88، ص 8.

4. مجله پيام انقلاب، شماره 85، 7 خرداد 1363، ص 14، روزنامه اطلاعات 3 خرداد 1378، شماره 21630، ص 4 و 5، كارنامه عمليات سپاه اسلام در هشت سال دفاع مقدس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ص 25 26؛ گذري بر دو سال جنگ، دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ص 16 0 - 139.

5. سوره اعراف، آيات 118، 119، 129.

6. روزنامه اطلاعات، شماره 22202، ص 2(بخش ضميمه)

7. برگي از حماسه، ص 2.

8. شعر از ابوالفضل فيروزي متخلّص به نينوا مي‏باشد.

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=248040

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

فاتحان خرمشهر از كدام طبقه بودند؟

درباره خرمشهر

چه كساني در اين پيروزي بزرگ نقشي ايفا نكردند؟ نه در جبهه حضور يافتند و نه از رزمندگان مظلوم حمايت كردند؟ چه كساني در مقاومت 34 روزه در مقابل دشمن و در بدو حمله ارتش بعثي عراق به اين شهر، مقاومت كردند؟مسجد جامع خرمشهر چه نقشي در مقاوت و نيز به هنگام پيروزي رزمندگان اسلام ايفا كرد؟ چه شد كه رزمندگان اسلام از دشمن نترسيدند و چون آهن، مقاوم و پر صلابت ايستادند؟

بزرگ داشت سوم خرداد، روز فتح خرمشهر، پس از يك اشغال نسبتاً طولاني از سوي ارتش متجاوز بعثي عراق، در حقيقت احترام به حماسه مقاومت مردم ايران و رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي است. اين جنگ كه دو برابر مدت زمان جنگ دوم جهاني به طول انجاميده است، يكي از گسترده ترين و طولاني ترين جنگ هاي تاريخ بشر و حوادث كشور است. ويژگي اصلي فتح خرمشهر را بايستي در نتيجه به ثمر رسيدن تلاش طولاني و مستمر رهبر كبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) و فرماندهان عزيز جبهه هاي جنگ و رزمندگان سلحشور و مردم مقاوم كشور براي مقابله با دشمن و دفع تجاوز برنامه ريزي شده رژيم بعثي صدام دانست.

از آنجا كه دفاع در برابر يورش دشمن، مهم ترين عامل براي حفظ استقلال يك كشور است، بنابراين فتح خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 به معناي توانايي انقلاب اسلامي براي ظهور قدرت هاي بديع از درون ملت به منظور حفظ تماميت ارضي كشور در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن بوده است. متأسفانه ملت ايران در دوران رژيم سلطنتي و حكومت شاهان فاسد و خودكامه، تجربه تلخي را در از دست دادن بخش هايي از پيكره خود در حافظه تاريخي خود دارد. اگر به دوران گذشته ايران تا حدود سيصد سال پيش، نگاهي انداخته شود و در مورد وقايع آن تأمل صورت گيرد و تاريخ مكتوب آن تورق شود، روشن خواهد شد كه در هر جنگي كه در مرزهاي كشور رخ داده، ايران بخش هايي از سرزمين خود را از دست داده است و تنها در دوران حيات انقلاب اسلامي و در دوره پرافتخار رهبري حضرت امام خميني(ره)، است كه اين معادله تاريخي به هم مي ريزد و ايران موفق مي شود كه پس از اشغال بخش هايي از سرزمينش، دشمن را از تمامي خاك خود با قدرت تمام بيرون براند. پس از گذشت اندكي از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جنگي نابرابر با حمايت قدرت هاي بزرگ جهاني و كشورهاي عرب پولدار نفتي، بر ايران تحميل مي گردد.

در اين شرايط، مردم ايران فقط با انگيزه الهي و با دست هاي خالي از سلاح هاي پيشرفته و با عشق به مكتب اسلام و با هدايت رهبريِ حكيم نهضت اسلامي، در جبهه هاي جنگ حضور مردانه و عاشقانه مي يابند و به كمك نيروهاي مسلح خود مي شتابند و از خود، حماسه هايي شگرف مي آفرينند. يكي از ثمرات اين فداكاري عظيم، فتح خرمشهر، در پايان سلسله عملسات بيت المقدس و پس از يك نبرد طولاني 25 روزه است. مقاومت شديد دشمن در خرمشهر براي حفظ موفقيت هاي به دست آمده و پافشاري آن بر اشغال بخش هاي وسيعي از استان خوزستان، اهميت و ابعاد اين اتفاق بزرگ را در استراتژي نظامي حاكمان وقت بغداد و متحدان جهاني و منطقه اي اش روشن مي كند.

آن روزها صدام حسين، رئيس وقت رژيم بعثي عراق، تلاش داشت تا به هر قيمتي كه شده اين شهر مهم و زيبا را در اشغال خود نگه داشته و آن را از دست ندهد. به ويژه آن كه او با تبليغات وسيع و دامنه داري كه انجام داده بود نمي خواست به يكباره تصور «شكست ناپذيري» را كه از خود در اذهان متحدان و حاميانش پديد آورده بود، دچار خدشه نمايد. به همين دليل نيروهاي نظامي خود را كه مسئوليت حفظ خرمشهر را بر عهده داشتند آن قدر در آن شهر نگه داشت كه به يكباره حدود 12 هزار اسير، از ارتش خود در درون آن شهر برجاي گذاشت. اين در حالي بود كه پس از ورود رزمندگان اسلام از سمت شمال غربي خرمشهر به داخل آن بندر، بسياري از نظاميان بعثي، در آخرين لحظات، با رها كردن سلاح خود، به آب زدند و با عبور از اروند رود از مهلكه گريختند.

مسلم است كه اين پيروزي اعجاب انگيز و افتخار آفرين، فقط در سايه روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي رزمندگان عزيز اسلام،كه در مكتب امام خميني(ره)، به طور مرتب، خود را از وابستگي هاي دنيايي رهايي مي بخشيدند، اتفاق افتاد و رمز حماسه بزرگ و جاودان «فتح خرمشهر» را فقط بايد در آن مقوله جست و جو كرد. البته نبايستي از كنار برنامه ريزي دقيق و انتخاب تاكتيك هوشمندانه اين عمليات كه عبور عمده قوا از رودخانه كارون به عنوان تلاش اصلي عمليات طرح ريزي شده بود، گذشت. مطالعه گسترده در مورد چگونگي آرايش دشمن در فضاي 5400 كيلومتري منطقه عملياتي و نيز پي بردن به روش و تاكتيك دفاعي دشمن و نيز برنامه ريزي براي استفاده از نقاط ضعف دشمن و حمله به عقبه هاي تداركاتي و خطوط مواصلاتي لشگرهاي زرهي و مكانيزه دشمن را بايستي از عوامل اصلي موفقيتِ نبرد فتح خرمشهر دانست.

رزمندگان اسلام در آن ايام نام نبرد خود را كه از تاريخ 10/2/1361 شروع شد و در 3/3/1361 با فتح خرمشهر به پايان رسيد، «عمليات بيت المقدس» گذاشتند، تا به مردم جهان و مردم دربند عراق بگويند كه هدف اصلي اين نبردها نه فقط دفع تجاوز دشمن از سرزمين هاي اشغالي ايران، بلكه نشان دادن راهي براي فتح بيت المقدس از چنگ اشغالگران صهيونيست از سوي مسلمانان و مردم منطقه است. پيام روشن اين انتخاب زيبا براي نام گذاري اين عمليات، از سوي رزمندگان ايران، همانا همدلي با فرزندان قدس و فلسطينيان مظلوم و آواره، در آن سوي خاورميانه بود. فتح خرمشهر اولين صداي رساي ايرانيان، خطاب به همه كساني بود كه حريم سرزمين و تاريخ شان از سوي بيگانگان مورد تعرض قرار گرفته بود، كه راه پيروزي از مسير سرخ شهادت مي گذرد و پيروزي از آن خداست چرا كه: «وَ مَا النَّصَرَ اِلا مِن عِندِالله».

در سال روز حماسه فتح خرمشهر، فرصت مناسبي است تا مردم ايران بررسي نمايند كه چه كساني در فتح آن شهر خونين نقش داشتند؟ آن ها از چه طبقاتي از مردم برخاسته بودند و انگيزه و اهدافشان از اين مقاومت طولاني و پرثمر چه بود؟

چه كساني در اين پيروزي بزرگ نقشي ايفا نكردند؟ نه در جبهه حضور يافتند و نه از رزمندگان مظلوم حمايت كردند؟ چه كساني در مقاومت 34 روزه در مقابل دشمن و در بدو حمله ارتش بعثي عراق به اين شهر، مقاومت كردند؟مسجد جامع خرمشهر چه نقشي در مقاوت و نيز به هنگام پيروزي رزمندگان اسلام ايفا كرد؟ چه شد كه رزمندگان اسلام از دشمن نترسيدند و چون آهن، مقاوم و پر صلابت ايستادند؟

شايد پاسخ به بخشي از پرسش هاي فوق در اين جمله بنيانگذار انقلاب اسلامي خلاصه شود كه: «ملت ما براي خدا قيام كرده است و ملتي كه براي خدا قيام كند از هيچ چيز نمي ترسد و آسيب نمي بيند». به حق، فرماندهان جبهه هاي جنگ و رزمندگان سلحشور اسلام در آن دوران، از جمله كساني بودند كه مصداق بارز سخن فوق بودند.آنان فقط براي خداوند، تمام توان خويش را عليه دشمن به كار گرفته بودند و بيش از هر چيزي به شيوه هاي مقابله با دشمن فكر مي كردند و ابتكار عمل مناسب در طرح ريزي هاي عملياتي از خود به خرج مي دادند، جلسات خود در قرارگاه كربلا با آياتي از قران مجيد، آغاز مي كردند و بر بالاي اكثر نقشه ها و كالك هاي عملياتي خود اين آيه كريمه را درج كرده بودند كه: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدينَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنين» و آنان كه در راه ما جهاد و كوشش كردند، محققاً آن ها را به راه هاي خويش هدايت مي كنيم و خداوند هميشه با نيكوكاران است. (سوره عنكبوت، آيه 69)

اين شعر اقبال لاهوري نيز زمزمه برخي از رزمندگان بود كه:

ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم

موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

در اين شرايط بود كه خداوند هم راه چگونگي آزادسازي خرمشهر را از چنگال دشمن به آن ها نشان داد و بالاخره «خرمشهر را خدا آزاد كرد».

دكتر حسين علايي

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=237897

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

عمليات بيت المقدس از نگاه ناظران جهاني

درباره خرمشهر

عمليات پيروزمندانه بيت المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر پس از ۵۷۵ روز گرديد، ضربه اساسي و تعيين كننده اي بر پيكر دشمن وارد ساخت و تمامي معادلات، باورها و ذهنيتهايي را كه در مورد توانايي و قابليتهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران وجود داشت، تغيير داد. بسياري از كارشناسان نظامي و تحليلگران رسانه هاي خارجي، در برابر «سرعت عمل» و «ويژگيهاي عملياتي» نيروهاي ايراني به هنگام فتح خرمشهر، غافلگير، مبهوت و شگفت زده شدند.

راديو دولتي انگلستان كه در شامگاه نهم ارديبهشت ۱۳۶۱ اعلام مي كرد: «چنانچه ايرانيان در صدد بازپس گرفتن خرمشهر برآيند، سخت ترين «گردو» را براي شكستن برگزيده اند»،

سرانجام ناچار شد سكوت خود را بشكند و طي گفتاري در روز پنجم خردادماه سال شصت و يك، يعني دو روز پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان ايران اسلامي، حيرت زده اعلام كند: «از زماني كه خبرنگاران غربي از نيروهاي عراقي در خرمشهر ديدن كرده و از روحيه خوب آنها گزارش داده اند، بيش از سه يا چهار روز نمي گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقي ها بيرون كشيده شد.»

در ساعت ده و پنجاه و پنج دقيقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ،۱۳۶۱ خبرگزاريهاي بين المللي، در گزارشهايي كه با عنوان «بسيار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كردند، براي نخستين بار ضمن استناد به بيانيه نظامي صادره از سوي حكام بغداد، اعلام داشتند كه عراق «تلويحاً» به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزير خارجه وقت جمهوري اسلامي ايران، خبرگزاري رسمي عراق ـ آي. ان. ا ـ طي يك اطلاعيه كوتاه ضمن آنكه از خرمشهر با عنوان «بندر خرمشهر» نام برد، اعلام كرد: «سخنگوي ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهاي بين المللي عقب نشيني كرده اند. خبرنگار عراق افزود كه عقب نشيني نيروهاي عراقي، از روز يكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده بود.»

همين اطلاعيه تلكس بين المللي خبرگزاري عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت ديگري از سوي راديو صوت الجماهير بغداد به اطلاع افكار عمومي عراق رسانده شد: «يك سخنگوي ارتش عراق اعلام كرده است كه نيروهاي پيروزمند قادسيه صدام پس از آنكه تمامي حمله هاي قواي دشمن مجوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجيه (سوسنگرد) و الاحواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند... صبح روز ۱۹۸۲/۰۵/۲۴ (۱۳۶۱/۰۳/۰۳) در يك جابه جايي تحسين برانگيز، عقب نشيني تاكتيكي (!) خود را از جبهه محمره (خرمشهر) با موفقيت كامل انجام داده اند.

مجد و افتخار بر لشكريان پيروزمند صدام حسين

اين دعاوي درست در شرايطي از راديوي دولتي بغداد پخش مي شد كه خبرگزاري آمريكايي «يونايتدپرس» در ساعت بيست و چهار و بيست و دو دقيقه همان روز، در گزارش ارسالي خود از بيروت، سربازان عراقي را در حال فرار توصيف كرد و نوشت:

«... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گريختن از خرمشهر و مناطق اشغالي هستند.»۴

دكترعلي اكبر ولايتي در كتاب تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران (صفحه۱۰۴) با اشاره به تبليغات سران دشمن مي نويسد: «عراق به صراحت شكست خود را اعتراف نكرد و حتي مدعي بود كه گوشمالي لازم را به انقلاب اسلامي ايران داده است و درنتيجه، چون ضرورتي احساس نمي كرد كه نيروهايش بيشتر در خرمشهر بمانند، آنها را با درگيري به عقب كشيده است.»

پس از پخش گزارشهاي مستند و خبري و تصاوير تهيه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه هاي ايراني و خارجي كه در آنها شكست نيروهاي عراقي درقالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهيزات منهدم شده يا به غنيمت درآمده دشمن، به گوياترين وجهي به نمايش درآمد، ديگر حتي كشورهاي جنوب خليج فارس نيز كه همواره از صدام حمايت مي كردند، اكنون به واهي بودن دعاوي حكام بغداد اذعان داشتند. اكنون حتي مردم عراق هم به ماهيت واقعي ماجرا وقوف يافته بودند و به خوبي مي دانستند كه صدام به خاطر شكست در جبهه محمره! جمع كثيري از زبده ترين فرماندهان خود، از جمله سرلشگر صلاحي قاضي ـ فرمانده سپاه سوم ارتش عراق ،... سرتيپ ستاد جواد اسعد شينته، فرمانده سابق لشگر سوم زرهي، سرهنگ دوم ستاد محسن عبدالله، فرمانده تيپ ۱۲ زرهي ابن وليد، سرهنگ ستاد «شاكر العماري»، فرمانده تيپ ،۱۰۴ سرتيپ «عطاءالله نوري الدنيمي» معاون سپاه سوم، سرهنگ «احمد زيدان»، فرمانده عمليات خرمشهر را تيرباران كرده است.

از طرف ديگر رژيم عراق براي فريب افكار عمومي و سرپوش گذاشتن بر شكست خود در عمليات بيت المقدس، اقدام به اعطاي «مدال شجاعت»، «نشان لياقت» و نشان «رافدين» به تعدادي از فرماندهان خود كرد. راديو دولتي صداي آمريكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نيروهاي ايراني، سرانجام در «گزارش ويژه» ۱۳۶۱ خود مي گويد:

«به رغم مشكلات تداركاتي، نا آرامي هاي ناشي از انقلاب و كاهش تدريجي قدرت عمليات نيروي هوايي ايران، ماشين نظامي ايران به گونه اي اعجاب آور عمل كرد.»

روزنامه گاردين چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر مي نويسد: «سقوط خرمشهر يعني سقوط آخرين و مهمترين افتخار جنگي عراق كه ايراني ها با بازپس گرفتن آن، اين برگ برنده را كه به وسيله آن عراق مي كوشيد ايران را به پاي ميز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»

احمد متوسليان، در تاريخ ۱۳۶۱ در جلسه رده هاي مختلف فرماندهي تيپ ۲۷ محمدرسول الله(ص)، در قرارگاه تاكتيكي تيپ ۲۷ «دارخوين» اين چنين به جمع بندي دستاوردهاي عمليات «الي بيت المقدس» مي پردازد: «در مورد عمليات اخير گفتني زياد است؛ ليكن در يك تحليل فشرده بايد گفت كه از لحظه سقوط رژيم طاغوت تا به امروز به تعبير تمام خبرگزاريهاي عمده، سابقه نداشت كه چنين ضربه سياسي مهلكي به منافع آمريكا وارد شود. فتح خرمشهر باعث شد توازن نظامي اي كه آمريكا در منطقه برقرار كرده بود، به شدت به ضرر غرب برهم بخورد. وزير امور خارجه آمريكا (الكساندر هيگ) رسماً در شوراي امور خاورميانه وزارت خارجه شان مي گويد: «پيروزيهاي اخير ايران در جنگ با عراق براي آمريكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصاً آمريكا را در منطقه به خطر انداخته است.»

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104840

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بازتاب هاي بين المللي عمليات بيت المقدس

درباره خرمشهر

نتايج عمليات بيت المقدس و به ويژه فتح خرمشهر انعكاسي جهاني داشت و اخبار مربوط به اين پيروزي در صدر گزارشات و تفسيرهاي سياسي و نظامي رسانه هاي گروهي جهان قرار گرفت. ناظران وتحليل گران رويداهاي جنگ تحميلي، اين عمليات را به عنوان نقطه عطفي در جنگ ايران و عراق مي شناختند و بر اين امر اذعان داشتند كه ايران از نظر نظامي در موضع برتري نسبت به عراق قرار گرفته است. عدم پذيرش شرايط بر حق ايران براي آتش بس از سوي عراق و تسامح مجامع بين المللي و وجود جريانات سياسي و نظامي در منطقه و جهان، كه تلاش مي كردند تا جمهوري اسلامي ايران به حقوق حقه خود نرسد، لزوم تعقيب متجاوز و مجازات او را پيش از پيش آشكار ساخت.

روز 15 خرداد ماه سال 1361 و پس از چند روز سكوت، نيروي هوايي عراق مناطق مسكوني چند شهر از جمله ايلام را بمباران نمود و در اين شهر مردم بي دفاع را كه به مناسبت سالگرد پانزدهم خرداد راهپيمايي مي كردند، به خاك و خون كشيد. در اين روز ارتش صهيونيستي رژيم اشغالگر قدس، تجاوز گسترده خود را به جنوب لبنان و به ويژه اردوگاه هاي فلسطيني آغاز كرد و روز بعد اين مناطق را اشغال نمود.

روند رو به رشد پيروزي هاي نظامي ايران بر نيروهاي متجاوز عراق امري نبود كه از ديد دشمنان انقلاب اسلامي مخفي مانده باشد و بعد از پيروزي رزمندگان اسلام در عمليات بيت المقدس، موفقيت جمهوري اسلامي ايران در تعقيب متجاوز در آن سوي مرزها بسيار محتمل بود و قرائن و شواهد حاكي از ضعف نيروهاي نظامي عراق در مقابله با رزمندگان اسلام بود. تجاوز اسرائيل به جنوب لبنان رويدادي بود كه مي توانست توجه ايران اسلامي را از ادامه جنگ با عراق به سوي لبنان جلب نمايد تا بدين وسيله زماني براي تنفس و تجديد قوا براي نيروهاي عراقي فراهم گردد. لذا اقدام تجاوزكارانه رژيم اشغال گر قدس به جنوب لبنان، بدون ارتباط با سرنوشت جنگ تحميلي نبود و بي ترديد چنين مسئله اي در ارزيابي ها و محاسبات طراحان تجاوز اسرائيل به لبنان، مد نظر قرار گرفته بود.

جمهوري اسلامي ايران بلافاصله اقدام اسرائيل در تجاوز به جنوب لبنان را محكوم كرد و اعلام نمود كه در حمايت از مردم لبنان و مبارزان فلسطيني آمادگي دارد تا همه گونه كمكي را به عمل آورد. رئيس جمهوري وقت ايران طي پيامي آمادگي ايران را براي همكاري نظامي با سوريه در دفع تجاوز اسرائيل اعلام كرد. در روز 17 خرداد ماه سال 1361، تيپ 58 پياده تكاور كه در حال تغيير مكان به جبهه ي كرمانشاه بود به دزفول مراجعت نمود تا براي اعزام به سوريه آماده شود. تيپ 27 پياده محمد رسول الله (ص) از سپاه پاسداران نيز براي اعزام به سوريه تعيين گرديد.

يگان هاي اعزامي به سوريه «نيروهاي قدس» نامگذاري شدند و در روز 27 خرداد ماه اولين گردان از تيپ 58 و يگان هايي از تيپ محمد رسول الله (ص) به سوريه عزيمت نمودند.

از نظر طراحان تجاوز اسرائيل به جنوب لبنان، جمهوري اسلامي ايران براي حمايت از مسلمانان لبنان و مبارزان فلسطيني، ناگزير خواهد بود قسمتي از توان نظامي خود را به مقابله با اقدامات تجاوز كارانه اسرائيل اختصاص دهد و ضرورت مبارزه با اسرائيل را بر ادامه جنگ با عراق مقدم شمارد و سركوبي رژيم صدام حسين را به بعد از دفع تجاوز اسرائيل به لبنان موكول نمايد. بديهي است كه هر گونه حركتي از اين مسير، تاثير چشمگيري در كاهش يا حتي توقف فشار نظامي ايران برعراق داشت و به رژيم بغداد فرصت و امكان مناسبي مي داد كه خود را از مهلكه نجات دهد و در صورت عدم واكنش ايران اسلامي در مقابل تجاوز اسرائيل و جنوب لبنان چنين تبليغ مي گرديد كه جمهوري اسلامي برخلاف خط مشي اعلام شده خود مبني بر لزوم مبارزه با اسرائيل حتي با درگير نگاه داشتن عراق مانع از اين گرديده كه آن كشور به كمك ساير اعراب در مبارزه با صهيونيست ها برخيزد، چرا كه عراق مدعي بود كه آماده مقابله نظامي با تجاوز اسرائيل به لبنان است اما ادامه جنگ ايران عليه عراق مانع از اين كار است و لذا عراق با توسل به اين بهانه خود را از درگيري با اسرائيل معاف مي كرد بدون آن كه از جانب ساير كشورهاي عربي مورد سرزنش قرار گيرد.

تجاوز اسرائيل به لبنان هم چنين ايران را در فشار كشورهاي همسايه و دوست خود قرار مي داد تا براي مبارزه با تجاوز اسرائيل به جنگ خود با عراق خاتمه دهد و يا قبول آتش بس همراه با ساير كشورهاي مسلمان و عرب به مبارزه با دشمن مشترك برخيزد.

در ساعت يك بامداد روز بيستم خرداد ماه راديو و تلويزيون عراق خبري منتشر كرد مبني بر اين كه مجلس شوراي انقلاب عراق تصويب نموده است كه نيروهاي عراقي بدون هيچ گونه قيد و شرطي ظرف دو هفته از ايران خارج و به طور يك طرفه اعلام آتش بس گردد و از هم اكنون به نيروهاي عراقي دستور آتش بس داده شده است. در اين خبر علت اين اقدام، فرا خواندن نيروهاي عراق براي جنگ با اسرائيل ذكر شده بود. اما گزارشاتي كه از طريق پست هاي استراق سمع و ساير منابع اطلاعاتي پس از انتشار اين خبر دريافت گرديد حاكي از آماده باش صد در صد نيروهاي عراقي در جبهه ها بود.

اما حضرت امام خميني (ره) با روش بيني پيامبر گونه خود فرمودند و هشدار دادند كه مبادا بخواهند با بازي دادن ما در مسئله لبنان، عراق را از تنگناي فعلي نجات دهند و مانع از پيروزي ايران اسلامي بر عراق شوند و لذا بايستي توجه داشت كه مسئله لبنان در موضوع جنگ ايران و عراق تاثيري نداشته باشد. ايشان سپس استراتژي «راه قدس از كربلا مي گذرد» را اعلام فرمودند.

در پي رهنمودهاي حضرت امام خميني (ره)، فرمانده نيروي زميني در جلسه توجيه گفتند: ضمن اعزام نيرو به سوريه و شركت فعال در هرگونه عمليات عليه تجاوز اسرائيل به لبنان همگام با سوريه، جنگ با عراق را نيز با سرعت و جديت دنبال نموده و تا موقعي كه عراق به شرايط ايران گردن نگذارده است در تصميم ايران داير به ادامه جنگ تغيير رخ نخواهد داد و اين موضوع كه عراق عنوان يك عمل فريب كارانه از سر موضع ضعف و اين كه خود را به شكست قطعي نزديك مي بيند، و نوعي اغتنام فرصت و گريختن از مهلكه چيز ديگري نيست، لذا ايران اسلامي ضمن پرداختن به مسئله لبنان و اعزام نيرو به سوريه مسئله اصلي را كه جنگ با عراق است فراموش نكرده و اقدامات آماده شدن براي عمليات بدون هيچ گونه وقفه و ترديدي ادامه دارد.

قرارگاه كربلا به منظور جلوگيري از هر گونه غافلگيري به يگان هاي خود در سراسر جبهه دستور داد كاملاً مراقب و هوشيار بوده و هر گونه قرايني دال بر آتش بس را در منطقه، يا عقب نشيني نيروهاي عراقي مشاهده نمودند سريعاً گزارش نمايند. بنابر گزارشات دريافتي از يگان ها، از ساعت ده و سي دقيقه بامداد روز بيستم خرداد آتش توپخانه دشمن قطع گرديد.

فرداي آن روز، نيروي زميني طي دستور العملي، در زمينه مقاصد اصلي عراق از اعلان آتش بس يك طرفه به كليه يگان ها هشدار داد. اين پيام براي پايان دادن به ابهامات و شايعات و تصوراتي به وجود آمده بود، به شرح زير منتشر گرديد:

«از بررسي مسايل سياسي چنين استنباط مي گردد كه امريكا و حكومت هاي ارتجاعي منطقه براي نجات صدام، نقشه حيله گرانه اي طرح نموده و مرتباًخروج نيروهاي عراقي را از مرزهاي ايران عنوان مي نمايند و اسرائيل نيز به منظور همكاري با آنان اقدام به حمله به لبنان را نموده و با اين عمل مي خواهند ميليون ها دلار خسارات وارده به كشور جمهوري اسلامي ايران و خون هزاران شهيد را پايمال نمايند ولي غافل از اين امر هستند كه ايثارگران ايراني نه تنها فريب اين گونه دسيسه كاري ها را نخورده بلكه ضمن آزادي مناطق تحت اشغال ارتش متجاوز عراق، براي آزادي فلسطين نيز پيش قدم خواهند بود. عليهذا دستور فرماييد ضمن ابلاغ مراتب فوق به فرد فرد پرسنل و اعلام اين كه هنوز جنگ پايان نگرفته است، يگان ها با آمادگي كامل موارد زير را مورد توجه خاص قرار داده و اخبار و اطلاعات غلط و فريبنده بيگانه درآمادگي رزمي آنان تاثيري نگذارد.

1ـ يگان هاي مستقر در مناطق عملياتي قرارگاه كربلا، قرارگاه قائم آل محمد (ص) و قرارگاه جنوب ضمن پدافند از مواضع متصرفي، آمادگي اجراي تك براي تامين خط مرز در منطقه كوشك، طلايه، شلمچه و فكه را داشته باشند.

2ـ يگان هاي مستقر در منطقه غرب ضمن گزارش هر گونه جابه جايي، آمادگي اجراي طراح هاي پيش بيني شده را بنا به دستور داشته باشند و از فعاليت ضد انقلاب در منطقه جلوگيري نموده و طرح هاي پاكسازي مناطق مربوطه را اجرا نمايند».

روز بيست و سوم خرداد ماه نيروهاي عراقي در ارتفاعات حمرين پرچم سفيد برافراشتند و شهر موسيان را تخليه و به پشت مرزهاي بين المللي و ارتفاعات حمربن عقب نشيني نمودند. قرارگاه قائم گزارش نمود قرائني دال بر عقب نشيني دشمن در منطقه چزابه نير مشاهده گرديده است و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ناحيه كرمانشاه اعلام كرد كه نيروهاي عراقي از منطقه دشت ذهاب تا پشت ميله هاي مرزي بيشگان عقب نشسته اند.

نيروي زميني به كليه يگان هاي مستقر در جبهه ها دستور داد با مراقبت دائم از منطقه فعاليت هاي دشمن را زير نظر قرار داده و مناطق تخليه شده را سريعاً اشغال و ضمن حفظ تماس خود با دشمن از عقب نشيني آزادانه آن ها جلوگيري نمايند.

از روز بيست و سوم تا 30 خرداد ماه هيچ گونه درگيري و فعاليتي در جبهه ها به جز تبادل سبك و پراكنده آتش، آن هم در بعضي از نقاط گزارش نگرديد. اما جبهه قرارگاه نصر (شلمچه) از شدت آتش بيشتري برخوردار بود. گزارشات اطلاعاتي و تفسير آخرين عكس هاي هوايي همه حاكي از تقويت نيروهاي دشمن در شلمچه، پاسگاه كيلومتر 25، كوشك و طلايه قديم بود و تجزيه و تحليل فعاليت هاي دشمن در اين منطقه نشان از تقويت و تحكيم هر چه بيشتر پدافند در شرق بصره چه از نظر نيرو چه از نظر ايجاد موانع و توسعه مواضع مي داد.

در ساعت 20:00 روز 30 خرداد ماه صدام حسين رئيس جمهوري عراق در يك سخنراني طولاني راديو تلويزيون در بغداد اعلام نمود كه رژيم اين كشور در آستانه تشكيل اجلاس سران كشورهاي غير متعهد در بغداد، به منظور نشان دادن حسن نيت خود در خاتمه دادن به جنگ با ايران و هم چنين آمادگي براي مبارزه با اسرائيل از تاريخ 31 خرداد ماه ظرف مدت ده روز نيروهاي خود را از خاك ايران خارج خواهد كرد.

صدام حسين در سخنان خود به قصد فريب مردم عراق از واقعيت جنگي كه او و رژيم حاكم بر بغداد آتش آن را برافروخته بودند رياكارانه به تحريف حقايق پرداخت و تلاش نمود شكست هايي را كه در ميدان هاي جنگ تحمل كرده و انهدام و عقب رانده شدن نيروهايش را در خوزستان به عنوان يك عقب نشيني تاكتيكي و نشان دادن حسن نيت براي آتش بس و مقاصد صلح طلبانه توجيه كند. پس از پايان سخنراني صدام حسين كه از راديو و تلويزيون عراق پخش مي شد نيروهاي عراقي در سراسر جبهه شروع به تيراندازي هوايي با سلاح هاي سبك و شليك گلوله هاي منور كردند تا بدين وسيله شادي خود را از اعلام آتش بس دروغين نشان دهند.

روز بعد فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در يك جلسه توجيهي كه براي فرماندهان يگان ها در قرارگاه كربلا تشكيل شد ضمن اعلام اين مطلب كه جنگ هنوز پايان نگرفته است دستور داد در صورت عقب نشيني دشمن به پشت خطوط مرزي و تا زماني كه اقدام خصمانه اي از طرف نيروهاي عراقي به عمل نيامده است از اجراي آتش درگذار خط مرز خودداري گردد. اما فعاليت هاي دشمن در داخل خط مرز و مناطق اشغالي باقي مانده بايستي كماكان تحت مراقبت مداوم قرار داشته و اين فعاليت به شدت سركوب شوند و يگان ها ضمن حفظ تماس خود با دشمن مواضع تخليه شده را سريعاً اشغال نمايند.

عقب نشيني عمومي يگان هاي دشمن كه ظرف ده روز گذشته مقدمات آن فراهم شده بود از روز 31 خرداد آغاز شد و اكثر مناطق اشغالي تخليه گرديد. عقب نشيني عراق يك عقب نشيني كامل و در حقيقت به پشت خط مرز نبود بلكه نيروهاي دشمن علي رغم تبليغات و سر و صداي بسيار در اين مورد نه تنها پاره اي از مناطق اشغالي را كماكان حفظ نمودند بلكه در ساير نقاط، هم روي خط مرز و يا اندكي جلوتر مستقر شده و مناطق وسيع مرزي را به اين ترتيب با آتش و ديده باني تحت كنترل قرار دادند كه اين عمل با عقب نشيني به مفهوم واقعي آن مغايرت داشت. مناطق عمده اي كه عراق در اين عقب نشيني كماكان در اشغال خود نگه داشت در جبهه غرب عبارت بودند از ارتفاعات آهنگران، خسروي، نفت شهر، منطقه مهران و در جبهه جنوب فكه و شلمچه.

عقب نشيني تقريباً عمومي عراق از مناطق اشغالي خود در ايران، نه به منظور آماده كردن نيروهايش براي جنگ با اسرائيل و دفاع از لبنان بود و نه براي ابراز حسن نيت در آستانه اجلاس سران كشورهاي غير متعهد، بلكه علت واقعي آن بود كه متجاوز برآورد نموده بود كه ادامه توقف نيروهايش در خاك ايران دير يا زود به انهدام آن ها منجر خواهد گرديد و اين درسي بود كه از نحوه عملكرد نيروهاي عراقي در نبردهاي

ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين آموخته و در نبرد بيت المقدس با تلخي بسيار به اين واقعيت پي برده بود، در واقع عراق با عقب نشيني و اميد به آتش بس در صدد برآمده بود كه از انهدام بيشتر نيروهاي خود در اين جنگ جلوگيري نمايد.

با عدم قبول شرايط عادلانه جمهوري اسلامي از سوي عراق براي خاتمه دادن به جنگ تبادل آتش و درگيري ها كه فروكش كرده بود مجدداً شدت يافت و سرانجام روز 22 تير ماه سال 1361 و درست دو ماه بعد از نبرد بيت المقدس، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، عمليات طرح ريزي شده كربلا 4 را با نام نبرد رمضان در شرق بصره آغاز كردند.

پايان

منبع:

تحليل عمليات بيت المقدس، سرتيپ نصرالله معين وزيري، هيات معارف جنگ، سال 1382

نويسنده: سرتيپ نصرت الله وزيري

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104878

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خرمشهر از از اشغال تا آزادي

درباره خرمشهر

ارتش رژيم عراق با اهداف از پيش تعيين شده سرانجام تهاجم سراسري خود را عليه ايران در تاريخ 31 شهريور 1359 از زمين، هوا و دريا آغاز نمود. استعداد نيروي زميني ارتش عراق در آغاز تجاوز بالغ بر 48 يگان بود كه شامل 12 لشگر مركب از 5 لشگر پياده، 5 لشگر زرهي، 2 لشگر مكانيزه و همچنين 15 تيپ مستقل شامل 10 تيپ پياده، يك تيپ زرهي، يك تيپ مكانيزه و 3 تيپ نيروهاي مخصوص، به اضافه تيپ 10 گارد جمهوري نيز نيروهاي گارد مرزي كه شامل 20 تيپ مرزي بوده است.

همچنين ماشين نظامي عراق با بهره¬مندي كامل از تجهيزات نظامي نظير 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلي¬كوپتر، از آمادگي عملياتي مناسبي برخوردار بود.(1)

خبر¬گزاري هاي انگلستان نيز بلافاصله گزارش دادند:

ايران و عراق حالت جنگي ميان دو كشور را اعلام كردند، هواپيماهاي عراق اقدام به بمباران كليه پايگاه هاي نظامي در داخل خاك ايران از جمله فرودگاه مهرآباد نمودند. در پي اين حملات خسارات سنگيني به تأسيسات نظامي و غير نظامي وارد آمد. خبرگزاري عراق اعلام كرد: «نيروي هوايي عراق در حدود ساعت 12 ظهر امروز (23/9/1980) به وقت محلي چند فرودگاه نظامي ايران را مورد حمله قرار داد. جنگنده هاي عراق شش فرودگاه نظامي در مناطق آبادان، اصفهان، آغاجاري و در عربستان (خوزستان ايران) را با موشك هاي هوا به زمين مرد حمله قرار داده و خسارات سنگيني وارد آوردند.»(2)

صدام حسين نيز طي مصاحبه اي گفت:

نيروي هوايي پيروز ما، پايگاه هاي گروه محبوس را بمباران كرد و خسارات سنگيني به آنها وارد كرد. در دريا نيروهاي جسور ما در برابر نيروي دريايي دشمن پايداري كردند و در خشكي نيروهاي دلاور ما به سوي اهداف از پيش تعيين شده پيشروي كردند و ظرف چند روز گذشته از صبح دوشنبه 22 سپتامبر تا به امروز اين مأموريت ها را با دلاوري و لياقت و سرعت انجام دادند.(3)

تجاوز و تهاجم سراسري رژيم عراق در عين سنگيني با سرعت عجيبي همراه بود كه حكايت از اهداف از پيش برنامه ريزي شده آنها دارد و براي جمهوري اسلامي ايران اگرچه حمله رژيم عراق قابل پيش بيني بود اما با اين حجم و گستردگي غافل گيرانه و غير قابل تصور بود.

اشغال شهرهاي مرزي ايران:

رژيم بعثي عراق نيروهاي خود را براي تصرف شهرهاي استان خوزستان بكار گرفت. به طوري كه از محورهاي شلمچه، نشوه، تنگه چزابه، دزفول با اشغال خاك خوزستان پرداخت. هدف مهم و استراتژيك او اشغال خرمشهر بود كه با وجود مقاومت سرسختانه دليرمردان اسلام سرانجام اين شهر كليدي را به تصرف خود درآورد. تحليل¬گران سياسي ضمن اعتراف به مقاومت شجاعانه رزمندگان اسلام از رسيدن رژيم عراق به اهدافش خبر دادند كه اين نشان مي دهد همگان از اهداف تجاوز رژيم عراق با خبر بودند. براي نمونه نشريه نيويورك تايمز مي نويسد:

تحليل گران مي گويند كه عراق علي رغم مقاومت مداوم ايران به اكثر هدف هاي اوليه خود رسيده است. اشغال حدود 124 مايل مربع از سرزمين هاي مورد اختلاف و تسلط بر شط العرب به علاوه خرمشهر و اهواز و پالايشگاه عظيم نفت آبادان را نيز در محاصره دارد.(4)

هدف هاي اوليه در اشغال شهرهاي ايران بسيار با معناست كه بعداً با ادعا مالكيت عراق بر اين شهرها همراه مي شود. چنانكه صدام حسين فرمانده كل نيروهاي مسلح عراق اعلام كرد:

پرچم عراق بر فراز شهرك سوسنگرد خفّاجيه به اهتزاز درآمده است. بر اساس اين بيانيه عراق، ايراني ها از روي جعل و تزوير خفاجيه را سوسنگرد نامگذاردند، به طوري كه اين امر نشانگر آن است كه عراق اين شهرك را جزئي از اراضي اصلي خود به شمار مي آورد.(5)

ادعاي مالكيت سران رژيم عراق با تغيير اسم شهرها نظير محمره بجاي خرمشهر و عربستان بجاي خوزستان آغاز مي شود. طه ياسين رمضان معاون رئيس شوراي فرماندهي عراق پس از سقوط خرمشهر اعلام كرد:

عربستان (خوزستان) آزاد شده است.(6)

اين ادعاها در مالكيت خوزستان نشان مي دهد كه ارتش رژيم عراق براي ماندن آمده است. به طوريكه پس از سقوط خرمشهر مطبوعات عراق اعلام كردند:

محمره (خرمشهر) سرزمين اجدادي است و نيروهاي مسلح عراق آن شهر را براي ابد باز پس گرفته-اند.(7)

و حتي مسئولين رژيم عراق اعلام كردند كه مناطق آزادشده از ايران را در شبكه پست و تلفن خود ادغام مي كنند.(8)

بنابراين رژيم عراق علاوه بر اشغال شهرهاي مرزي خوزستان و غرب نظير قصرشيرين يكي از اهداف تجاوز را كه همان تجزيه خوزستان باشد، به طور علني در مصاحبه ها و بيانيه هاي رسمي خود اعلام نموده و رسانه هاي خبري منطقه و جهان نيز بعضاً به طور غير مستقيم با تكرار گفته هاي سران رژيم عراق اذهان عمومي را براي پذيرش اين ادعا آماده مي كردند.

موضع گيري امام خميني در برابر تهاجم ارتش عراق:

سايه سهمگين تهاجم سراسري ارتش عراق در اوضاع نابسامان سياسي و اقتصادي كشور بر پيكر ملت و مسئولين ايران سنگيني مي كرد به طوري كه وحشت و اضطراب از عاقبت كار احساس طبيعي همگان بود. در چنين اوضاع و احوالي همه ديدگان به تدابير امام خميني (س) دوخته شده بود. امام راحل (ره) هم به خوبي مي دانست كه تنها او بايد در آن شرايط حساس حرف آخر را بزند. فلذا طي سخناني عنصر ايمان و توكل به خدا را بزرگترين پايه قدرت و توانايي دانسته و قدرت دشمن را در برابر آن ناچيز تلقي نمودند.

من از ملت بزرگ ايران خواهانم كه در هر مسئله¬اي كه پيش مي آيد قوي باشند، قدرتمند باشند، متكي به خداي تبارك و تعالي باشند، و از هيچ چيز باك نداشته باشند. ما از آن قدرت هاي بزرگ نترسيديم. اين (صدام) كه قدرتي ندارد، عراق كه چيزي نيست.(9)

اين سخنان ملكوتي امام راحل(ره) كه از قلب مطمئن و جان آرام او سرچشمه مي گرفت، روحيه مردم و مسئولين را تقويت نمود و اتكال آنها را به خدا بيشتر كرد و انگيزه دفاع و مبارزه با دشمن را در آنان به ويژه جوانان جان بر كف ميهن اسلامي بالا برده تا جائي كه فرمود:

هر وقتي كه مقتضي بشود من پيامي به ملت خواهم داد و به صدام حسين و امثال او ثابت خواهم كرد كه اينها، اين اذناب آمريكا قابل ذكر نيستند.(10)

امام راحل(ره) با تحقير دشمن، مردم را به مبارزه و حتي شكست دشمن اميدوار كرده و اين صحنه هاي اعجاز آفرين ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي است، كه در بحراني¬ترين شرايط سكان كشتي نظام را از تزلزل نجات مي¬دهد، و ثابت مي كند كه جوهر اقتدار نظام و امنيت كشور ولايت است.

به دنبال موضع گيري شجاعانه امام راحل(ره) شاهد جوشش مقاومت مردمي در همه آحاد ملت و مسئولان و دولت مردان نظام جمهوري اسلامي هستيم. به طوري كه يكپارچه براي دفع تجاوز و آزادسازي مناطق اشغال شده از مرد و زن و پير و جوان بسيج شدند.

همچنين امام راحل(ره) به مسئولان سياسي و نظامي دستور دادند كه در شوراي عالي دفاع به تهيه و تدوين طرح ها و برنامه هاي كلان دفاعي بطور كلاسيك بپردازند، و با تشكيل سازمان هاي رزمي به امور شهر سازماندهي نيروهاي مردمي جهت اعزام به جبهه همت گماردند.

مقاومت مردمي:

پس از آنكه خط مشي دفاعي از سوي امام راحل(س) تبيين شد، مقاومت خود جوش مردمي در همه جا شكل گرفت به ويژه اين مقاومت در شهرهاي اشغالي ايران توسط ارتش عراق نمود فزاينده¬اي داشت. به طوري كه فرماندهان ارتش عراق و خبرگزاري هاي جهاني زبان به اعتراف گشودند.

¬خبرگزاري رويتر در مورد مقاومت مردم آبادان مي نويسد:

نيروهاي عراقي تحكيم محاصره شهر نفتي آبادان ايران را با حلقه¬اي از فولاد آغاز كرده اند. اما ساكنين شهر مقاومت شديدي نشان مي دهند.(11)

اين در حالي است كه صدام حسين طي محاسبات غلط خويش به فرمانده هايش گفته بود در هر شهري وارد شويد مردم از شما استقبال خواهند كرد. نشريه گاردين از قول يك دهقان پير مي گويد:

ما با چنگ و ناخن به اين زمين خواهم چسبيد. اگر آنها (ارتش عراق) همه چيز را نابود كنند. ما در چادرها خواهيم خوابيد. بعد باز خواهيم گشت و همه چيز را چون ويتنام خواهيم ساخت. سپس مي گويد: اين مقايسه اتفاقي نيست و همه مردم در اينجا مي گويند كه امپرياليسم آمريكا پشت صدام حسين است.(12)

مقاومت در شهرهاي اشغالي به گونه اي مردمي شده بود كه حتي كودكان و زنان دوشادوش پدران و مردان خود در نبرد شركت جستند. اين صحنه هاي حماسي نيز از چشم خبرنگاران پنهان نمايد، به طوري كه گزارش دادند:

در خرمشهر و آبادان كودكان بسياري اغلب در كنار پدرانشان در جنگ شركت داشته اند و يكي از آنها كه 14 ساله بود با افتخار براي خبرنگاران غربي تعريف كرد كه چگونه با دو كوكتل مولوتف تانك عراقي را منهدم كرده است.(13)

اينها گزارش و اعتراف خبرنگاران خارجي از صحنه هاي مقاومت مردم شهرهاي مرزي به همراه جوانان سلحشور و رزمنده سپاه و ارتش مي باشد، كه غالباً به منظور اهداف ديگري به منطقه آمده بودند، اما همايش زيباي مقاومت و حماسه ديني آنها را به حيرت آورد و حداقل واكنش آنها گزارش اين منظره هاي مقاومت و روحيه ايثار و شهادت طلبي مردم بود.

قطعاً منشأ اين مقاومت و پايداري، ايمان و عشق به اسلام و ميهن اسلامي و اطاعت صادقانه از دستور امام خميني (ره) بوده است كه موجب مباهات و سرفرازي ايران اسلامي شده است. به طوري كه امام راحل (ره) در اين باره فرمودند:

آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است، روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي اين عزيزان، كه سربازان حقيقي ولي الله الاعظم ارواحنافداء هستند مي باشد. اين است فتوح الفتوح.(14)

بدين ترتيب ايمان و عشق به خدا رمز مقاومت و پايداري ملت ايران در هشت سال دفاع مقدس بوده است كه از نظر امام راحل(ره) «فتح الفتوح» ناميده شد و در طول ساليان مبارزه همواره به عنوان جوهر دفاع و مقاومت مورد توجه رزمندگان اسلام بوده است.

تخريب مناطق مسكوني، درماني، آموزشي:

ارتش رژيم عراق براي درهم كوبيدن مقاومت مردم در شهرهاي مرزي، خانه ها، بيمارستان ها و اماكن آموزشي را مورد حملات هوايي و موشكي قرار مي داد، كشتن زنان و كودكان در خانه ها و يا بيماران در بيمارستان ها يا دانش¬آموزان در مدرسه ها براي رژيم عراق مفهومي انساني نداشت. اگر چه مجامع خبري داخل عراق در آغاز اين حملات را انكار مي كردند، اما خبرگزاري هاي خارجي از اين جنايت صدام كه بيرحمانه به مناطق مسكوني، درماني و ... حمله مي كردند، خبر دادند، مثلاً گاردين نوشت:

بر اثر حمله نيروهاي عراقي با موشك هاي زمين به مناطق مسكوني در شهر دزفول واقع در جنوب غربي ايران بيش از 100 نفر كشته و 174 نفر مجروح شدند.(15)

بعدها رژيم عراق وقتي ريشه مقاومت مردمي را در ايران اسلامي همگاني يافت. حملات دردمنشانه خود را به ساير شهرها گسترش داد، برخلاف همه موازين بين المللي، به مناطق مسكوني شهرهاي مختلف ايران، مراكز درماني و آموزشي و بناهاي تاريخي و فرهنگي با هواپيما و موشك هاي دوربرد حمله¬ور شد.

واكنش دولت ها و سازمان هاي بين المللي:

پس از وقوع تجاوز سراسري رژيم عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران، دولت ها و مجامع بين المللي واكنش هاي متفاوتي را از خود نشان دادند. دولت هاي منطقه به ويژه عربستان، اردن و كويت حمايت خود را از عراق اعلام نمودند.(16) ملك حسين پادشاه وقت اردن ضمن تماس تلفني با صدام حسين دستاوردهاي ارتش شجاع عراق را تبريك گفت و حمايت كامل اردن با تمامي امكانات خود از عراق را مورد تأكيد قرار داد.(17)

دولت امارات متحده عربي مجدداً تأكيد نمود كه جزاير سه گانه عربي كه از سوي رژيم ايران به اشغال درآمده بايد به اين كشور باز پس داده شود.(18)

اغلب حمايت ها با تمجيد و ستايش از صدام حسين همراه بوده است، مثلاً يك مقام رسمي اردن نزديك به شاه حسين گفت:

صدام حسين يقيناً به عنوان مرد قدرتمند در رهبريت ملي اعراب در خواهد آمد و پيروزي وي در جنگ با ايران اولين عمليات موفقيت آميز نظامي اعراب در طول سال گذشته خواهد بود.(19)

همچنين انجمن ادباي كشور كويت با ارسال تلگرافي به صدام حسين حمايت كامل خود را از عراق در جنگ با ايران اعلام كرد، در اين تلگراف آمده است:

فرز صالح عربيت رفيق صدام حسين- بغداد

افتخار دارم كه تصميم هيأت اداري انجمن ادباي كويت با تمامي اعضاي آن را در حمايت كامل از موضع شجاعانه شما براي باز پس گيري اراضي عراق از غاصبين فارس به اطلاع برسانم... به پيش اي قهرمان عربيت و پيروزي از آن ارتش بزرگ ما باد. (احمد سقاف- دبير كل)(20)

البته صدام حسين اين اظهار ارادت و حمايت ادباي كويت را در تجاوز به آن كشور پاسخ داد و مشاعر ادبا و نويسندگان كويت را به اوج تخيل و قهقرا كشاند.

شوراي همكاري حوزه خليج فارس در كنار صدام حسين عليه ايران صف آرايي كردند.(21) دبيركل اتحاديه عرب طي مكالمه تلفني با دبير شوراي فرماندهي عراق مواضع قوي و عربي صدام حسين را مورد ستايش قرار داد.(22) دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي ضمن ارسال دو تلگراف به صدام حسين و امام خميني خواستار برقراري آتش بس فوري شد.(23)

كشورهاي غربي اگرچه از اقدام صدام حسين راضي به نظر مي رسيدند اما با لحني متناقض به اظهار نظر پرداختند. تا اينكه تدريجاً رژيم عراق با حركت هاي غرب پسند اغلب حمايت آنها را با خود همراه نمود. در اين بين موضع گيري شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان نماد رسمي حل مناقشه، براي همگان قابل توجه بوده تا اينكه «كورت والدهايم» دبير كل وقت سازمان ملل متحد بر اساس ماده 99 منشور، نامه اي بدين مضمون به شوراي امنيت نوشت:

من از گسترش اختلاف بين ايران و عراق نگران هستم، اين امر به عقيده من يك تهديد جدي بالقوه براي صلح و امنيت بين المللي است.(24)

منابع و پي نوشت ها:

1- از خونين شهر تا خرمشهر- صفحه 24.

2- شرق الاوسط- 1/7/1359 برابر با 23/9/1980.

3- اللواء- 7/7/1359.

4- نشريه نيويورك تايمز- 30/9/1980-8/7/1359.

5- نشريه- الشرق الاوسط- 28/9/1980-6/7/1359.

6- نشريه الانوار- 18/7/1359.

7- نشريه اشرق الاوسط 5/8/1359.

8- نشريه السفير- 7/9/1359.

9- صحيفه نور- جلد 13- صفحه 232.

10- صحيفه نور- جلد 13- صفحه 221.

11- نشريه الانوار- 19/10/1980- 27/7/1359.

12- نشريه گاردين- 14/10/1980- 22/7/1359.

13- نشريه گاردين- 16/10/1980- 24/7/1359.

14- صحيفه نور- جلد 13- صفحه 289.

15- نشريه گاردين- 27/10/1980- 5/8/1359.

دكتر اسماعيل منصوري

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=35217

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

پيامي براي تاريخ فردا

(دست نوشته اي از شهيد بهروز مرادي)

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر

حالا فكر كنيد خرمشهر را آزاد كرديم، آن وقت چه كار بايد كرد؟

شهري مثل خرمشهر كه هر خانه اش دست كم چند گلوله توپ و خمپاره خورده و به كلي ويران شده است، خاكش دامن گير است. به خاطرات خصلت هايي كه درون زندگي مردم اين شهر است و برخوردي كه با يكديگر دارند، يك نوع گرما و صميميت خاصي دارد طوري كه هركس به اين شهر بيايد ماندني مي شود، در دلش نمي خواهد برود. با اين كه شهري است گرم و زمستان هاي كوتاه و تابستان هاي بلندي دارد، ولي با همه اين ها زندگي در آن دلچسب است.

بايد از لحظه ها، تاريخ را ساخت. مردم اگر پس از آزادي به اين شهر برگشتند با خانه اي خراب روبرو خواهند شد. اگر بخواهند بنالند از اين كه خانه ندارند و هر چه داشته اند از بين رفته است، بگويند حكومت اين كار را كرده، امام اين كار را كرده، اين نهايت ناشيگري است.

بايد تمام آنهايي كه رفتند و آنهايي كه دو سه بچه دارند و وارد شهر مي شوند، بدانند كه شهر آن شهري نيست كه آن را رها كردند و رفتند. خون ده ها نفر از بهترين جوان هاي اين ديار در كوچه پس كوچه هاي اين شهر جاري شده است. همه جاي اين شهر بوي خون مي دهد، خون جوانان دلير و شجاع ما!

كساني كه پا به خرمشهر مي گذارند نبايد تنها به فكر اين باشند كه سقف و ديوار

خانه هايشان را درست كنند. بايد به فكر اين باشند كه چگونه وحدتي را كه امام مي گويد حفظ كنند. با همان وحدتي كه شاه را سرنگون كردند، با همان وحدت آستين ها را بالا بزنند و براي سازندگي جامعه كوشش كنند.

شهر ما خراب شد، اما جوان هاي ما آباد شدند. جوانهايي كه خام بودند و تنها منتظر بودند مدرسه دخترانه تعطيل شود، كاملاً متحول شدند و به چيز ديگري تبديل شدند.

مادران، فرزندان خردسال خود را طوري پرورش بدهند كه بچه ها در دوران نوجواني و جواني الگويشان بچه هاي قهرماني باشد كه سي و پنج روز تنها و با دستان خالي جلو لشكر دشمن ايستادگي و مقاومت نمودند.

مادران انسان هايي طمع كار پرورش ندهند. انساني كه همه اش از نااميدي و از نتوانستن بنالد. بايد در خانه هاي خرمشهر بچه هايي پرورش يابند كه بتوانند دنيا را آزاد كنند.

بچه هايي كه اكنون كودك هستند در سال هاي آينده بايد طوري تربيت شوند كه بتوانند اسلام واقعي را در دنيا احيا كنند. آ نها بايد سر و جان اسلام در دنيا باشند.

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104882

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خرمشهرفرهنگ نامه مقاومت و ايثار

درباره خرمشهر

خرمشهر فرهنگنامه مقاومت و ايثار، دليري و شهامت و عشق و ايمان رزمندگان ۸سال دفاع مقدس است.

اين شهر در منطقه جنوب خوزستان نزديكترين شهر از راه خشكي و آبي به عراق است.

لذا نيروهاي عراقي از همان روزهاي اول جنگ تحميلي هلهله كنان با تصور اينكه در مدت كمي خرمشهر سقوط خواهدكرد، حمله خود را از مسير شلمچه آغاز كردند. اما طولي نكشيد كه با مقاومت غيرقابل انتظار جوانان اين شهر و نيروهاي ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي روبرو شدند و جنگي تمام عيار و خانه به خانه درگرفت. بيست و پنجمين روز نبرد از شديدترين روزهاي درگيري بود، زيرا يگانهاي متعدد دشمن با پشتيباني تانك ها و زره پوشها كه به شهر نفوذ كرده بودند، در محورهاي مختلف سنگر به سنگر با به شهادت رساندن يامجروح كردن رزمندگان تا بعدازظهر مواضع ما را يكي پس از ديگري تصرف كردند. در نتيجه به مركز شهر (پل خرمشهر) تسلط يافتند. ولي يورش شجاعانه حماسازان خرمشهر در عصر همين روز بارديگر خرمشهر را از سقوط حتمي نجات داد و نيروهاي دشمن عقب رانده شدند. اين مقاومت حماسي دلاور مردان رزمنده، نام خرمشهر را به خونين شهر تبديل كرد. اما فشار روزافزون آتش توپخانه، خمپاره، تانك هاي سرمست و بمبارانهاي لحظه به لحظه هوايي باعث شد كه خرمشهر پس از ۳۵روز مقاومت جانانه به تصرف نيروهاي عراقي درآيد.

نيروهاي دشمن در طول يكسال و نيم تجاوز خود، طي يك رشته عمليات مهندسي پيچيده آن را به صورت يكي ازمحكمترين مواضع پدافندي خود درآورده بودند. واحدهاي مهندسي تابع سپاه سوم ارتش عراق با تخريب سيستماتيك قسمت اعظم شهر وايجاد ميادين مين و كانالهاي زيرزميني، چنان ساختار دفاعي مستحكمي در اين شهر ايجاد كرده بودند كه به فرض احتمال نفوذ نيروهاي ايراني در كليه مواضع و استحكامات پيرامون و داخل خرمشهر، باز او قادر بود در صورت لزوم وارد يك جنگ شهري طولاني با نيروهاي ايراني شود. حتي براي جلوگيري از فرود چتربازان ايراني تيرآهن، ماشين هاي سوخته و نخلها را قطع كرده با فاصله معيني در حوالي خرمشهر علم كرده بود.

پس از اتمام عمليات فتح المبين بلافاصله تخريب مناطق مسكوني خرمشهر توسط واحدهاي مهندسي سپاه سوم عراق به طور جدي آغاز گرديد به گونه اي كه صداي انفجارهاي مهيبي در شرق رودخانه كارون شنيده مي شد. احداث استحكامات در داخل شهر و نحوه تخريب و مين گذاري آن به منظور ممانعت از ورود ما، از شمال و شرق شهر به طور جدي دنبال مي شد.

صدام فكر مي كرد با تصرف خرمشهر و آبادان مي تواند به آرزوي ديرينه خود يعني تسلط كامل براروند برسد، تا اينكه پس از ۱۹ماه اشغال در مرحله سوم عمليات بيت المقدس در تاريخ ۶۱ با رمز «ياعلي بن ابيطالب(ع)» خرمشهر آزاد شد. بيشترين اسير در طول ۸سال دفاع مقدس يعني هجده هزار نفر از نيروهاي عراقي در اين عمليات به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.

از نقاط مهمي كه به عنوان يادهاي سبز در خاطرات رزمندگان و مردم ما باقي مانده است، مي توان ميدان مقاومت، مسجد جامع، شلمچه، بندرگمرك خرمشهر، پل خرمشهر، پل نو، نهرعرايض، نر خين و … را نام برد.

معاونت عمليات فرهنگي

اداره فرهنگي سپاه پاسداران

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104870

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بررسي عمليات بيت المقدس از زبان شهيد حسن باقري

درباره خرمشهر

حوادث و پديدههاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران، اگر از زبان فرماندهان نظامي درگير در صحنه عمليات بيان شود، حاوي اطلاعات و واقعيات مهمي است كه در شناخت ابعاد جنگ اهميت خاصي دارد، به ويژه آن كه اين بررسي در متن حادثه صورت گرفته باشد. بدين منظور مركز مطالعات و تحقيقات جنگ جمعبندي و تحليل شهيدحسن باقري را در عمليات بيتالمقدس كه از سند شماره 6025 اين مركز تهيه شده، ارائه ميكند.

پس از روزهايي كه قرار بود عمليات خرمشهر انجام شود، طرح عمليات به اين صورت شد كه از آبادان به سمت خرمشهر نيرو بيايد، قرارگاه فتح، خرمشهر را محاصره كند و قرارگاه فجر، عرايض را تأمين كند و قرارگاه نصر، در امتداد دژ پايين بيايد و منطقه اروندرود را تأمين كند.

نكتهاي كه وجود داشت و از نظر نظامي حدس زده ميشد، اين بود كه عراق در سه كيلومتري شلمچه - كه ما هستيم - هيچگونه ضدحملهاي انجام نميدهد و خيلي راحت رفت و آمد ميكند و اهميت زيادي به رفت و آمدها نمي دهد، تخمين زده ميشد كه عراق اقدام به احداث پلي روي اروندرود كرده، طول و عرض آن هم زياد است، ولي قطعاً در اين حد فاصل، پلي براي عراق وجود دارد. عراق مطمئن است منطقه تحت اشغالش را حفظ ميكند، البته، صدام شمال خرمشهر را كه بين مارد و جاده آسفالتي بود، رها كرد و از طرف جنوب به يك خاكريز آمد و در آن جا مستقر شد و ديگر هيچ نشانهاي از اين كه عراق عقبنشيني كند و خرمشهر را تخليه كند وجود نداشت، به خصوص با عكس هوايي كه گرفته شد، اين حدس به يقين مبدل شد كه عراق در (اروند) در حدود شش كيلومتري شرق شلمچه پلي احداث كرد.

شناساييهايي نسبت به سربند عراقي ها انجام شد، در بعضي محورها، سيم هاي تلفن در خط خودمان و خط دشمن كشيده شد و ميدان هاي مين پاكسازي و قرار شد كه عمليات در مرحله آخر انجام شود، عمليات در ساعت 22:30 شب آغاز شد. مشكل اين مرحله از عمليات به آن دليل بود كه خط عمليات سراسري بود، يعني در حدود دوازده، سيزده كيلومتر حدود شش نفر نيرو كه مي خواستند به اين خط بدهند به هيچ وجه مسائل هماهنگي رعايت نميشد. نيرو هم صبر نمي كرد، براي اين كه بقيه نيروها در منطقه بودند، عراق هم جلوي سربند سيم خاردار و مين گذاشته بود... .

تيپ حضرت رسول (ص) اولين نيرويي بود كه به سربند رسيد و با تيپ 22 عراق درگير شد و به داخل نفوذ كرد. تيپ دزفول با مشكلاتي از قبيل ميدان مين و آتشي كه عراق روي دشت داشت با يك مقدار تأخير توانست به مواضع دشمن نفوذ بكند و در ادامه دژ حركتش را به سمت پايين انجام داد و در تقاطع دژ و جاده آسفالت به صورت نيروهاي پدافندي مستقر شد.

تيپ حضرت رسول (ص) به دليل اين كه كمي صبر كرد تا تيپ دزفول بيايد، نتوانست خودش را به پل عراق در روي اروند برساند و تمام سعي بر اين شد كه خاكريز در شمال خين زده بشود و به موازات خين پدافند بكنيم، به دليل اين كه امكانات كم بود، نيروها زير پل بودند، براي همين در فاصله 48 ساعت بعد از آغاز عمليات، زير جاده آسفالت مجدداً به تيپ دزفول واگذار شد، در ضمن دژ تا جاده آسفالت بلند و قابل قبول بود، به سمت خين، فاصله دژ بيشتر از سه سانتي متر نبود و لازم بود كه جنوب جاده آسفالت به تيپ دزفول و قسمت غربي و جنوبي جاده كه به موازات خين بود به نصر دو واگذار شود.

در سمت جنوب جاده آسفالت - كه دژ و خاكريزش را بلند كردند - تيپ دزفول مستقر شد، بعد تيپ حضرت رسول (ص) با تيپ دو لشكر يك خط موازي را در خين تشكيل دادند، در حدود سه شب بعد از آغاز عمليات، قرار شد كه تهاجمي براي انهدام پل و تأمين خين صورت گيرد، اما تهاجم دير آغاز شد، بنابراين، نيروها به پل حمله كردند و توانستند پل را پيدا كنند و به داخل جزيره (بوارين) بروند، ولي عراق در جزيره بوارين، نيروي پياده زيادي گذاشته بود؛ زيرا حدس زيادي ميزد كه ما بخواهيم از سمت پل به بصره برويم، ولي از طرفي نمي خواست كه پل را خراب كند.

در اين جا، دو حدس زده ميشد، نخست اين كه حفظ جزيره بوارين براي عراق مفيد بود و اگر ما به اين جزيره مي رسيديم، عراق تأمين شط العرب را از دست ميداد، مسئله دوم اين بود كه عراق درصدد بود هميشه يك جناح جنوبي را در صحنه عمليات داشته باشد كه اگر خواستيم عمليات را به سمت غرب ادامه دهيم او بتواند براي تهديد نيروهاي اسلام از جناح جنوبي استفاده كند، آنها نيروها را با فشار بيرون زدند، ولي گفته مي شد كه روي پل، پنجاه كيلو مواد گذاشتهاند كه با پرتاب يك توپ و انفجار مواد منفجره پل نيز منفجر شده است.

مسلم است كه پل اصلي اروند در اختيار عراقيهاست، عراقيها براي رفت وآمد تا جزيره بوارين از پل استفاده ميكنند، وضعيت كنوني عراق در شمال خين خط خيلي ضعيفي است، نيروي پياده مقابل خودش را مين گذاري كرده و به آن صورت آن جا را خطري تهديد نميكند، عراق بيشتر براي تهديد جناح جنوبي عمليات، شمال خين را نگه داشته است، كار ديگري كه درباره خين كرده بود اين كه خاكريز جنوب خين را - كه سمت خودش است - حدود سه متر بلند كرده و خاكريز سمت ايران را يك مقدار تراشيده و به پايين آورده بود، به طوري كه نيروها نميتوانستند براي شمال خين مستقيماً خط پدافندي داشته باشند.

**گزارش وضعيت تيپ 46 فجر

مسئلهاي كه من داشتم، اين بود كه قضيه خرمشهر با اطمينان انجام شود، مشكلاتي كه در طول اين عمليات داشتيم به دليل وجود حالت اضطراب در بين بچهها بود، اين نظر كه اگر عمليات خراب شود قضيه چه خواهد شد اين بود كه همه تلاشها براي اين بود كه مسئله به صورت محكم انجام شود. ما مطمئن بوديم به حول و قوه خداوند، قضيه خرمشهر حل خواهد شد، طرحي كه داده مي شد طوري نبود كه يك فرد فقط براي انجام آن كار كند، نه، چيزهاي ديگري است كه بايد به خاطر آنها كار كرد.

خلاصه قرار شد كه ما از عمليات (برون مرزي) صرفنظر كنيم، اگر تيپ قرارگاه فتح كارآيي دارد، بيايد خرمشهر را محاصره كند، طوري كه ممكن است محاصره قوي شود و مطمئن شوند كه كسي از خرمشهر بيرون نميرود. از طرف ديگر، قرارگاه فتح بيايد نهر عرايض را تأمين كند، براي اين كه كار تأمين بدون اشكال باشد و با ضد حملههاي عراق از سمت غرب مواجه نشوند، قرارگاه نصر هم يك مدت ادامه منطقه دژ را تأمين كند كه عراق نتواند عكسالعملي يا عملياتي انجام بدهد.

عراق با اين كه مي دانست چهارده هزار نفر از نيروهايش در خرمشهر هستند، نتوانست هيچگونه ضد حملهاي را در منطقه غرب و شلمچه انجام دهد، براي اين كه نيروهاي ما اين اجازه را به (عراق) نميدادند. البته، طرح به صورت كلاسيك نبود، براي همين هم برادران ارتش با اين طرح موافق نبودند، هنوز هم كه هنوز است ميگويند طرح، طرح خوبي نبود.

**شرح مسائلي كه در طول اين عمليات مطرح بود

قرارگاه فتح مسئول محاصره خرمشهر بود. هم چنين، فاصله دژ و مرز عراق حدود دو كيلومتر بود كه اين دو كيلومتر از نظر زمين هيچ اجازهاي را به عراق نمي داد. شنيديم كه عراق نتوانست ضدحملهاي را براي آزاد كردن خرمشهر انجام بدهد و نيروها را از المنصور به منطقه مي آوردند، در ضمن لشكر هفت پياده عراق هم بود، ولي ديديم كه لشكر هفت پياده را نتوانست وارد عمل بكند، مي خواست از طريق پل اروند بياورد وارد عمل كند، ولي به دليل باريك بودن معبر منطقه و تشكل كامل نيروهاي اسلام ،از نيروهاي پياده نيز نتوانست استفاده كند و به لطف خداوند خرمشهر آزاد شد.

تهيه و تدوين: روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104867

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ناگفته هايي از حماسه مقاومت

درباره خرمشهر

- بدون شك نگاهي هر چند كوتاه به برخي نكات بارز و مهم جنگ ، خالي از لطف نبوده و چه بسا انسان را براي مطالعه بيشتر در زمينه مورد نظر تشويق و تحريص نمايد.

عراق پيش از حمله متجاوزانه به خاك ايران نقشه هايي در كتاب هاي درسي مدارس چاپ كرده بود كه از خوزستان ايران به عنوان «عربستان» نام برده به جاي آبادان نوشته شده بود «آبدانا» به جاي خرمشهر «محمره» به جاي سوسنگرد «خواجيه» و به جاي اهواز «الاحواز» .

مهرماه سال ۵۹ هنگامي كه ارتش تا دندان مسلح عراق در برابر تعداد كمي از رزمندگان محلي مستقر در خرمشهر زمينگير شد و ۴۵ روز تلفات داد تا بتواند شهر را بگيرد در توجيه مقاومت سپاه و نيروهاي مردمي در خرمشهر، راديو عراق براي اين كه بر اين افتضاح عظيم ارتش عراق سرپوش بگذارد اعلام كرد «مقاومت نيروها در خرمشهر در اثر ترس از جوخه هاي اعدامي است كه به منظور اعدام افراد فراري از جبهه در پشت سر نيروهاي ايراني تشكيل شده است.»

عراق براي اشغال خرمشهر در پاييز سال ۱۳۵۹ كه فقط ده ها تن از بچه هاي سپاه و بسيج و مردم محلي با كمترين سلاح و مهمات در آن بودند ۴۵ روز پشت دروازه هاي خرمشهر جنگيد و تلفات داد.

- در عمليات «بيت المقدس» ارديبهشت خرداد سال ۱۳۶۱ كه منجر بر آزادسازي شهر خرمشهر و مناطق وسيعي از جنوب كشور شد ، ارتش عراق به جاي گذاردن ۱۶ هزار كشته و زخمي و ۱۹ هزار اسير، مجبور به فرار شد.

- در عمليات «بيت المقدس» ۵۴۰۰ كيلومتر مربع از اراضي جمهوري اسلامي از جمله مراكز مهمي چون شهر خرمشهر، هويزه و پادگان حميد، طي ۲۵ روز نبرد سخت توسط رزمندگان اسلام از اشغال دشمن آزاد گرديد.

- خرداد سال ۶۱ رزمندگان اسلام فقط در يك روز و نيم نبرد در خرمشهر، كه ده ها هزار سرباز عراقي مجهز به پيشرفته ترين سلاح، تانك و تجهيزات در آن مستقر بودند، اين شهر را آزاد كردند.

- درعمليات بزرگ فتح المبين، تبليغات عراق از «تارومارشدن ۱۲ لشكر ايران» ، در حملات موفق عراق و «به كنترل گرفتن اوضاع جبهه هاي شوش و دزفول» سخن گفت و در عمليات بيت المقدس كه به آزادسازي خرمشهر انجاميد، عراق از «وارد آوردن خسارات سنگين به نفرات و تجهيزات ايراني ها» و «سركوب نيروهاي ايراني و به اسارت گرفتن آن ها» سخن به ميان آورد.

- عراق در سال ۶۱ سنگين ترين ضربه ها را از ايران خورد كه عمده آن فتح خرمشهر بود. در آن سال، رژيم متجاوز صدام، هر لحظه كار خود را تمام شده مي دانست ولي با كمك هاي تسليحاتي و مالي كشورهاي غربي از جمله آمريكا اين ضعف را جبران كرد.

صدام در مراسم اعطاي نشان به «حميد شعبان» فرمانده نيروي هوايي عراق، در اين باره گفته است:

- سال ۱۹۸۲ م (۱۳۶۱) براي ما سال خيلي دشواري بود. در آن سال مجمره (خرمشهر) عقب نشيني كرديم كه از بوق و كرناهاي ايران، آهنگ اشغال بصره و اشغال سرزمين هاي عراق شنيده مي شد. به زعم همه اين ها، تصميم گرفتيم فقط از بغداد دفاع كنيم. چون با خود گفتيم بايد به فكر آن لحظه بود كه سربازان ايراني به پيش مي تازند و به سوي بغداد مي آيند. از اين رو گارد رياست جمهوري را فقط براي دفاع از بغداد بسيج و آماده كرديم.

بنا داشتيم گارد رياست جمهوري را در اطراف شهر بغداد مستقر كنيم تا بتواند در خارج از پايتخت همراه با پرسنل ديگر ارتش با دشمن پيكار كند. »

- ارديبهشت سال ۱۳۶۱ در هنگامه عمليات بيت المقدس و آزادي خرمشهر،» الكساندر هيگ «وزير جنگ آمريكا به وزراي پيمان « ناتو » گفت:«پيروزي هاي ايران منافع آمريكا را به خطر انداخته است».

- هنگامي كه ارتش عراق پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوي ايران، مجدداً به خاك ايران تجاوز كرد و تا ديوارهاي خرمشهر پيش آمد، حضرت امام خميني(ره) در پيامي به فرمانده كل سپاه بر ضرورت حفظ خرمشهر تاكيد كرده و فرمود:«اينجا نقطه شكست و پيروزي اسلام يا كفر است. بايد متر به متر جنگيد. اينجا نقطه اي است كه حيات سپاه و عدم حيات سپاه در همين جاست ».

منبع: روزنامه همشهري ، ويژه نامه سالروز آزادي خرمشهر سال 84

نويسنده: علي رضا حسيني

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104874

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مقاومت مردمي و شكست طرح پيروزي برق آسا

درباره خرمشهر

جنگ ايران و عراق يكي از طولاني ترين و پرهزينه ترين درگيري هاي نظامي در تاريخ معاصر (قرن بيستم) رويداد تلخي بود، با ابعاد و تاثيرات منطقه اي و گسترده جهاني؛ جنگي كه در بستر مجموعه اي از عوامل و زمينه هاي متفاوت تاريخي و سياسي شكل گرفت.

با هجوم وحشيانه دشمن به خرمشهر و ادامه پيشروي به قصد اشغال اين شهر آرام آرام خرمشهر به صورت نظامي در مي آيد وهمه مردان و زنان دلاور اين شهر آماده يك مقاومت حماسي وسرنوشت ساز مي شوند.

در روز2/7/59 حدود 200 نفر به شهادت رسيدند و عده زيادي مجروح شدند. نتيجه هجوم 3روز دشمن شهادت 480 غيرنظامي از زن و مرد و كودك جراحت بسياري از مردم و ويراني ساختمانها بود.

بسياري از انبارها و تاسيسات طعمه حريق شده بودند. اغلب ادارات بدون تخليه امكانات و اسناد تعطيل شده بود. هرچند گاه يكي از آنها دستخوش حمله دشمن مي شود. برخي از اركان ارگانها بي وقفه در تلاش براي انجام اقدامات ضروري و امداد رساني هستند.

ترك شهر توسط خانواده ها وكساني كه توان مقابله ندارند همچنان ادامه داشت. اما عده بسياري هم تصميم به دفاع گرفته و به نداي امام (ره) لبيك گفتند.

با نزديك شدن دشمن به دروازه هاي شهر هركس كه امكاناتي در اختيار داشت به ميدان مي آورد تا گوشه اي از بار جهاد و مبارزه را بر عهده گيرد. آنها كه سلاحي داشتند رودرروي دشمن قرار گرفتند و آن كس كه دستش خالي بود در پي يافتن سلاحي يا برداشتن اسلحه به زمين افتاده اي يا درصدد پشتيباني جهاد گران بود. گروه هاي امداد تشكيل شده و رسيدگي به مجروحين و آسيب ديدگان را به عهده گرفتند.

نزديك شدن مهاجمين بعثي به شهر نشانگر عدم وجود سازماندهي براي دفاع از مرز و نبز آشكار شدن ضعف نيروهاي نظامي مدافع نقاط مرزي بود. ستاد عمليات خرمشهر (ستاد جنگ) نه فرمانده توانايي داشت كه از امكانات موجود بهره لازم را ببرد و واحدهاي از هم گسيخته ارتش و زاندارمري را سازماندهي كند و از سرعت دشمن بكاهد و نيز نيروهاي مردمي را به كار گيرد و نه نيروي سازمان يافته ديگري در اختيار داشت كه جانشين يگانهاي منهدم شده كند. لذا پس از 3 روز خرمشهر مورد تهديد اساسي قرار مي گيرد.

ماموريت تصرف وپاكسازي خرمشهر به گردانهاي هشتم و نهم از تيپ 33 نيروي مخصوص واگذار شده بود. اين نيروها بر مبناي فرماندهي سپاه سوم مدافعان شهر را اندك و فاقد روحيه پنداشته وتصور مي كردند كه ماموريت پاكسازي را حداكثر طي چند ساعت و با موفقيت به پايان خواهند رساند. گردان هشتم نيروي مخصوص در خط مقدم درگيري و به دنبال آن گردان نهم پس از چند روز درگيري در منطقه مرزي در تاريخ 7/7/59 پانصد متري پل نو رسيدند.

اولين مقاومتهاي شديد رزمندگان اسلام دراين منطقه ضايعات و خسارات قابل توجهي به نيروهاي دشمن وارد ساخت. ايجاد موانع متعدد و به دنبال آن كندي در پيشروي موجب شد تادشمن در خرمشهر را به گردان نهم محول كند. علاوه بر اين به منظور تصرف پل نو وتسهيل در پيشروي به سمت خرمشهر گردان تانك "الحسن" وابسته به تيپ 6 زرهي از لشكر 5 مكانيزه عراق به منطقه اعزام شد و به پيشروي به سمت پل نو و درگيري در حوالي "سوله ها" اقدام كرد. اما تلاش جديد دشمن نيز نتيجه مطلوب در پي نداشت. لشكر 3عراق براي عبور از رودخانه كارون در انتظار پيشروي تيپ 33 نيروي مخصوص و گردان تانك الحسن به سمت خرمشهر و تامين جناه چپ لشكر بود. عدم موفقيت تيپ 33 از يك سو و ضرورت پيشروي سريع تر به سمت خرمشهر از سوي ديگر وضعيت جديدي را براي دشمن به وجود آورد. دشمن پس از بررسي راهكارهاي مناسب بندر خرمشهر را بعنوان محور پيشروي در دستور كار قرار داد.

جمع بندي نيروهاي مهاجم در اولين مرحله از تهاجم و مواجه شدنشان با مقاومت نيروهاي خودي در مرز خرمشهر و در حد فاصل مرز تا پل نو و نيز در پل نو نشان دهنده تغيير ذهنيت دشمن بود كه در ابتداي دست يابي به شهر را سهل مي پنداشته و مقاومت را بسيار ناچيز و اندك براورد كرده بودند. بدين ترتيب گردان هشتم حمله خود را بسوي بندر خرمشهر آغاز كرد. عدم حضور مدافعين خرمشهر در بندر موجب سهولت پيشروي نيروهاي دشمن در ابتداي حمله در اين محور گرديد.

فرماندهي لشكر 3 كه در اين زمان ضمن پيشروي در شمال سيل بند خرمشهر در انتظار گشودن دروازه هاي شهر بود با دريافت گزارش پيشروي در بندر ضمن استقبال از وضعيت بوجود آمده دستور ادامه پيشروي در همين محور را صادر كرد. همچنين مقرر گرديد كه درگيريهاي محدودي در جاده شلمچه به سمت خرمشهر انجام شود تا نيروهاي داخل بندر بتوانند به سهولت به حركت خود ادامه دهند.

مدافعين خرمشهر نيز بلافاصله پس از اطلاع از ابعاد و گسترش تحركات جديد دشمن بخشي از نيروهاي خود را به داخل بندر اعزام و به حمله و مقاومت در برابر دشمن مبادرت كردند. در اين هنگام عملا درگيري با نيروهاي دشمن به تناسب محورهاي تهاجم در سه منطقه روي جاده شلمچه در شرق پل نو در داخل بندر خرمشهر و روي سيل بند خرمشهر متمركز شده بود. رزمندگان اسلام در بندر خرمشهر با حمله به نيروهاي دشمن موجب عقب نشيني آنها تا پل نو شدند و در نتيجه اين يورش دليرانه رعب و وحشت شديدي بر دشمن مستولي شد. در اين وضعيت فرمانده نيروهاي دشمن در خرمشهر ضمن تقاضاي كمك از لشكر 3 ضمن قول مساعدت مبني بر اعزام نيروهاي كمكي بر لزوم حفظ موقعيت مذكور تاكيد نموده و دستور پيشروي به داخل شهر را به نيرويي مركب از گردان تانك ابولحسن و گردان 3مكانيزه از تيپ 15 مكانيزه و گردان 1 از تيپ 49 ابلاغ كرد. نيروهاي تقويت شده دشمن موفق به ورود در مدخل شهر شدند. در همين زمان نيروي دشمن در داخل بندر نيز همچنان به تلاش براي پيشروي ادامه مي داد.

ورود دشمن به دروازه خرمشهر سبب تغيير محورهاي مقاومت شد.

طوري كه بخشي از نيروها در كشتارگاه و بخشي ديگر در ساختمان هاي كوي طالقاني و بخشي نيز در راه آهن درگير شدند.

نصور دشمن تا اين زمان اين بود كه با ورود به دروازه هاي شهر مقاومت مدافعان شهر در هم شكسته و شهر سقوط خواهد كرد ولي در كمال ناباوري خود را با مقاومت شگفت انگيز و قهرمانانه اي مواجه ديدند.

روز دهم مهرماه 59 براي مدافعين خرمشهر علي رغم سختي و دشواري فراوان روز موفقي محسوب مي شد. در اين روز جنگ تن و تانك در آستانه خرمشهر در گرفت.

درميدان راه آهن مدافعين شهر چون صاعقه بر تانك هاي دشمن فرود آمده و با پرتاب نارنجك وكوكتل مولوتف آنها را يكي پس از ديگري منهدم كردند و دشمن كه با تقويت نيروهايش در نظر داشت كه با يك خيز بلند شهر را تصرف نمايد عليرغم تصرف كشتارگاه و ورود به ميدان راه آهن مجددا متحمل شكست شد و اقدام به عقب نشيني كرد. شدت و سرعت رزمندگان اسلام كنترل نيروهاي شكست خورده و متوحش دشمن را از دست فرماندهان آنها خارج كرده بود.

برخي از عناصر دشمن تا حوالي پل نو فرار كرده بودند.

هرچند شهامت رزمندگان اسلام در تمام دوران مقاومت در خرمشهر ستودني و غيرقابل توصيف بود اما روز دهم مهرماه جلوه ديگري داشت. در اين روز شكستي تلخ و ناگوار به نيروهاي دشمن تحميل و در جمع رزمندگان جشن و سروري معنوي حاكم شد. در پي پيدايش وضعيت جديد دشمن ضمن تقويت نيرو و روحيه فرماندهان خود مصم گرديد كه پيشروي را هر چند در قالب هاي كوتاه ادامه دهد لذا براساس طرح ريزي جديد در سپيده دم 13/7/59 تهاجم سنگيني را آغاز كرد و پس از تلاش فراوان تنها موفق به 50 متر پيشروي در داخل بندر شد و اين بار نيز تحمل ضايعات فراوان از يك سو و يورش رزمندگان اسلامبه قرارگاه تيپ 33از سوي ديگر دشمن را از پيشروي باز داشت.

با اين وضعيت دشمن مجددا اقدام به تقويت نيروهاي خود كرد تعجيل لشكر3 براي اشغال خرمشهر و پيوستگي اين اقدام با عبور نيروهايش از رودخانه كارون و تصرف آبادان موجب شد تا فرماندهان لشكر در پايان روز 13مهر با تشكيل يك جلسه فوري بر ضرورت پيشروي سريع و اشغال شهر تاكيد نمايند.

حمله نيروهاي عراق برابر طرحي جديد اغاز گرديد اما مقاومت مردم بار ديگر دشمن را متوقف كرد و عراقي ها به ميزان بسيار در اين مرحله براي ورود به داخل خرمشهر چند علت اساسي داشت:

1- عدم شناخت دقيق از اوضاع داخل شهر.

2- حضور رزمندگان اسلام در داخل شهر ومشكلات ناشي از مقاومت آنان و نيز هراس دشمن از جنگ شهري

3- خالي شدن پشت سر يگانها، در صورت ورود به داخل شهر و امكان دور خوردن و محاصره نيروها در داخل شهر و نيز احتمال تفرقه يگان ها از يكديگر.

با توجه به اين مشكلات و وضعيت موجود، سر لشكر عبد الرحمان پيشنهاد كرد، نيروهايي از جيش الشعبي براي كنترل مناطق اشغالي در نظر گرفته شوند و تيپ 26 زرهي نيز تحت امر او قرار گيرد.

بر همين اساس طراحي كه شامل تهاجم از چند محور و سازماندهي جديد نيروها بود به تصويب رسيد. ويژگي اصلي اين مرحله از تهاجم، استفاده دشمن از آتش پشتيباني پر حجم، همزمان با آغاز حمله در 16/7/59 بود. اجراي آتش سنگين، خسارات فراواني را بر خرمشهر وارد كرد و ستونهاي عظيم دود حاصل از آتش سوزيهاي متعددف آسمان شهر را سياه نمود.

طي اين مرحله، نيروهاي دشمن ضمن پيشروي داخل بندر، به مركز شهر نيز نزديك شده و ساختمان هاي پيش ساخته را به تصرف درآوردند، اما جاده خرمشهر – اهواز همچنان در تصرف نيروهاي خودي قرار داشت.

به دنبال پيشروي نيروهاي عراقي در ساختمانهاي پيش ساخته در شمال و در فاصله حدود يك كيلومتري پليس زاه خرمشهر، تدريجا مقاومت در خرمشهر ابعاد تازه تري به خود گرفت. در ابتداي امر كمتر از 10 نفر از مدافعين خرمشهر در ساختمانهاي پيش ساخته عليه دشمن مقاومت مي كردند ولي با آغاز پيشروي عراقي ها در اين محور، نيروهاي تكاور ارتش و افراد بومي خرمشهر به همراه ساير نيروها روانه منطقه شدند. فشار سنگين دشمن در اين محور، موجب گرديد تا مدافعين خرمشهر، سرانجام اقدام به عقب نشيني كرده و در حوالي پليس راه خرمشهر استقرار يابند.

دشمن بين روزهاي 14 تا 16 مهر، پس از تقويت و سازماندهي جديد توانست به داخل شهر نفوذ كند، ولي مسجد جامع شهر به صورت پايگاه مقاومت و سازماندهي نيروها، همچنان در اختيار رزمندگان اسلام بود.

پل خرمشهر نيز به عنوان محل اتصال بخشهاي غربي و شرقي شهر، جهت تامين عقبه نيروهاي خودي، در تسلط مدافعين شهر قرار داشت. پيشروي دشمن با خيزهاي كوتاه، با وجود تحمل خسارت و ضايعات سنگين ادامه داشت و مدافعين شهر علي رغم تغيير مواضع همچنان مقاومت مي كردند. دشمن نيز به دليل عدم موفقيت قابل توجه و چشمگير نيروهايش در ساير محورهاي تهاجم در جبهه جنوب و از طرفي نياز حاكمان بغداد به دستاوردي كه بتواند بر مبناي آن تهاجم به جمهوري اسلامي را توجيه نمايد، همچنان براي تصرف خرمشهر تعجيل داشت و اصرار مي ورزيد. به اين ترتيب رژيم عراق كه قصد داشت سه روزه خوزستان را اشغال كند و به سرعت به اهداف خود برسد با گذشت چند روز از آغاز تهاجم و به كارگيري بخش اعظم ارتش عراق، نه تنها در اشغال استان خوزستان موفقيتي كسب نكرده، بلكه پشت دروازه هاي خرمشهر مجبور به توقف شدند. لذا با شكست طرح اوليه رژيم عراق (طرح پيروزي برق آسا) در جنگ عليه جمهوري اسلامي كه با از جان گذشتگي رزمندگان و بسياري از مردم نقاط مرزي، به خصوص مردم خرمشهر كه سد محكمي در مقابل هجوم گسترده ارتش عراق ايجاد كردند حاصل شد.

رژيم عراق در هفتمين روز جنگ هماهنگ با پشتيبانان جهاني خود در شوراي امنيت سازمان ملل پيشنهاد آتش بس مي دهد. شوراي امنيت در تاريخ 6/7/59 اولين قطعنامه (قطعنامه 479) را در مورد جنگ عراق عليه ايران صادر كرد و ضمن آن خواستار توقف جنگ شد.

در اين قطعنامه اشاره اي به متجاوز و لزوم عقب نشيني متجاوز به پشت مرزهاي بين المللي نشده بود.

در هفتمين روز جنگ، صدام حسين، رئيس جمهور عراق پيشنهاد آتش بس فوري و آغاز مذاكره كرد. به اين ترتيب شكست طرح پيروزي برق آساي رژيم عراق اعلام شد و دشمن در صدد برآمد با پيشنهاد آتش بس، آمادگي لازم را براي ادامه جنگ گسب كند و يا صلح خفت باري را به جمهوري اسلامي تحميل نمايد.

دلاور مردان خرمشهري در آغاز جنگ تحميلي 35 روز با كمترين مهمات و پشتيباني قهرمانانه، زير باران گلولههاي خمپارهو توپ و تهاجم تانكهاي دشمن بعثي مردانه ايستادند و يكي پس از ديگري شهد شهادت را چشيدند، عزيزاني كه خون سرخ و مطهرشان خرمشهر را خونين شهر ساخت.

از آن پس بت شكنان زمانه بر در و ديوار شهر نوشتند: "خونين شهر ما ميآييم".

خرمشهر پس از 35 روز محاصره در روز 4 آبان ماه 1359 اشغال شد واشغال آن 20 ماه به طول انجاميد تا

در روز 3 خرداد ماه 1361 در عمليات بزرگ بيت المقدس به ميهن عزيزمان بازگشت.

نويسنده: سيد ابراهيم نقوي

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104873

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

در آستانه اقتدار وضعيت جنگ تا فتح خرمشهر

درباره خرمشهر

آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران و حمله به دولتي كه هنوز كاملاًمستقر نشده و ساختار جديد آن به طور كامل سمت و سوي خود را بازنيافته فشار بسيار زيادي به جمهوري اسلامي وارد ساخت. در اين ميان، مهم ترين مسأله در هم ريختگي نيروهاي مسلح سنتي و عدم انسجام نيروهاي نظامي انقلابي (سپاه و بسيج) بود كه اين امكان را براي دشمن فراهم كرد تا به فكر حمله به كشورمان بيفتد. با اين ، وجود دو عامل اساسي مانع از آسيب ديدن نظام جمهوري اسلامي شد: نخست، انگيزه انقلابي مردم و دوم، رهبري مقتدر و شايسته حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه.اين عوامل علاوه بر غلبه بر وضع انفعالي و آزادسازي مناطق اشغالي، در دوره تنبيه متجاوز و همچنين تا پايان جنگ در مهار بحران ها و حوادث بزرگ كارساز بودند.

در حالي كه بخش هاي وسيعي از سرزمين ايران بويژه مناطق نفت خيز كه شاهرگ اقتصادي كشور به شمار مي رفتند در اشغال دشمن قرار داشتند، نظام انقلابي براي حفظ و تثبيت خود و نيز حفظ مشروعيت انقلابي، بايد كارآمدي خود را در اداره و حل جنگ نشان مي داد. در غير اين صورت و نيز چنانچه قادر به آزادسازي سرزمين ها نمي بود، بايد در سازش ديپلماتيك علاوه بر تن دادن به شروط دشمن، خود نيز قدرت را واگذار كرده و از آرمان هاي انقلابي عدول مي كرد.

در اين راستا، عدم تطابق هدف هاي رئيس جمهوري مخلوع وقت (بني صدر) با افكار عمومي برتري نظامي در صحنه جنگ را با مشكل جدي مواجه ساخته بود. با وجود اين وضع روانه شدن نيروهاي مردمي به جبهه، در ابتدا توانست از پيشروي بيشتر عراقي ها جلوگيري كند. كارآمدي اين نيروها به اندازه اي بود كه توانست دشمن را تا ۳۵ روز، از دستيابي به خرمشهر ناكام بگذارد و از تسلط كامل ارتش عراق بر آبادان جلوگيري كند.

بحران هاي داخلي

پس از شكست عمليات كلاسيك به رهبري بني صدر، رئيس جمهور وقت جنگ را از جبهه ها به داخل كشور كشاند. اتحاد وي با گروهك تروريستي منافقين، موجب تشديد درگيري منافقين عليه مردم و سران نظام اسلامي شد كه شهادت بسياري از مردم كوچه و بازار و همچنين شماري از برجسته ترين نيروهاي انقلابي همچون آيت الله بهشتي، حجت الاسلام والمسلمين باهنر و شهيد رجايي را در پي داشت. در اين وضع، جبهه هاي جنگ دومين هدف ملي به شمار مي رفت، نظام سياسي كه موجوديت خود را از ناحيه دشمن بيروني در خطر مي ديد، نخست بايد خود را از تعرض دشمن داخلي نجات داده و حفظ مي كرد. بنابراين، با عزل بني صدر از قدرت بحران فروكش كرد و امكان رويكرد مجدد به مسأله جنگ فراهم شد. با اين تفاوت كه اين بار، با يكپارچگي و امكان نيروهاي انقلابي براي ايفاي نقش در صحنه نبرد، زمينه بيرون راندن ارتش عراق بيش از پيش فراهم شد.

شروع سلسله عمليات موفق موسوم به «طرح كربلا»

در شرايط جديد، سپاه و بسيج در كانون تصميم گيري و اقدام حضور يافتند و با بهره مندي از توان ارتش، دور جديدي از عمليات نظامي را طراحي كردند و قرارگاه مشترك ارتش و سپاه، سلسله عمليات «طرح كربلا» را به اجرا گذاشت. هنوز۳ ماه از ماجراي خرداد ۱۳۶۰ (بحران داخلي) نگذشته بود كه عمليات ثامن الائمه (ع) در ۵ مهر ۱۳۶۰ در محور آبادان و با هدف شكستن محاصره اين شهر، با موفقيت كامل انجام شد. اين پيروزي كه بيش از هر چيز، مرهون روش جديد در جنگ بود و با اتكا به روش هاي مردمي انجام شده بود و همچنين وحدت و همدلي نيروهاي مسلح در آن نقش داشت،زنگ خطر جدي براي ارتش عراق به شمار مي رفت. پس از اين عمليات نيروهاي خودي بدون از دست دادن زمان و با جمع كردن نيرو و تجهيزات، عمليات دوم را با نام «طريق القدس» در محور بستان و در ۸ آذر ۱۳۶۰ انجام دادند. مهم ترين ويژگي اين عمليات، گذاشتن فلش حمله از زمين هاي رملي بود كه دشمن براساس روش كلاسيك، امكان حمله از اين محور را منتفي مي دانست اما چنين شد و با آزاد شدن شهر بستان، پيروزي بزرگ ديگري به دست آمد. اين موفقيت، فرماندهان ارتش و سپاه را بر آن داشت كه به اجراي عمليات ادامه دهند و از شوك وارد شده به دشمن به گونه اي شايسته بهره برداري كنند. از اين رو، در ۳ ماه، سپاه تلاش زيادي براي افزايش تيپ ها و لشكرهاي خود به كار بست تا نبرد بعدي، بزرگ تر از عمليات گذشته طراحي و اجرا شود. بويژه آن كه پيروزي هاي قبلي، موجب افزايش روحيه و تجربه نيروها شده بود. بدين سان، فرماندهان مصمم شدند در اسفندماه ،۱۳۶۰ عمليات ديگري را آغاز كنند؛ اما پيشدستي عراق و حمله به «چزابه» موجب به تعويق افتادن زمان عمليات شد. حمله عراق چنان سنگين و ادامه دار بود كه احتمال لغو عمليات نيز مي رفت. اما استقامت نيروها و فرماندهان موجب شد، حمله عراق مهار شود و بدين ترتيب، عمليات فتح المبين در فروردين ۱۳۶۱ و همزمان با نخستين روزهاي عيد نوروز آغاز شد. عمليات فتح المبين در مقايسه با عمليات قبلي (طريق القدس) از وسعت بيشتر و هدف هاي مهم تري برخوردار بود. همچنين، براي اين عمليات نيرو و امكانات بسيار بيشتري فراهم شده بود. در مجموع، رزمندگان اسلام پس از هشت روز نبرد، با دستيابي به هدف هاي مورد نظر، به بزرگ ترين پيروزي جنگ دست يافتند. شوق و شور ناشي از اين فتح بزرگ نظامي، تمام كشور را فرا گرفت و امام خميني (ره) اين حماسه بزرگ را «فتح الفتوح» ناميدند و متواضعانه فرمودند:

«من بر دست و بازوي رزمندگان بوسه مي زنم و بر اين بوسه افتخار مي كنم»

فتح الفتوح مقدمه آزادي خرمشهر

پس از عمليات فتح المبين، يك گام ديگر تا آزادسازي كامل مناطق استراتژيك ايران باقي مانده بود و آن، آزادي خرمشهر به عنوان نماد توازن سياسي ـ نظامي بود كه بدين ترتيب، استراتژي عراق و متحدان بين المللي و منطقه اي آن به طور كامل به شكست مي انجاميد و اراده ديني و ملي ملت ايران در سخت ترين شرايط تاريخي (كه در دوران معاصر نظير نداشت) تحقق مي يافت. بدين ترتيب، عمليات بيت المقدس با هدف آزادسازي خرمشهر در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۶۱ تنها ۴۰ روز پس از عمليات فتح المبين آغاز شد. اما حساسيت و اهميت هدف هاي ايران و عراق در اين منطقه موجب شد كه عمليات به مدت ۲۵ روز به درازا بكشد. ولي در نهايت رزمندگان اسلام، در حالي كه در شرايط بسيار دشوار آب و هوايي (گرماي سخت جنوب) مي جنگيدند، در اوج اقتدار، خرمشهر را آزاد كردند. عمليات بيت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگيري و نيز موانع بسيار، چنان بزرگ و شگفت انگيز بود كه امام خميني (ره) هشتم خرداد ۱۳۶۱ فرمودند:

«فتح خرمشهر يك مسأله عادي نبود، اين كه ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسأله عادي نيست، بلكه مافوق طبيعت است.»

تغيير موازنه به نفع جمهوري اسلامي ايران

پيروزي هاي دوران آزادسازي كه در چهار عمليات و در مدت ۹ ماه تحقق يافت، موازنه نظامي ـ سياسي را به نفع ايران تغيير داد. مهم تر از آن چند عمليات اين دوره، يكي پس از ديگري از جنبه نيروي انساني و يگان هاي درگير و همچنين گستره جغرافيايي، دامنه وسيع تري يافت و نتايج هر كدام از آنها، ضمن آن كه هدف هاي ديگري را تكميل مي كرد، به طور مستقل، نيز از اهميت ويژه اي برخوردار بود. همچنين، تسلسل عمليات موسوم به «كربلا» به گونه اي طراحي شد كه هدف هاي اساسي و كلان را دنبال كند. عمده ترين اين هدف ها عبارتند از: آزادسازي مناطق اشغالي و انهدام ارتش عراق؛ كه پس از پايان دوره آزادسازي تقريباً به طور كامل تحقق يافت. سرزمين هاي اشغالي جنوب كشور كه مهم ترين برگ برنده عراق به شمار مي رفت، كاملاً آزاد شد. در عمليات فتح المبين و بيت المقدس ۲۴ هزارتن از نيروهاي عراق به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. همچنين، تنها در عمليات بيت المقدس ۱۶ هزار تن از آنها كشته شدند. علاوه بر اين، در اين دو عمليات، ۵۱۱ دستگاه تانك و نفربر، ۳۸ فروند هواپيما و ۸۰ قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شماري بيش از اين (به جز هواپيما) به غنيمت درآمد. بدين ترتيب دوره اول با ناكامي دشمنان دربرابر اراده خدا و ملت به پايان رسيد.

تهيه و تدوين: روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104871

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

اعتراف رسانه هاي غربي: ايران كاملاً پيروز شد

درباره خرمشهر

با آغاز مرحله اول عمليات بيت المقدس و آزاد شدن قسمتي از خاك ميهن اسلامي، آژانسهاي خبر پراكني به تكاپو مي افتند تا با وارونه جلوه دادن حقيقت، پيروزيهاي ايران را خنثي و كم اثر جلوه دهند. در حالي كه همه چيز حاكي از آن بود كه ارتش عراق قسمت زيادي از اراضي ايران را از دست داده و راه فرار را در پيش گرفته است، ولي رسانه هاي غربي با تبليغات گسترده، اعلاميه هاي شوراي عراق را پخش كرده و كمترين اشاره اي به پيروزيهاي ايران نمي كنند. حتي مدعي مي شوند كه پيروزي ايران واقعيت نداشته و شواهد چنين چيزي را نشان نمي دهد.

وقتي نيروهاي ايران با يورش گسترده از غرب كارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر مي رسانند، اين خبر همچنان جزو ادعاهاي بي پايه ايران معرفي مي شود و هنگامي كه رزمندگان اسلام قدم به شهر هويزه مي گذارند، اعلام مي شود كه نيروهاي عراق با عقب نشيني تاكتيكي، قسمت عظيمي از قواي ايران را به مخاطره در آورده اند.

هنگامي كه قرارگاه كربلا اعلام مي كند رزمندگان اسلام به پشت دروازه هاي خرمشهر رسيده و در حال برداشتن موانع و انهدام دشمن هستند، رسانه هاي غربي و شيوخ منطقه فقط به پخش اطلاعيه هاي عراق مبني بر عقب نشيني ايرانيان مي پردازند و تبليغات گسترده اي عليه ايران صورت مي گيرد تا پيروزيهاي به دست آمده در هجوم اين تبليغات محو شود.

اما توقف در مرحله سوم باعث مي شود كه دشمنان اسلام مهمترين حربه تبليغاتي را به دست آورند و به تبليغات مغرضانه خود وسعت بخشند و براي تحقق اين امر، تلاش گسترده اي صورت مي گيرد تا نيروهاي عراق انگيزه و روحيه براي ادامه نبرد داشته باشند و بتوانند از آزادي خرمشهر جلوگيري كنند. به چند مورد از اخبار و تحليلهاي مغرضانه استكبار در آستانه ورود رزمندگان اسلام به خرمشهر، اشاره مي كنيم:

راديو بي بي سي: عراق ها مي گويند تلفات سنگيني بر نيروهاي ايراني وارد آمده و آنها هم اكنون در حال عقب نشيني هستند.

راديو آلمان: نيروهاي عراقي تهاجم وسيعي عليه نيروهاي ايران در شمال خرمشهر آغاز كرده اند. در بيانيه هاي نظامي عراق آمده است كه تلفات سنگيني بر نيروهاي ايران وارد آمده است.

راديو آمريكا: نيروهاي عراق با دست زدن به تهاجم برق آسا و همه جانبه عليه ايران در شمال خرمشهر، تلفات سنگيني بر آنها وارد آورده و آنها را به عقب نشيني وادار كرده اند.

راديو قاهره: نيروهاي ايران در غرب كارون متلاشي شده و نيروهاي عراق آنان را تعقيب مي كنند.

راديو كويت: حمله ايرانيان دفع شده است و قسمتي از قواي ايران محاصره و گروهي تسليم و به بقيه تلفات سنگيني وارد آمده است.

لوس آنجلس تايمز: نيروهاي ايراني در كناره غربي كارون به دام عراق افتاده اند.

خبرگزاري فرانسه: به نظر مي رسد توازن جنگ در خوزستان به نفع عراق خواهد بود.

راديو بي بي سي: "همان طور كه بدون شك اطلاع داريد، ديروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نيروهاي ايران افتاد. بدين ترتيب، ايران هم اسماً و هم رسماً در جنگ كاملاً پيروز شده است."

لوس آنجلس تايمز: "يك ژنرال عراقي گفت: "ما علاقه اي به ماندن در اين جا نداريم. اين جا يك صحراي خشك و خالي است و مي تواند ارزاني خودشان باشد، كه اين گونه صحبتها با استراتژي عراق در آغاز جنگ كاملاً مغايرت دارد"

اينها تنها نمونه اي از اظهار عجز رسانه هاي غربي در برابر پيروزي هاي چشمگير رزمندگان اسلام بود

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104866

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

نگاهي اجمالي بر آغاز جنگ تا فتح خرمشهر

درباره خرمشهر

نظام انقلابي براي حفظ و تثبيت خود و نيز حفظ مشروعيت انقلابي ، مي بايست كار آمدي خود را در اداره و حل جنگ نشان مي داد، در غير اين صورت و نيز چنانچه قادر به آزاد سازي سرزمين ها نمي بود، مي بايست در سازش ديپلماتيك علاوه بر تن دادن به شروط دشمن، خود نيز قدرت را واگذار كرده و از آرمان هاي انقلابي عدول مي كرد.

به گزارش خبرگزاري مهر آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران و حمله به دولتي كه هنوز مستقر نشده و ساختارهاي قديم و جديد آن به طوركامل سمت وسوي خود را بازنيافته فشار بسيار زيادي را به جمهوري اسلامي وارد ساخت. در اين ميان، مهمترين مسئله، در هم ريختگي نيروهاي مسلح سنتي وعدم شكل گيري و مسلح نشدن نيروهاي نظامي انقلابي (سپاه و بسيج) بود كه اين امكان را براي دشمن فراهم كرد تا به آساني به هدف هاي بزرگي دست يابد. با اين حال وجود دو عامل مانع از آسيب ديدن نظام جمهوري اسلامي شد: نخست، انگيزه انقلابي مردم و دوم، رهبري مقتدر و شايسته حضرت امام خميني؛ اين عوامل علاوه بر غلبه بر وضعيت انفعالي و آزاد سازي مناطق اشغالي ، در دوره تنبيه متجاوز و ورود به داخل خاك عراق و همچنين تا پايان جنگ در مهار بحران ها و حوادث بزرگ كارساز بودند.

در حالي كه بخش هاي وسيعي از سرزمين ايران به ويژه مناطق نفت خيز كه شاهرگ اقتصادي كشور به شمار مي رفتند در اشغال دشمن قرار داشتند، نظام انقلابي براي حفظ و تثبيت خود و نيز حفظ مشروعيت انقلابي ، مي بايست كار آمدي خود را در اداره و حل جنگ نشان مي داد، در غير اين صورت و نيز چنانچه قادر به آزاد سازي سرزمين ها نمي بود، مي بايست در سازش ديپلماتيك علاوه بر تن دادن به شروط دشمن، خود نيز قدرت را واگذار كرده و از آرمان هاي انقلابي عدول مي كرد.

در اين راستا، شكاف در راس قدرت و يكپارچه نبودن حاكميت مانع بزرگي به شمار مي رفت. عدم تطابق هدف هاي رئيس جمهور مخلوع وقت با افكارعمومي و نيز دوگانگي آن با دولت ، برتري نظامي در صحنه جنگ را با مشكل جدي مواجه ساخته بود، به ويژه آنكه ارتش نيز در اختيار رئيس جمهور قرار داشت. با وجود اين وضعيت روانه شدن نيروهاي حزب اللهي و مردمي به جبهه، در ابتدا توانست از پيشروي بيشتر عراق جلوگيري كند. كار آمدي اين نيروها به اندازه اي بود كه توانستند دشمن را تا 35 روز ، از دستيابي به خرمشهر ناكام بگذارند و از تسلط كامل ارتش عراق بر آبادان جلوگيري نمايند.

مرحله آزاد سازي ناموفق

پس از مرحله جنگ چريكي و مردمي ، ارتش با فرماندهي رئيس جمهور مخلوع وقت عمليات هاي كلاسيك را براي آزاد سازي سرزمين هاي اشغالي ، آغاز كرد. نخستين عمليات ارتش در 23 مهر 1359 در محور دزفول (جسر نادري ) انجام شد كه موفقيتي در پي نداشت. عمليات دوم به نام هويزه ، در 15 دي 1359 انجام شد، اما اين عمليات نيز با موفقيت روبه رو نشد و با وجود انهدام اوليه دشمن، به دليل توان بالاي زرهي ارتش عراق ، صحنه نبرد عليه ايران مغلوبه شد و دشمن توانست تعداد زيادي تانك و تجهيزات ارتش ايران را از آن خود كند. عمليات سوم در 20 دي 1359 درمحور جاده ماهشهر - آبادان صورت گرفت. در اين عمليات كه رهبري آن با ارتش بود، 30 درصد از نيروهاي شركت كننده، رزمندگان سپاه بودند. به دليل پيروي نيروها از روش كلاسيك و عدم وجود توازن ميان ارتش عراق و ارتش ايران، اين عمليات نيز به شكست انجاميد. از اين پس ، تعدادي عمليات غير كلاسيك و محدود نيز انجام شد كه موفقيت هاي نسبي در پي داشت و به تدريج موجب كادر سازي و افزايش اعتماد به نفس در نيروهاي خودي براي تصميم گيري هاي بزرگ تر شد.

نيروهاي عراقي در خرمشهر

بحرانهاي داخلي

پس از شكست عمليات هاي كلاسيك به رهبري بني صدر ، رئيس جمهور جنگ را از جبهه ها به داخل كشور كشاند. اتحاد وي با گروهك تروريستي منافقين ، موجب تشديد درگيري و چالش در درون حكومت و به راه افتادن جنگ مسلحانه دركشور شد كه شهادت بسياري از مردم كوچه و بازار و همچنين شماري از برجسته ترين نيروهاي انقلابي ، همچون آيت الله بهشتي ، حجت الاسلام باهنر و آقاي رجايي را در پي داشت. در اين وضعيت جبهه هاي جنگ دومين هدف توجه ملي به شمار مي رفت، نظام سياسي كه موجوديت خود را از ناحيه دشمن بيروني درخطر مي ديد، نخست مي بايست خود را ازتعرض دشمن داخلي نجات داده و حفظ مي كرد. بنابراين، با عزل رئيس جمهور از قدرت و سركوب سازمان مجاهدين خلق(سازمان منافقين)، بحران فروكش كرد و امكان رويكرد مجدد به مسئله جنگ فراهم شد. با اين تفاوت كه اين بار ، با يكپارچگي حاكميت و امكان نيروهاي انقلابي براي ايفاي نقش در صحنه نبرد، زمينه بيرون راندن ارتش عراق بيش از پيش فراهم شد.

شروع سلسله عمليات هاي موفق موسوم به " طرح كربلا"

در وضعيت جديد ، سپاه و بسيج در كانون تصميم گيري و اقدام حضور يافتند و با بهره مندي از توان ارتش ، دور جديدي از عمليات هاي نظامي را طراحي كردند و قرارگاه مشترك ارتش و سپاه، سلسله عمليات " طرح كربلا" را به اجرا گذاشت. هنوز سه ماه از ماجراي خرداد 1360 ( بحران داخلي ) نگذشته بود كه عمليات ثامن الائمه (ع) در 5 مهر 1360 در محور آبادان و با هدف شكستن محاصره اين شهر، با موفقيت كامل انجام شد. اين پيروزي كه بيش از هر چيز، مرهون روش جديد در جنگ بود و با اتكا به روش هاي مردمي وغيركلاسيك انجام شده بود، همچنين وحدت و همدلي نيروهاي مسلح در آن نقش داشت زنگ خطر جدي براي ارتش عراق به شمار مي رفت.

پس از اين عمليات نيروهاي خودي بدون از دست دادن زمان و با جمع كردن نيرو و تجهيزات، عمليات دوم را با نام " طريق القدس" در محور بستان و در 8 آذر 1360 انجام دادند. مهمترين ويژگي اين عمليات، گذاشتن فلش حمله از زمين هاي رملي بود كه دشمن بر اساس روش كلاسيك امكان حمله از اين محور را منتفي مي دانست. اما چنين شد و با آزاد شدن شهر« بستان» پيروزي بزرگ ديگري به دست آمد. اين موفقيت، فرماندهان ارتش و سپاه را بر آن داشت كه به اجراي عمليات ادامه دهند و از شوك وارد شده به دشمن به گونه اي شايسته بهره برداري كنند. از اين رو ، طي سه ماه ، سپاه تلاش زيادي براي افزايش تيپ ها و لشكرهاي خود به كار بست تا نبرد بعدي بزرگتر از عمليات گذشته طراحي و اجرا شود. به ويژه آنكه پيروزي هاي قبلي ، موجب افزايش روحيه و تجربه نيروها شده بود. بدين سان فرماندهان مصمم شدند در اسفند ماه 1360 عمليات ديگري را آغاز كنند؛ اما پيشدستي عراق و حمله به " چزابه" موجب به تعويق افتادن زمان عمليات شد.

حمله عراق چنان سنگين و ادامه دار بود كه احتمال لغو عمليات نيز مي رفت. اما استقامت نيروها و فرماندهان موجب شد، حمله عراق مهار شود و بدين ترتيب عمليات فتح المبين در فروردين 1361 و همزمان با نخستين روزهاي عيد نوروز، آغاز شد. عمليات فتح المبين در مقايسه با عمليات قبلي (طريق القدس) از وسعت بيشتر و هدف هاي مهمتري برخوردار بود. همچنين براي اين عمليات نيرو و امكانات بسيار بيشتري فراهم شده بود. در مجموع رزمندگان اسلام پس از هشت روز نبرد با دستيابي به هدف هاي مورد نظر، به بزرگترين پيروزي جنگ دست يافتند. شوق و شور ناشي از اين فتح بزرگ نظامي تمام كشور را فرا گرفت و امام خميني (ره) اين حماسه بزرگ را « فتح الفتوح» ناميدند و متواضعانه فرمودند: " من بر دست و بازوي رزمندگان بوسه مي زنم و بر اين بوسه افتخار مي كنم".

فتح الفتوح مقدمه آزادي خرمشهر

پس از عمليات فتح المبين يك گام ديگر تا آزاد سازي كامل مناطق استراتژيك ايران باقي مانده بود و آن ، آزادي خرمشهر به عنوان نماد توازن سياسي - نظامي بود كه بدين ترتيب ، استراتژي عراق و متحدان بين المللي و منطقه اي آن به طور كامل به شكست مي انجاميد و اراده ديني و ملي ملت ايران در سخت ترين شرايط تاريخي ( كه در دوران معاصر نظير نداشت) تحقق مي يافت. بدين ترتيب عمليات بيت المقدس با هدف آزاد سازي خرمشهر در 10 ارديبهشت 1361 تنها 40 روز پس از عمليات فتح المبين آغاز شد. اما حساسيت و اهميت هدف هاي ايران و عراق در اين منطقه موجب شد كه عمليات به مدت 25 روز به دراز بكشد. ولي درنهايت رزمندگان اسلام ، درحالي كه در شرايط بسيار دشوار آب و هوايي ( گرماي سخت تابستان جنوب) مي جنگيدند در اوج اقتدار، خرمشهر را آزاد كردند. عمليات بيت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگيري و نيز موانع بسيار، چنان بزرگ و شگفت انگيز بود كه امام خميني (ره) هشتم خرداد 1361 فرمودند: " فتح خرمشهر يك مسئله عادي نبود، اينكه 15 الي 20 هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسئله عادي نيست، بلكه مافوق طبيعت است".

تغيير موازنه به نفع جمهوري اسلامي ايران

پيروزي هاي دوران آزاد سازي كه در چهارعمليات و درمدت 9 ماه تحقق يافت، موازنه نظامي - سياسي را به نفع ايران تغييرداد. مهمتر از آن چند عمليات اين دوره، يكي پس از ديگري از جنبه نيروي انساني و يگان هاي درگير و همچنين گستره جغرافيايي، دامنه وسيع تري يافت و نتايج هر كدام از آنها ، ضمن آنكه هدف هاي ديگري را تكميل مي كرد، به طور مستقل نيز از اهميت ويژه اي برخوردار بود .

همچنين تسلسل عمليات هاي موسوم به " كربلا" به گونه اي طراحي شد كه هدف هاي اساسي و كلان را دنبال كند. عمده ترين اين هدف ها عبارتند از : آزاد سازي مناطق اشغالي و انهدام ارتش عراق كه پس از پايان دوره آزاد سازي تقريبا به طوركامل تحقق يافت. سرزمين هاي اشغالي جنوب كشور كه مهمترين برگ برنده عراق به شمار مي رفت. كاملا آزاد شد.

در عمليات فتح المبين و بيت المقدس 34000 تن از نيروهاي عراق به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند. همچنين تنها در عمليات بيت المقدس 16000 تن از آنها كشته شدند. علاوه بر اين ، در اين دو عمليات ، 511 دستگاه تانك و نفربر ، 38 فروند هواپيما و 80 قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شماري بيش از اين ( به جز هواپيما) به غنيمت در آمد. بدين ترتيب دوره اول با ناكامي دشمنان در برابر اراده خدا و ملت به پايان رسيد درحالي كه جنگ نيز مي توانست پايان يابد. اما تصميم قدرت هاي بزرگ به استمرار حمايت از عراق و خرد كردن اراده انقلابي در ايران ، موجب شروع دوره دوم جنگ در خاك عراق شد.

نويسنده: محمد لاريجاني

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104875

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

سقوط و فتح خرمشهر در منظر امام خميني(ره)

درباره خرمشهر

پيروزي انقلابيون مسلمان در جريان فتح خرمشهر حاصل فرماندهي هوشمند و مقتدرانه رهبري انقلاب اسلامي بود. اين رهبري و فرماندهي نه تنها در تغيير و تحول سياسي و اجتماعي در جامعه ايران ستم‏زده به كارآمدترين شكل، به نتيجه رسيد، بلكه مهم ترين موفقيت ايشان تحول معنوي و روحي ايجاد شده در جوانان و مردم ايران بوده است كه با اين تحول روحي جامعه ايران، به جامعه جديدي در نظام بين‏المللي و خاورميانه تبديل شد و ملّت ايران به رغم يكصد و پنجاه سال سرخوردگي از شكست‏هاي متعدد نظامي تجزيه و حقارت سياسي وادادگي فرهنگي در برابر بيگانگان، به كانون مقاومت نظامي و زايش فرهنگ پايداري و بازسازي معنوي و تبديل مبارزه سياسي و نظامي به عملي معنوي و عرفاني و توحيدي بدل شد. هوشمندي و فراست امام خميني در تبديل تهديدات به فرصت‏ها، و در مديريت بحرآن هاي ملي و منطقه‏اي و تحول آن به عناصر قوام بخش ملي و اسلامي، ويژگي خاص رهبري چون او بودو كمتر كسي در تاريخ ايران چنين نيرومندي شگرفي را در يد قدرت مادي و سياسي و يا فرهي خود داشته و دارد هوشمندي سياسي به همراهي دريافت هاي عميق از علوم مختلف و دريافتي استراتژيك و در عين حال و آگاهانه، به همراه توان بهره‏مندي از ظرفيت ارتباط مستقيم با مردم، و قدرت برانگيزش تعقل توحيدي و احساسات اجتماعي بههمراه شورآفريني معنوي و عرفاني، پديده‏اي شگرف از رهبري را در جامعه ايران و جهان سياست و مديريت و رهبري توحيدي و معنوي را به يادگار گذاشت. بررسي پديده موضع امام خميني در برابر آزادي خرمشهر بدون توجه به پديده اشغال و اشغالگري عراق در خرمشهر ناقص و ابتر است و مهم‏تر آن كه بدون توجه به رويكرد مقاومت برانگيز و هوشمندي استراتژيك و تاريخي امام، در برانگيزش جامعه ايراني در مسير تحول و گذار از يك جامعه تحت اشغال به يك قدرت آزادي‏بخش قابل فهم نخواهد بود. واقعيتي كه توجه به تاريخ ايران معاصر و انقلاب اسلامي و دفاع مقدس در نقاط فراز و پيروزي، تنها توجه و ديدن بخشِ آراستة اين دوره بسيار شورانگيز و شكوهمند است و اين نوع ديدن و رويت تاريخي همانند رويت فتح كوهنوردي است كه بر بالاي قله ايستاده و پرچم فتح برافراشته است، و توجه نكردن و ناديده گرفتنِ مسيرهاي صَعب‏العبور و مبارزه سخت و خونين و همراه با شكست‏هاي مكرر او نوعي سهل‏انديشي و آسان‏پنداري در فتح قله است حال آن كه درست آن است كه به همه مراحل سخت صعود توجه نمائيم بنابراين منطقي نيست كه اظهارات و يا مواضع امام‏خميني(ره) را تنها در هنگام فتح خرمشهر بازكاوي نمائيم كه اين جفاي بزرگي در حق آن بزرگ مرد است چرا كه حق او در برانگيزش مقاومت اسلامي براي آزادسازي سرزمين‏هاي اشغالي و رنج او در مسير فتح آزادسازي خرمشهر از پي ماه‏هاي طولاني نبرد با اشغالگري دشمن و شكست در برابر اين نيروي اشغالگر و واگذاري شهر صورت گرفت و بايد به مواضع امام(ره) در مراحل مختلف اين نبرد طولاني و جانفرسا توجه نمائيم. با اين توجه به خوبي درمي‏يابيم كه ايشان چگونه از يك تهاجم و شكست قطعي از دشمن توانست يك پيروزي بزرگ براي اسلام و ايران و شكست سهمگين بر دشمن را به دست آورد. ضمن آن كه يك تحول گسترده در جامعه ايران انقلابي و جنگ‏زده را به همراه ايجاد معنويت مومنانه و عارفانه رقم زند. بنابراين ما در بررسي مواضع امام خميني(ره) در فتح خرمشهر به بررسي موضع حضرت ايشان(ره) در زمان حمله سبعانه ارتش بعثي عراق و مقاومت و سپس اشغال خرمشهر و نهايتاً آزادي آن از اشغال دشمن مي‏پردازيم و اين فرآيند را در عنوآن هاي مختلف گام‏هاي استراتژيك تقسيم مي‏كنيم كه هر كدام از اين اقدامات تحت عنوان يك گام نام‏گذاري كرده‏ايم و البته اين گام‏ها را با توجه به موضع كاملاً مشخص امام(ره) درباره خرمشهر مي‏آوريم. گام اول: سازماندهي مقاومت اسلامي امام خميني در پنجم مهر 1359 ش، در اوج تجاوز و حمله گسترده دشمن بعثي، حمله برتر نيروهاي عراقي به لحاظ نظامي را، به نبرد مسلمانان در برابر سپاه برتر و مجهز روم در جنگ موته و عمليات شبيخون مسلمانان مقايسه كرده و از پيروزي حتمي مردم ايران در برابر ابرقدرت‏ها سخن به‏ميان آورد. عدم توجه به شرايط اوليه نبرد و تحمل مشكلات ناشي از نبردي سخت و سهمگين با دشمني تا بن دندان مسلح و آماده نبرد به همراه ياريگراني گسترده و جهاني براي درهم شكستن اراده مردمي كه صلاي توحيد و آزادي سر داده بودند، نوعي ناديده گرفتن واقعيات تاريخ ماست چرا كه فتح خرمشهر با همه سرافرازيهايش ثمره سختكوشي و مقاومت هوشمندانه و مومنانه امام خميني(ره) و مخاطبان اصلي او يعني حاميان فداكار معتقد انقلاب اسلامي، يعني همه بسيجيان، پاسداران و ارتشيان و مردم رزمنده‏اي است كه مخاطب حقيقي او در جريان انقلاب بوده است بنابراين بايد توجه داشته باشيم كه در چنين شرايطي امام خميني سخن از مايه اصلي قدرت نظامي به ميان مي‏آورد. «آنچه در جنگ مطرح است، عدد نيست بلكه قدرت فكري انسان است همان قدرتي كه در صدر اسلام يك عده كمشان با اتكال به خدا، لشگرهاي زياد را به هم زده... لكن ملت ما امتحان داد كه با وحدت كلمه و انكال به ذات مقدس حق تعالي مي‏تواند لشكرهاي زياد را شكست دهد. » گام دوم: طرح نظريه «احدي‏الحسنيين» نبرد پديده‏اي بسيار سهمگين است كه نياز شديد به باورمندي نيروي رزمنده براي مبارزه دارد و در غير اين صورت قدرت اجبار و اعمال زور حاكم بايد سرباز را به ميدان نبرد ببرد و يا آن كه طمع پيروزي و غنيمت آن ها را متقاعد به نبرد بنمايد. اما باور به اينكه مرگ و شكست در نبرد نيز پيروزي است و گامي در راه رسيدن به خداوند و فوز عظيم شهادت، نظريه‏اي است كه فقط موحدان مومن مي‏توانند به اين باور رسيده و با اين اعتقاد گام در راه نبرد بگذارند. و امام خميني(ره) در پنجمين روز تجاوز دشمن به طور آشكار نظريه «احدي‏الحسنيين" را مطرح نموده است و اين مسئله مهمي بود كه فقط از فقيه و مرجع تقليد عارفي چون او برمي‏آمد و نه هيچكس ديگر، لذا فرمود. «ارتش ما جهت دارد مي‏گويند كه اگر بميريم پيش خدا مي‏رويم... شما مردانه و مثل سربازان صدر اسلام عمل مي‏كنيد، من به آن ها بشارت مي‏دهم كه اگر آن ها را بكشيد به بهشت مي‏رويد و اگر كشته شويد، به بهشت مي‏رويد. پس اين قدرت يك قدرت الهي است و قواي انتظامي، نظامي و سپاه پاسداران ما مجهز به قوه‏اي هستند سلاحشان، «الله اكبر" است هيچ سلاحي در عالم، مقابل چنين سلاحي نيست ملت ما هم همين طورند «تحولي كه در ملت ما پيدا شد، تحولي الهي بود... اگر پاسباني در بازار راه مي‏رفت و حكمي مي‏كرد [همه مي‏ترسيدند] با دست غيبي مردم ضعيف را به اشخاص پولادين متحول كرد... اين ملت بدون خوف اين كه اين چيزي كه دارد مي‏آيد تانك است يا توپ و مسلسل وارد ميدان مي‏شدند... پس ملت ما ملتي است كه از ضعف به قدرت متحول شده و آرزوي شهادت مي‏كند و ملتي كه آرزوي شهادت مي‏كند، ديگر خوف ندارد و ان شاءالله پيروز است. » «خرمشهر و آبادان كانون مقاومت» در بحبوحه تجاوز عراق، امام خميني به پديده مقاومت مردمي در شهرهاي خرمشهر و آبادان و اهواز به طور جدي توجه دارد. و صريحاً از مقاومت در اين شهرها حمايت مي‏كند. و به شايعه دشمن در اشغال خرمشهر، همانند شايعه دشمن در «اعلام مرگ خودش» همانندسازي هوشمندانه و برانگيزش نيروها به همراه باور به قدرت نيروهاي خودي به همراه توجه به معنويت توحيدي و احساسات ملي دارد. «حالا ديگر ملت الان در خرمشهر، آبادان و اهواز سنگربندي كردند. امروز هم شنيدم كه شايعه مرگ «فلاني» است عراق هم خودش را دلخوش كرد كه فلاني مرد شما بايد دعا كنيد خدا بميرد تا خدا هست من كي هستم.» گام سوم: «گسترش پديده تحول روحي» جامعه شكست‏پذير ايران كه در عرصه روابط بين‏الملل و منطقه‏اي شكست‏هاي متعددي را تحمل كرده بود و در اثر اين شكست‏هاي متعدد، به تسليم و شكست تن در داده بود و علي‏رغم تلاش‏ها در نهضت مشروطيت نهايتاً به استبداد رضاخاني تن در داده بود با چنان خشونتي درهم شكسته شده بود كه در جريان اشغال ايران در جريان جنگ جهاني دوم در سوم شهريور 1320 ش نه‏تنها هيچ‏گونه كانون مقاومتي عليه اشغالگران ايران مشكل نگرفته بود بلكه حتي يك مورد مقاومت انفرادي نيز در بين نظاميان سياسيون و مردم ايران نيز به ثبت نرسيده است. و در پي اين شكست‏هاي مداوم، ترس از عوامل حكومتي نيز مزيد بر اين شكست‏پذيري بوده است امام خميني(ره) توجه بسياري به تحول روحي جامعه از وضعيتي شكست‏پذير و ترسو، به جامعه‏اي مقاوم و شكست‏ناپذير و متهور و شجاع دارد كه در اكثر بيانات و نوشته‏ها و پيام‏هاي ايشان آمده است. گام چهارم: «توجه‏دادن به ملت عراق» امام خميني در كنار توجه به مقوله احدي‏الحسنيين، به ارتش و مردم عراق يادآور مي‏شود كه فداكاري در راه يك حاكميت جائر و كافر و غيرمعتقد به خداوند هدردادن خون خود و مخالفت با اسلام و قرآن است و در عين حال صريحاً به مردم عراق در مورد مخالفت با تصميمات صدام و مخالفت با تجاوز و حاكميت حزب غير مسلمان و كافر بعث توجه مي‏دهد. «ملت عراق بايد بداند كه امروز جنگ بين اسلام و كفر است و بر همه مسلمين واجب است از اسلام دفاع كنند ميشل عفلق را منافي با مقاصد خودش مي‏داند حزب بعث اسلام را منافي مقاصد خودش مي‏داند ملت عراق بايد بيدار شوند و بايد نهضت كنند. و بدانيد اگر براي خدا انقلاب كنيد پيروز خواهيد شد چنانچه ملتما براي خدا قيام كرد و پيروز شد.» گام پنجم: تاكيد بر مقاومت اسلامي و مردمي اقدام امام خميني در طرح نظريه «احدي‏الحسنيين" و اصل مقاومت با تلاش براي گسترش مقاومت مردمي نيز همراه بوده است مقاومتي كه امام توصيه مي‏كند مقاومتي قدرتمندانه، شجاعانه و غيرتمندانه است و در عين حال همراه با پذيرش مخاطرات چنين مقاومتي و البته او همانند استراتژيست‏هاي هوشمند و ورزيده به خوبي مي‏داند كه در نبرد، از دست‏ندادن فرصت و سنگر بسيار ضروري‏تر و كم‏خطرتر از، از دست‏دادن آن و تلاش مجدد براي فتح آن در زمان آينده است زيرا قاطبه دانشمندان علوم استراتژي نظامي بر اين باور هستند كه در نبرد چنانچه شما براي هدف و اقدامي كه در زمان و لحظه خاص خود و با حداقل نيروها قابل وصول و دسترسي است. در زمان خاص آن دست به عمليات نزنيد، با گذشتن زمان و از دست‏دادن فرصت و موقعيت با حداكثر قوا نمي‏توانيد همان هدف را نيز بدست آوريد. به همين خاطر امام خميني بر ضرورت عدم تخليه شهرهاي مورد هدف عراق تاكيد بسيار دارد و مقاومت شديد را از مردم و نيروهاي نظامي مي‏طلبد. «ملت ايران بايد توجه داشته باشد كه براي اسلام خدمت مي‏كنند پيغمبر اكرم(ص) بيشتر از همه گرفتاريهايي كه ما داشتيم، گرفتاري داشت، و چند سال در شعب ابي‏طالب محصور بود معذلك مقاومت كرد ملت ايران هم مقاومت مي‏كند و بايد مقاومت بكند ارتش ايران پاسدارها و ساير قواي مسلح بايد قدرتمندي خودشان را نشان بدهند و قدرت پوشالي امثال صدام حسين را سركوب كنند... بايد براي اسلام بجنگيم و فداكاري كنيم... چه آن هايي كه در سرحدات هستند و چه آن هايي كه در مثل خرمشهر، اهواز آبادان هستند بايد پافشاري كنند شهر خودشان را نگذارند و بيرون بروند اين ضعف است اسلام گفته است كه شما بايد پايداري كنيد در هر صورت من به آن ها سفارش مي‏كنم كه با قدرتمندي، شجاعت و عزت نفس پايداري كنند و هيچگاه از مسائلي كه ضد انقلاب مطرح مي‏كند نترسند ما پيروز هستيم... تكليف ما اين است كه اسلام را حفظ بكنيم اگر كشته شويم به تكليف عمل كرده‏ايم و اگر بكشيم به تكليف عمل كرده‏ايم. » سقوط خرمشهر و پيروزي‏هاي عراق‏ ادامه نبرد در خرمشهر منتهي به سقوط خرمشهر شد و خرمشهر و آبادان(اكثر مردم آبادان) از سكنه خالي شدند و به دنبال آن بحران جديدي بر فضاي جنگي كشور افزوده شد و آن بحران مهاجران جنگي و بي‏سرپناهي آنان بود كه دولت و مردم مي‏بايست آن ها را در پناه خود نگهدارند در كنار اين بحرآن ها جمع بسياري از فداكارترين نيروهاي انقلاب اسلامي در خرمشهر پس از 45 روز مقاومت به شهادت رسيدند. اما پير جماران به همه اين مشكلات به خوبي توجه دارد لذا در يك سخنراني طولاني كه در جمع روحانيون در حسينيه جماران ايراد كرد، اظهار داشت. «قدرت اسلام است كه مملكت را يك پارچه بر ضد آن ها به راه مي‏اندازد اين هم يكي از بركات جنگ بود كه اين جنگ تحميلي براي آن ها ننگ به بار آورد و براي ملتما سلحشوري، قدرتمندي و بيداري. البته ضررهايي هم داشته است برادرهاي ما در خرمشهر و آبادان و دزفول تلف شدند، خساراتي متحمل شدند و عده‏اي از زن و بچه‏هايشان سرپرست خود را از دست دادند. آن ها هم به بلاد ديگر كوچ كردند. بايد آقايان به مردم سفارش كنند كه اينها برادر ما هستند و در راه اسلام اين‏طور آواره شدند. اينها را بايد مثل اولاد خود بدانيد اگر مي‏توانيد، يكي از اينها را نگه داريد و حفظ كنيد دولت بايد ترتيبي محترمانه براي اينها جا و غذا تهيه كند.» گام ششم: فرمان به اخراج عراق از خرمشهر فرمان رهبري انقلاب اسلامي به اخراج نيروهاي اشغالگر از خرمشهر از همان اولين روزهاي اشغال اين شهر صادر شد و متاسفانه فرمان اخراج اشغالگران در پس پرده فرمان و شعار «حصر آبادان بايد شكسته شود" به نوعي ناديده گرفته شد شايد در زماني بسياري تصور مي‏كردند كه آزادسازي خرمشهر يك آرزوي دور از دسترس باشد به همين خاطر در خاطره مردم ما بيشتر فرمان به شكستن حصر آبادان برجاي مانده است. هرچند فرمان به حصر آبادان دستوري منطقي و استراتژيك و بسيار درست براي جلوگيري از وقوع فاجعه‏اي چون سقوط خرمشهر بوده است. ضمن آن كه امام خميني صراحتاً استراتژي رئيس جمهور وقت كه سياست دادن زمين در برابر زمان بود را رد مي‏كند لذا امام در روز هشتم آبان 1359 چنين فرمان مي‏دهد. «من منتظرم كه حصر آبادان از بين برود و به پاسداران و قواي انتظامي و فرماندهان نظامي هشدار مي‏دهم كه بايد اين حصر شكسته شود. مسامحه نشود و حتماً بايد حصر شكسته شود فكر اين نباشند كه اگر آمدند، بيرونشان مي‏كنيم. اگر اينها آمدند خسارات بر ما وارد مي‏كنند، نگذارند اينها وارد آبادان شوند اينها را از خرمشهر بيرون كنند و حالت تهاجمي بگيرند... آقا محكم باشيد جوآن هاي ما محكم بايستند.» مشكلات بر سر راه مقاومت در برابر دشمن مقاومت نيروهاي انقلابي و مسلمان در جريانات نبرد با چند مشكل اساسي روبرو بود كه اين مشكلات عبارت بودند: 1. فروپاشي گسترده نيروهاي نظامي رسمي يعني ارتش در جريان انقلاب اسلامي 2. فقدان ساختار سازمان‏يافته نيروهاي انقلابي نظير سپاه و بسيج‏ 3. حضور فرماندهي هماهنگ با ضد انقلاب و خيانت‏ورزي در جنگ‏ تلاش امام خميني براي ايجاد هماهنگي بين ارتش از هم‏پاشيده و سپاه و نيروهاي انقلابي فاقد ساختار و آموزش با مخالفت‏هاي فرماندهي جنگ رئيس‏جمهور وقت ابوالحسن بني‏صدر با اختلال مواجه مي‏شد از سوي ديگر بني‏صدر به همراه سازمان منافقين و ليبرال‏ها دست به يك نبرد قدرت بسيار گسترده درعرصه منازعات سياسي داخلي زد. كه تاثير بسيار گسترده‏اي بر فضاي عمومي كشور و دفاع از كشور در جبهه‏هاي نبرد داشت. خاصه آن كه بني‏صدر در پيوند با منافقين كشور را به سمت نبرد داخلي نيز پيش برد كه اعلام نبرد مسلحانه در سي خرداد سال 1360 اوج اين پيوند و بحران‏سازي است. كه به دنبال آن موج گسترده عمليات تروريستي و منازعات داخلي كشور را فراگرفت. شرايط عمومي كشور و انقلاب و بحران‏سازي‏هاي بني‏صدر در مسير فزون‏خواهي‏هاي سياسي‏اش منتهي به طرح عدم كفايت سياسي وي توسط مجلس و عزل وي از سمت فرماندهي كل قوا و رياست جمهوري از سوي امام خميني شد. بررسي حوادث پيرامون اين اتفاق، حكايت از آن دارد كه امام خميني در راستاي دفاع از تماميت ارضي كشور و دفاع از اصل نظام با هيچ‏كدام از عناصر سياسي از در تعارف وارد نشد و اصلي‏ترين وظيفه، يعني دفاع در برابر تجاوز را محور همه مسائل قرار داد. به گونه‏اي كه در اولين اقدام ابتدا بني‏صدر را از فرماندهي كل قوا عزل كرد و خود فرماندهي را برعهده گرفت بر بركناري وي از رياست جمهوري توسط مجلس شوراي ملي نيز صحه گذارد. آغاز فرماندهي امام‏خميني نيز در عرصه نبرد منتهي به ايجاد شور و هيجان جديدي در عرصه نيروهاي اسلام‏گران متعهد گرديد و عرصه نبرد دستخوش تغييري اساسي شد و به فاصله بسيار اندكي صحنه نبرد به نفع نيروهاي ايراني تغيير يافت. چراكه هماهنگي ميان نيروهاي ارتش، بسيج و سپاه همراه با انسجام و گسترش نيروي دروني و بالاتر رفتن سطح آموزش و حضور گسترده‏تر نيروهاي بسيجي از اقشار مختلف، كه به ديدگاه‏ها و روش‏ها و صلاحديد حضرت امام خميني در سمت فرماندهي كل‏قوا اعتماد و اعتقاد تام داشته‏اند. تحول گسترده‏اي را در عرصه دفاع و نبرد در تاريخ ايران و خاورميانه به وجود آورد كه يقيناً موجد و بنيان‏گذار اين شيوه از دفاع مردمي و شهادت‏طلبانه با نگرش به قيامت‏انديشي احدي‏الحسنيين، حضرت امام خميني(ره) بوده است كه مجريان و فرماندهان عملياتي و ميداني آن فرماندهاني چون آيت‏الله خامنه‏اي، شهيد دكتر مصطفي چمران، نمايندگان امام در شوراي عالي دفاع و عناصر محركه آن شهادت فرزانگاني از علما و سياستمداران بزرگي چون شهيد آيت‏الله دكتر بهشتي، محمدعلي رجايي و محمدجواد باهنر و نيروهاي انقلابي توسط منافقين بوده است تاكيدات امام خميني مبني بر حضور آحاد مردم در جبهه‏هاي نبرد، و تعريف دفاع و نبرد ديني براي حفظ اسلام و سرزمين اسلامي، نيروهاي مسلمان را در راستاي حفظ اسلام، كشور و انقلاب، بسيج كرد، پديده‏اي كه نگرش ملي‏گرايانه و ناسيوناليستي از چنين بسيج و گردآوري توان دفاعي كشور، از تعين آن قطعاً ناتوان و ناكار آمد بوده است. و اين توفيق بسيار مهم فقط از آن امام خميني و اسلام‏گرايان پيرو امام خميني است و به هيچ جريان ديگري تعلق ندارد. گام هفتم: پيروزي‏ها در نبرد و فتح خرمشهر در پي اين تحولات سلسله عمليات هاي مختلفي به انجام رسيد كه عمليات «خميني روح خدا، فرمانده كل قوا» نقطه آغازين آن بود كه در پي چند رشته عمليات در جبهه‏هاي مختلف ابتدا در پي دستور اكيد امام خميني بر مبني بر شكست حصر آبادان، علميات ثامن‏الائمه(ع)، آبادان از محاصره دشمن خارج شد، و سپس بستان آزاد شد و در عمليات فتح‏المبين، بخش اعظم مناطق اشغالي از وجود دشمن پاك شد و يكي از حماسه‏هاي بسيار عظيم تاريخ ايران رقم زده شد كه پيروزي‏ها در اين عمليات، گام بلند پيروان شهادت‏طلب و اسلام گراي معتقد به رهبري امام‏خميني و نبرد براي اسلام را براي فتح خرمشهر و هويزه استوارتر كرد. نيروهاي مشترك ارتش و سپاه با بدنه گسترده نيروهاي مردمي در سوم خرداد 1361 يعني حدود يازده ماه پس از بركناري ملي‏گرايان از عرصه فرماندهي نبرد، خرمشهر را به همراه بخش‏هاي وسيعي از خاك كشور آزاد كردند كه اين پيروزي نقطه اوج پيروزي‏هاي ايراني در عرصه نبرد بوده است كه در پي اين فتح عظيم امام خميني پيام مهمي را براي رزمندگان و مردم ايران و دولت هاي منطقه صادر كردند كه از حيث تاريخي اهميت بسيار دارد. خدايي ‏بودن فتح خرمشهر توجه به مفاد پيام به خوبي حكايت از آن دارد كه نگاه رهبر توحيدي دفاع مقدس، نگرش جامع الاطراف به انگيزه‏هاي نبرد و نيروهاي رزمنده و شرايط برتر سياسي و نظامي جمهوري اسلامي و انقلاب و انذار صدام و حاميان او مي‏باشد مهم‏تر آن كه پيش‏بيني دقيق و درست سياسي آن عارف روشن ضمير از تحولات آينده خاورميانه، برگ افتخار بزرگي در تاريخ رهبري توحيدي انقلاب اسلامي است كه ضمير تأكيد بر اصل اساسي فداكاري و تعهد فتح را بارز قدرت باري تعالي مي‏بيند. «سپاس بي‏حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامي و رزمندگان متعهد و فداكار را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود و اينجانب با يقين به آن كه «ماالنصر الامن عندالله» از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور «بقيةالاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا» را از چنگ گرگان آدمخوار آلت دست ابرقدرتان خصوصاً امريكاي جهانخوار بيرون آورد و نداي الله‏اكبر را در خرمشهر عزيز طنين‏انداز كرد. و پرچم پرافتخار و «لااله الا‏الله» را بر فراز آن شهر خرم كه با دست پليد جنايتكاران غرب به خون كشيده شده و خونين شهر نام گرفت تشكر مي‏كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند.» دقت در واژه واژه پيام آن عزيز سفركرده توجه و اهتمام امام خميني(ره) نسبت به ترسيم يك تصوير درست سياسي، در عين برداشت معنوي از حقايق نبرد، در دو جبهه دارد. تعبير «گرگان آدمخوار آلت دست ابرقدرت امريكا»براي صدام و فرماندهان و سربازانش تعبير روشن‏بينآن هاي است كه تاريخ نيز آن را به اثبات رساند. و سخن از آلوده بودن «دست پليد جنايتكاران غرب" به خون جوانان و شهداي خرمشهر» همراه با احساسي‏ترين، معنوي‏ترين و حماسي‏ترين عبارت «طنين‏اندازي نداي الله اكبر در خرمشهر عزيز و اهتزاز پرچم پرافتخار لااله‏الاالله بر فراز آن شهر خرم" به ميان مي‏آورد. و مهم‏تر آن كه با اعلام يقين به اعمال نصرت از ناحيه خداوند همه اين پيروزي‏ها را به خداوند منسوب مي‏كند. ستايشگري حضرت صاحب‏الامر(عج) فرماندهي كل قوا، ستايشگري و تقدير از رزمندگان توحيدي را در حد خود و سايرين نمي‏بيند زيرا او به طور قطع ارزش و عظمت شهادت‏طلبي در راه خداوند اهميت جهاد در برابر قدرت‏هاي كافر و ستمگر را مي‏شناسد و سربازان ارتش بعث را گمراه‏شدگان بدبختي مي‏داند كه با فشار و زور ابرجنايتكار دهر به تباهي كشيده شده اند و مقوله فداكاري براي اقدامات جنايتكارانه را تباهي ابدي مي‏داند.و بر فرازمندي و علّو مرتبه آنان چنين اذعان مي‏نمايد: «آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت و برپاكننده عدل الهي در سراسر گيتي، روحي لتراب مقدمه‏الفدا مي‏باشند آنان به آرم «مارميت اذرميت و لكن الله رمي" مفتخرند، مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزيزان و نور چشمان اسلام اين فتح و نصر عظيم كه با توفيق الهي و ضايعات كم و غنايم بي‏پايان و هزاران اسير گمراه و مقتولين و آسيب‏ديدگان بدبخت كه با فريب و فشار صدام تكريتي اين ابرجنايتكار دهر به تباهي كشيده شدند.» همه‏جانبه‏نگري منصفانه رهبري هوشمند انقلاب و فرماندهي دفاع مقدس بدون تعصب و تعلق به طيف خاصي، اين پيروزي بزرگ را از آن همه نيروهاي حاضر در صحنه نبرد مي‏داند ادبيات امام در نوشتار، نوعي تعليم و توجه به مورخان و خاطره‏نگاران و گزارش‏نويسان دفاع مقدس است كه بدون تعلق سازماني و يا تمايل صنفي، به بيان حوادث بپردازند، پديده نامعقولي كه در جريان تاريخ‏نگاري و گزارشگري نبرد اتفاق بسيار افتاده است كه مراكز نظامي و پژوهشي و تبليغي و رسآن هاي به صورت بخشي‏نگرانه طيف به‏خصوصي از نيروها را مورد توجه قرار داده‏اند كه بيان آن در شأن اين مقال نيست. امام خميني در تجليل از رزمندگان هوشمندانه از همه عناصر حاضر در نبرد ياد مي‏كند و بدون توجه خاص فقط به فرماندهان چنين مي‏نويسد. «مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنين فداكاراني هستند كه ستاره درخشنده پيروزي‏هاي آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نورافشاني خواهد كرد و مبارك باد بر ملت عظيم‏الشأن ايران، اين چنين فرزندان سلحشور جان بر كفي كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند با دشمنان باطني و دشمن ظاهري پيروزمندانه و سرافراز امتحان خويش را دادند و براي اسلام پيروزي آفريدند. هان! اي فرزندان قرآن كريم و نيروهاي ارتشي، سپاهي، بسيجي ژاندارمري، شهرباني، كميته‏ها، و عشاير و نيروهاي مردمي داوطلب و ملت عزيز، هشيار باشيد كه پيروزي هر چند عظيم و حيرت‏انگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند.» ادبيات روان و تركيبات مفهومي متنوع در پيام امام خميني ضمن آن كه حكايت از رواني طبع و گستردگي حوزه اطلاعات و دانش و قدرت بهره‏مندي از واژه‏ها دارد به خوبي از شادماني و سرور بيش از حد نويسنده و سر شوق‏آمدن وي حكايت دارد. اما اين شوق و شادماني سبب نمي‏شود او از ياد خداوند غافل شود و نسبت به احتمال بروز چنين خطري هشدار ندهد. تذكر به دولت هاي منطقه منطق سياست و تعامل بين‏الملل، منطق قدرت و اعمال فشار بر دشمنان است و فتح خرمشهر نماد برتري قدرت ايران در ابعاد مختلف بود و به دنبال آن منطق سياسي ايران اسلامي و رهبري آن را در تعامل با دولت هاي حامي صدام و عراق تغيير داد؛ چرا كه با وجود پيروزي به دست آمده، امكان فشار بر دولت هاي منطقه كه حامي بي‏چون و چراي صدام بوده و امكانات و تجهيزات ارتش عراق را با استفاده از فروش گسترده نفت، تامين مي‏كردند، فراهم آمد. اما اين اعمال فشار نه در مسير سيطره و سلطه بر كشورهاي منطقه بود، بلكه در جهت رفتاري منطقي، اخلاقي و اسلامي و پرهيز از دشمني با مردم ايران بوده است و بي‏سبب نبود كه امام خطاب به سران عرب منطقه خاورميانه، آينده همكاري و هماهنگي با صدام را به خوبي و به عيان پيش‏بيني مي‏كند و واقعيت هماهنگي با صدام را برخلاف منافع آن دولت ها اعلام مي‏دارد. «[من‏] از نصيحت به حكومت‏هاي همجوار منطقه دريغ ندارم و آنان مي‏دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم دولت و ملت پيروزمند ما از موضع قدرت سخن مي‏گويند و من به پيروي از آنان به شما اطمينان مي‏دهم كه از اطاعت بي‏چون و چراي آمريكا و بستگان آن برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد از ما به جز خير و پشتيباني نخواهيد ديد و شما بدانيد آن‏قدر كه ابرقدرتها از صدام اين نوكر چشم و گوش‏بسته پشتيباني كردند، از شماها كه قدرت‏هاي كوچك و حكومتهاي ضعيف هستيد پشتيباني نمي‏كنند و شما عاقبت اين جنايتكار و هم‏قطار جنايتكارش شاه مخلوع را به عيان ديده‏ايد قدرت‏هاي بزرگ بيش از آن كه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي‏كنند. و شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي‏كشند.» پيش‏بيني امام خميني از اين فراتر هم مي‏رود و به صراحت و روشني آشكار مي‏كند و به وضوح خطاب به دولت هاي عربي منطقه با يادآوري مبالغ هنگفت كمك‏هاي دلاري دولت عربستان مصر و كويت، سودان مي‏فرمايد. «شما بدانيد اگر صدام ـ خداي نخواسته پيش ببرد شما را به آتش مي‏كشد صدام وضع روحيش اين است در روحيه صدام تبهكاره، آدم‏كشي و جنايت هست اگر خداي نخواسته سلطه‏اي پيدا بكند حجاز، سوريه كشورهاي خليج و كويت را از بين خواهد برد. جنس اين آدم اين‏طوري است همان طور كه جنس اسرائيل اين طور است. جنايتكار است و به جنايت دلخوش مي‏كند اينها برادر هم هستند.» عادي نبودن آزادسازي خرمشهر پنج روز پس از پيام تبريك امام خميني به مناسبت آزادسازي خرمشهر، در يك نشست با جمعي از اعضاي ستاد بسيج اقتصادي، در هشتم خرداد 1361 بر مادي نبودن آزادسازي خرمشهر تاكيد كرد و سخن از حقيقتي به بيان آورد كه تاريخ اسلام بر اساس گواهي قرآن شاهد عيني آن بوده است؛ آن‏گاه كه خداوند به مومنان درباره ياري رساندن به وسيله ملائكه در جنگ بدر اشاره مي‏كند و بر شرايط غيرمادي نبرد و ياري خداوند و پيروزي مسلمانان تاكيد مي‏ورزد، لذا امام خميني با عنايت به آن حقيقت واقع شده در جهان اسلام عصر نبوي(ص) بيان مي‏دارد. «فتح خرمشهر مساله‏اي عادي نبود. اينكه پانزده الي بيست هزار نفر به اسارت دربيايند و تسليم شوند، عادي نيست بلكه مافوق طبيعت است. ايران امروز به عنوان ايران بزرگ و نيرومند مطرح است. در همه جا بر سر زبآن هاست.» تاكيد امام خميني بر نصرت الهي و ياري خداوند آن قدر هست كه حكايت از يقيني بودن براي حضرت ايشان دارد و به اين نصرت الهي نه در جنگ بلكه در همه مراحل مختلف انقلاب باور دارد. «ما از اول انقلاب و بعد از پيروزي هر چه داريم، معجزات بود. كدام قدرت توانست چنين رژيم دو هزار و پانصد ساله را با همه ابزارهاي جنگي و سلاح‏هاي مدرن از اين كشور بيرون كند و شكست دهد و كدام قدرت است كه امروز در جبهه‏هاي جنگ در مقابل اين همه تجهيزات پيروزي حاصل مي‏كند و كدام قدرت بزرگ است كه در دل اينها آن‏طور رعب و ترس مي‏افكند كه فوج فوج خود را تسليم مي‏كنند... در صورتي كه برادران ما و شما با ثروت و امثال اينها در بيابان هجوم مي‏كرد. كدام قدرت است كه آن ها را آن طور مرعوب كرد كه يكباره سلاح‏ها را زمين گذاشتند و تقديم كردند و هر كدام مي‏توانستند خودشان را به شط انداختند و هلاك شدند يا با شنا خارج شدند و هر كدام نمي‏توانستند اسير و تسليم شدند.» تلقي" من عندالله بودن" پيروزي‏هاي رزمندگان اسلام، و توجه به حقيقت نظام هستي و نصرت الهي باور و ايماني بود كه از ناحيه رهبري فيلسوف و عارف انقلاب به جوانان و رزمندگان و فرماندهان عرضه نبرد و انقلاب منتقل شد و ادبيات و گفتمان حاكم بر نيروها، گفتمان توحيدي شهادت‏طلبانه و خداگونگي رفتاري بوده است. تلاش براي ماندگاري فتح خرمشهر امام خميني در تلاش براي بالابردن روحيه دفاعي مردم ايران به دفعات و به صورت‏هاي مختلف پديده آزادي خرمشهر و پيروزي بزرگ اسلام‏گرايان ايران را به مردم ايران صدام و دولت هاي منطقه يادآوري مي‏كند. وي بعد از عمليات محرم مي‏فرمايد: «در همين عمليات محرم قواي مسلح ايران آن قدر پيشروي كردند و قريب دو هزار اسير گرفتند. صدام در نطقش مي‏گويد ايران حمله كرد لكن ما آن ها را شكست داديم. در قضيه خرمشهر هم شما توجه كرديد كه مدت‏ها انكار مي‏كردند كه خرمشهر از آن ها پس‏گرفته شده است الان هم سردار قادسيه مي‏گويد كه سپاه و ارتش من چه كرده‏اند [صدام‏] بايد نفرينش را به امريكا بكند كه چنين كلاهي بر سرش گذاشته‏اند و تاكنون بسياري از كشورهاي خليج [فارس و اطراف خليج‏فارس‏] از همه طرف به عراق كمك كردند كاري هم نتوانستند بكنند...» سعي و اهتمام امام خميني در يادآوردن حادثه خرمشهر نيز همراه با تذكر به يادآوري حضور قدرت خداوند در همه عرصه‏ها بوده است لذا ضمن يادآوري مجدد پيروزي خرمشهر در تاريخ نوزدهم بهمن‏ماه 1361 و در ملاقات با همافران و افسران نيروي هوائي باز هم بر امداد الهي آزادي خرمشهر تاكيد مي‏فرمايد. «شما گمان مي‏كنيد اين رعبي كه خدا در دل اينها انداخته است به واسطه تفنگ و قدرت ماست اين رعبي كه در صدر اسلام هم خداي تعالي، پيغمبر اسلام را بر دشمنانش پيروز كرد و الا آن ها هم در مقابل دشمنانشان ساز و برگي نداشتند اينكه وقتي الله‏اكبر گفته مي‏شود و فوج فوج سنگرها را خالي و فرار مي‏كردند و همين اخيراً اطلاع داريد به مجرد اينكه اينها حمله كردند و صداي الله اكبر را بلند كردند آن ها فرار كردند در خرمشهر و جاهاي ديگر هم همين شد ما بايد اين همت خداوندرا حفظ كنيم... و خودمان را فرمانبردار او بدانيم.» خلاصه و نتيجه‏گيري بررسي مواضع امام خميني در ارتباط با پديده اشغال و آزادي خرمشهر هر چند به كاوش‏هاي علمي بيشتر نياز دارد و مستلزم توجه به نگرش اسنادي، خاطرات و بررسي ريز وقايع و حوادث آن دوره از تاريخ شكوهمند ملت ايران است، معذلك بازبيني اظهارات رسمي و سخنراني‏هاي آن رهبر فرزانه و روشن‏ضمير، شجاعت و درايت ايشان را در لحظات بحراني نبرد و اتخاذ رويه صحيح و درست و منطقي نشان مي‏دهد خاصه آن كه امام توانست راه نويني را در عرصه نگرش به حيات و زندگي بشري و مقوله دفاع بشري از حيات و زندگي و دين و آرمان هاي متعالي بگشايد و آزادي خرمشهر تابلوي برجسته و زيباي اين شاهراه بزرگ انساني و توحيدي است.

نويسنده: يعقوب توكلي

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=35217

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انعكاس حماسه فتح خرمشهر در آيينه شعر

خرم آن شهر كه در كشور دل جا دارد

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر

حماسه خرمشهرحماسه اي شگفت، ژرف و تكان دهنده است. حماسه اي كه همچون نگيني تابناك بر تارك مقاومت مردم اين مرز و بوم مي درخشد و قلبها را از شور و ايمان سرشار مي سازد. اين حماسه در قلمرو سحرانگيز شعر و ادبيات پايداري هم از جايگاه رفيع و ويژه اي برخوردار است.آثاري كه در اين مورد خلق شده با رويكرد اجتماعي افزون تري روبرو شده، تا جايي كه برخي از اين آثار در

شمار شاهكارهاي ادب معاصر مرتبه اي ممتاز يافته اند وهمين منزلت موجب شده تا بر سر زبانها جاري شوند.

روانشاد دكتر سيد حسن حسيني در شرح غزل "غريبانه" در كتاب گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس، چنين نوشته است: "گرفتن يا گل كردن و به تعبير اهل فرنگ"هيت" شدن يك شعر يا ترانه در گرو شرايط پيدا و پنهاني است كه به سختي تن به همنشيني با هم مي دهند. بايد در غم از دست رفتن خرمشهر سوخته باشي تا براي هميشه اين غزل پرويز بيگي با صداي حزن آور نوحه خوانان جنگ در دهليز جانت طبل عزا و حماسه را به صدا درآورد. بيگي حبيب آبادي را بايد با اين غزل شناخت."

در بررسي جلوه هاي حماسي خرمشهر مي توان گفت كه نخستين طيف از اشعار مربوط به حماسه خرمشهر، اشعاري است كه مربوط به ايام غم انگيز سقوط اين شهر مي باشد. در اين گونه اشعار، شاعر با بيان ستمي كه به اين شهر و ساكنان آن روا شده است لزوم جهاد تا پيروزي، يا همان شعار معروف دوران جنگ را يادآور مي شود كه: "جنگ جنگ تا پيروزي."

همچنين بسياري از شعرهاي مربوط به حماسه خرمشهر سروده شاعراني است كه خود در ميدانهاي نبرد حاضر بوده اند. حضور بسياري از شاعران در صحنه حماسه خرمشهر موجب شد تا جغرافياي اين منطقه در شعرها حضوري پررنگ داشته باشد و مخاطب بتواند فضا را با تمام عظمت فاجعه يا حماسه يا هنگام سقوط يا فتح خرمشهر احساس كند. در اكثر آثار شاعران واژگاني كه داراي حس گرم جنوبي است، مورد استفاده قرار گرفته است؛ همانند: شط نخل، خورشيد، خرما، كارون، زخم، اروند، شقايق، كربلا، مرغان مهاجر، بلم، تشنه، ساحل، سوخته و...

بخش قابل توجهي از اشعار حماسه خرمشهر مربوط به ستايش پايمردي، شجاعت و ايستادگي خستگي ناپذير آنان است، در اين آثار به شهيد محمد جهان آرا و شهيد محمد حسين فهميده به عنوان نماد ايستادگي نگريسته شده و اين شخصيتها مورد تحسين قرار گرفته اند.

از حيث قالب هم مي توان گفت كه اغلب قالبها، قالبهاي متداول شعر همچون غزل، مثنوي، رباعي، دوبيتي و آزاد به استقبال اين مفهوم شتافته اند. آن چه در پي مي آيد يادي و نگاهي است به سروده هايي كه هر يك سندي ارزنده و ماندگار از حماسه اي سرخ و باشكوه است و البته ذكر آثار تمامي شاعران كه در اين عرصه رسالت خويش را به انجام رسانيده اند، ميسر نمي باشد كه جاي پوزش بسيار دارد.

٭ حسين اسرافيلي:

باز خونين شهر ما، خرم شود

باز هر گلدسته اي پرچم شود

٭ محمود اكرامي:

شهري كه مي گويند شهر خورشيد باشد، همين جاست

شهري كه يوسف در آن جا ترس از برادر ندارد

٭ قيصر امين پور

تو همچون غنچه هاي چيده بودي

كه در پرپر شدن خنديده بودي

مگر راه حيات جاودان را

تو از فهميده ها، فهميده بودي

٭ آرش بارانپور:

آه اين كشف جاودان خونين شهر را/ با كدام زبان بايد سرود؟/ بگذار جهان بداند/ بر اين قوم قهرمان چه گذشته است/ بر خرمشهر/ كه درود عشق، هزاران بار/ بر خاك مقدس و پاكش باد...

٭ نادر بختياري:

با اين كه هزار بار ويران شده اي

در خاطر ما هنوز خرمشهري

٭ پرويز بيگي حبيب آبادي:

ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه

هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه

٭ تيمور ترنج:

هنوز هم از بندرگاه/بوي عرق تن كارگران مي آيد/باز گشته ايم/تا اين زخمي را/كه بر گرده خونين خاكمان نشانده اند/التيام دهيم

٭ كاظم جيرودي:

خرم آن شهر كه در كشور دل جا دارد

كوچه اي پر زگل لاله حمرا دارد

٭ احمد زارعي:

شهيدم! محمد! برادر! منم

كه در شهر خونين قدم مي زنم

٭ مجيد زماني اصل:

خرمشهر!/هرگز از خاطر نخواهيم برد/صميميت سيال تو را/ بوي نخلي كتفهايت را و شرجي ات را...

٭ حميد سبزواري:

به شهر آتش و خون و حماسه، خرمشهر

به پاي صبر زراهي دراز آمده ايم

٭ محمود شاهرخي:

الا شهرخرم، الا شهر خون

كه شد از ستم خاك تو لاله گون

٭ بهمن صالحي:

غم عظيم دل ما به دور شد زين فتح

كه جان مام وطن باد از شما مسرور

٭ محمدرضا عبدالملكيان:

مژده فتح خرمشهر/در ساعت چهار بعد از ظهر/در خيابان آزادي/غريو شادي در طوفان حنجره ها/ و اشك زلال شوق/در سپيده چشمان شهر...

٭ علي عدالتي:

الا شهر حماسه، شهر خرم

تو را دست خدا آزاد كرده است

٭ همايون عليدوستي:

اي چشمهايت تا ابد بيدار، خرمشهر

وي كوه عزمت همچنان ستوار، خرمشهر

٭ ناصر فيض:

خانه ام روزي در اين جا بود و نيست

آن طرف همسايه ما بود و نيست

٭ مشفق كاشاني:

نيست در ديباچه ياد تو جز تصوير فتح

آنچه در پيكار، شيران دلاور ديده اند

٭ سپيده كاشاني:

اي شهر خرم شهر، اي خاك گهرخيز

اي سينه، پر آذرت از غصه لبريز

٭ شيرينعلي گلمرادي:

به شهر سوخته سرفراز مي گويم

كه ايستاده چنين در فراز مي گويم

٭ يدا.. گودرزي:

اي شهر هميشه سبز و خرم

از خاطره ها نمي شوي گم

٭ محمدعلي محمدي:

خرمشهر/دستان اهتمام پر از خالي/چشمان انتظار نمكسود/دلهاي داغدار/شگفتا/اميدوار مثل اوان جنگ/اين جا هنوز جنگ به پايان نمي رسد...

٭ اميد مسعودي:

... شهري كه درآمد و شد كهكشاني از ستاره هاي خون آلود/پيروزي را معنا كرد/و استقامت را تفسير/هنوز هم ميل بودن دارد/خرمشهر

٭ علي موسوي گرمارودي:

بلند آستان، شهر خونين ما

ز تو خرم، آيين ما، دين ما

٭ سيميندخت وحيدي:

آه خونين شهر من، اي شهر من

دشمنت كي مي رهد از قهر من

٭ محمدرضا ياسري(چمن):

گر چه كارون باشد از ما تشنه تر بر آب عشق

همچو خرمشهر جاري آب دارد تاب عشق؟

٭ و...

٭ كامران شرفشاهي

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=104865

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مقالات فتح خرمشهر

http://article.oxinads.com/articlecats.php?keyword=%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87+%D9%81%D8%AA%D8%AD+%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1

................

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=archive&ID=26&S1=100151

تصاويرفتح خرمشهر

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8603020507

سرودهاي فتح خرمشهر

http://tv3.irib.ir/sound1/music.asp?id=41&class=True

....................

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73064&categoryID=4508